تبلیغات
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

حرف دل
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

مهم ترین وظیفه
"شناخت و انجام وظیفه" است.
فصلهای دلاوارنامه
پستوی دلنوشته ها
ختم صلوات
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر "ارواحنا فداه"






کاتب
قدمهای بر چشم دلاوار
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
قدمهای امروز :
قدمهای دیروز :
قدمهای این ماه :
قدمهای ماه قبل :
کل قدمها :
آخرین قدمها :
  
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
جستجو در دلاوارنامه

دوستان دلاوار
حلقه معرفت
سید جلال الدین حسینی (واعظ)
محیط مذهبی
کلبه فقه و حقوق
داهول
هشتمین ستاره
صمصام علوی
تنهایی...عشق
منتظران آفتاب
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
افلاکیان
لشگریان عشق
دست نوشته های یک نسل سومی
عصر ظهور
نوبهار دلها
مهندس مسلمان
مکائد ابلیس
پلاک هشت
پا به پایِ ماه
افسران امام خامنه ای
جا مانده از...
نسل حضور
عروس خورشید
قصه انتظار
کوثر بی کرانه
می نویسم برای مظلومیت آقام سید علی
راه نزدیک
غروب طلائیه
طلبه پاسخگو
بار امانت
سهم من
کجایی سبزترین بابای دنیا؟
میثم تمار
جای خالی...
وارثان انتظار
دلنوشته های یک بچه +
اسطوره های آسمانی
پیام شهبند
طرحی نو
محراب یار
پشت خاکریز
بالاتر از بالاترین(طنزهای سیاسی)
سراج
والعاقبة للمتقین
همسفرشهدا
المرأة ریحانه
بهشت دور نیست
این روزها که میگذرد
الهم عجل لولیک الفرج
تسنیم-تبریز
به سردی فرات
میقات
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
اشعار عاشورایی
خاکریز انتظار
شهر لاله ها
یک قدم تا خدا
خورشید
بصیرت
ضجه های زنی خسته

پیوندهای روزانه
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
آخرین دلنوشته ها
که روی توبه ندارم...
الله اکبر از این مردم...
نامه یک دوست عزیز به علی عزیز...(فرزند شهید احمدی روشن)
لاحول ولا قوة الا بالله...(از دلاوارنامه)
صــــــــــــــــــــــــبر استــــــــــــــ...(از دلاوارنامه)
عشق و چمران...
اینو دوباره گذاشتم..برای تویی که به عشق غیر خدا گفتی نه...
نفسی در هوای خامنه ای..
پیکان + پهپاد
معامله به این میگن...
حســـــــین...2(از دلاوار)
حســـــــین...(از دلاوار)
یا حسینامون بوی حسن میده
بدون عنوان!!!
کوتاه اما...
یه روز بارونی
پرندگان را بنگر...(از دلاوارنامه)
تا تو را فهمیده ام...(از دلاوارنامه)
حب دنیا و ذکر و دامن! درویش!!!(مخصوص آقایان؛ برای گرفتن رمز پیام بگذارید و آدرس وبلاگ یا ایمیلتان را قرار دهید)
عشقم تویی...(از دلاوارنامه)
از عید فطر تا عرفه...عید قربان بر همه شما عزیزان مبارکباد
شکارچی شنبه و یک حبه قند...جاهدوا باموالکم
آیت الله شاه آبادی: امام موسی صدر زنده است و به زودی به ایران باز میگردد.
حرم هستی...(از دلاوارنامه)
گرما تویی...(از دلاوارنامه)
هوس دل...(از دلاوارنامه)
دل دارم...(از دلاوارنامه)
استاد عزیز و گرامی جناب آقای دکتر مسعود درخشان و قیام وال استریت
دلم گم کرده راهش را...(از دلاوارنامه)
دور هم خوش میگذره...نه؟

بـا دیده بـه بـاغ دل مـن آمـده ای           زیبا چو گل و سرو و چمن آمده ای

این دیده دلاوار کند فرش شما           چـون لالـه و سنبل و سمن آمده ای

انشاءالله مدیون وقت شما نباشم


فصل : شعر دلاوار,
توی این روزها و شبهای توبه...من که روی توبه ندارم...
میرم مسجد دستامو بالا میگیرم...شما برام دعا کنید...

سرم ز ســجده بـــرآرم کــه روی تـوبه ندارم
ز ابــر دیـــده چــه بارم؟ که روی توبه ندارم

به پـای عشق تو سنگم به دیده ات چو غبارم
به دسـت مــهر تـو خارم که روی توبه ندارم

طـمع به رحم تو کردم حریص عشق تو بودم
نــگه بـه حــال نـزارم کــه روی توبه ندارم
 
ز آب لطـفِ خـدایـی بـریـز در شــب قـبرم
بــه سـوز آتـش بـارم کــه روی توبه ندارم
 
نه پای رفـتنم اکنون نـه جـرأتی کـه بمــانم
خودت بیـا بـه کنـارم کـه روی توبه ندارم
 
مگو که لطـف مـن افزون ز بار اثم تو باشد
مگو کـه گوش مـدارم کـه روی توبه ندارم
 
من عاشق تو نبودم نه مست بوده نه گویم
ز دوری تــو خـمارم کــه روی توبه ندارم
 
به غمزه­ای همه دینم ببرد و چون نرسیدم
به لعل سـرخ نـگـارم کـه روی توبه ندارم
 
دروغ بوده چو گفتم ز عشق روی تو میرم
چـه غم ز آتـش نـارم که روی توبه ندارم
 
به غیر روی تو دیدم خـلاف حکم تو کردم
هم از صغیر و کبارم کـه روی توبه ندارم
 
براه دیده برفتم زشهوت این هـمه مــستم
وخشم کرده شکارم که روی توبه ندارم
 
بسیم و زر نرسـیدم بـدوش و بر نرسیدم
شدی توشرط قمارم که روی توبه ندارم
 
نکرده ام چو تلاشی که عقل و دل برهانم
ز بند نفـس و حصارم که روی توبه ندارم
 
چه بدسگال وچه پستم ببین چه رفته زدستم؟
مــرا بــران ز دیـارم کــه روی توبه ندارم
 
نه از حضور تو شادم نه غم ز هجر تو دارم
نه مستم و نه خمـــارم کــه روی توبه ندارم
 
تـمام قـلــب سـیاهـم چــکیــده بر رخ زردم
ز ابر ســرخ بهــارم کــه روی توبه ندارم

به حـق نالــه ی زهـرا به نام نامی مـولا
"دلا" بگو تو به یارم که روی توبه ندارم

ایــــــــــــــــــ جانمــــــــــــــ...

 مردمــــــــــــ همیشهـــــــــــــــ در صحنهــــــــــــ

 

اماما...بر عهد خود مانده ایم ما...

چونان که تو

 قلبت آرام و مطمئن خواهد ماند

تا علم در دست علی است...

اللهـــ اکـــبر...

اللهـــ اکـــبر...

اللهـــ اکـــبر...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
نامه ای از کسی که 25 سال پیش مثل امروز تو بود
سلام علی جان! چقدر بزرگ شدی در کمتر از یک ثانیه، علی جان از امروز همه تو را با یک پسوند و پیشوند خواهند شناخت، تو فرزند شهیدی و این یعنی بابایت از خودت مهم تر می شود در تمام زندگیت
خیلی سخت است که کسی نباشد که تا دیروز بود، اما از امروز بابایی داری مهربان تر از همه ی باباهای عالم
بابایی که داشتنش به تمام تحقیرهای عالم می ارزد، بابایی که نگاه سنگین به یتیمی را از سرت بر می دارد
علی عزیز! خیلی ها با تو مهربان نخواهند بود، همانطور که با بابایت نبودند، این روزها تو آنقدر کوچکی که معنی سهمیه را نمی فهمی، معنیه معاف شدن از خدمت را نیز، این ها همه ی آن چیزی است که فرداتر دیوانگانی جای خالی بابا مصطفی را با آن متر می سنجند. راستی آماده باش بزرگ تر که شدی باید جواب محکمی برای این پرسش داشته باشی که بابایت حقش بود که بکشندش، علی عزیز، همه ی این ها به این می ارزد که بابایی داری که می توانی در همه ی جاهای خوب با او حرف بزنی، بابایی که شب های قدر کنارت بنشیند، بابایی که در حرم امام رضا دستت را بگیرد. بابایی که بشقاب خالی اش سر سفره ی افطار تمام اجر روزه ات باشد. بابایی داری که یک روز تو از او پیر تر می شوی، و البته بابای دیگری که بهترین بابای دنیاست
راستی علی جان، یک عکس خیلی خوشگل از بابا مصطفی قاب شده نگه دار برای شب عروسی ات در مراسم لازم می شود. آن روزی که نبودش را خیلی احساس می کنی خیلی.
و آخر، مواظب مادرت باش . . . هیچکس برایش علی نمی شود

فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

تقدیم به مولا...
از خنجر چشمت شده صد خصم تباه
سید علی ای، هلال ابروی تو ماه
تکبیر زدم چو چشم مستت دیدم
لاحـــول و لا قـــــوة الا بــــالله

2ft9a2v9owsyx63xld.png


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,شعر دلاوار,

صبر است بال پرواز، تا شانه های بی خواب........با جسم پاره پاره مجنون شوی، نه بــی تاب


   صبر است یک ستـــاره در آسـمان بـابـا........خورشید روی دامن، گم گشته شب به مهتاب

صبـر است یک برادر، چون کوه و سرو امـا........شمشیر در غلاف و دستی و مشک بــی آب

صبـر است جرعه ای آب، بعد از شکست ساقه.......با یــــاد نـــاله گـــل بر روی دست اربـــاب

صبـر است کــاروانی، در راه مجـــلس مــــی........زنجیر دست و پا و کشتی اسیـــر گــــرداب

صبر است خشم زینب، وان خطبه ای که سرداد.....بی پرده در میان، سگهای پســت مــــرداب

سلام علی قلب الزینب الصبور


فصل : شعر دلاوار,
عشق و چمران...
به قلم:دلاوار 04:01 ب.ظ

یادش به خیر...دهلاویه بودم این جمله شهید چمران رو روی یه ظرف یه بار مصرف نوشتم...الآن رو دیوار کنارمه همیشه...شادی روح بلندش صلوات....شادی روحش بلند صلوات...صلوات


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

آن روی کثیف سکه (سید شاهرخ موسویان)

درون یک کلاس درس دانشگاه/ میان دختران یک دختر زیبا و مه رو بود/

جمالش حسرت بوم کمال الملک/ لبانش سرختر از حمله چنگیز/

دو ابرویش کنار هم/ شبیه شاه بیت شعر یک شاعر/

فتاده آتش عشقش میان جزوه های درسی استاد و دانشجو/

ولی با این همه عاشق/دل مغرور آن دختر/اسیر یک جوان همکلاسی بود ایلاتی/

جوانی زاده یک کوچ/جوانی خوش قد و زیبا/ولی چون گپه های دختران ایل رمزآلود/

جوان محجوب و تنها بود/ وتنها مونس او یک کمانچه یادگار ایل/

تمام ایل روحش منزلی دیگر و در ییلاق دیگر بود/....


 

نذر کردم برای خامنه ای............که  کنم جان فدای خامنه ای

قبله ام گشته سوی چشم ولی............می پذیرد خدای خامنه ای

نشود از مسیر حق بیرون............آنکه بیند لوای خامنه ای

گشته ام غرق و آرزو دارم............نفسی در هوای خامنه ای

خشم حق را به جان مخر تو بجو............لطف حق در رضای خامنه ای

می عشق علی بنوشم در............لب لعل و صفای خامنه ای

از صفا تا به مروه من رفتم............تا ببوسم منای خامنه ای

هر که دارد هوای روح خدا............برود پا به پای خامنه ای

هر که خواهد برات کرب بلا............بشود آشنای خامنه ای

می روم تا خدا به ظلمت شب............با چراغ هدای خامنه ای

صحن چشمان من قدمگه اوست............همه قلبم سرای خامنه ای

شد هیاهو بلند و شد آرام...........به یکی هوی و های خامنه ای

چون مسیحا نی وجود مرا............می دهد جان چو نای خامنه ای

جان من تا ابد شود آرام............دم به دم با نوای خامنه ای

مرغ عشقم ببین که می خواند............در هوای همای خامنه ای

با ولای علی و آل علی............دم زنم از ولای خامنه ای

همه عقل و دلم ببرد و شدم...........من "دلاوار" رای خامنه ای

 


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,
پیکان + پهپاد
به قلم:دلاوار 01:25 ب.ظ

راننده: شوش،مولوی،راه آهن...1 نفر حرکت...
مسافر: داداش ، دربست وال استریتم میری؟؟؟
راننده: میشه 5 تومن
مسافر: 4
راننده: سگ تو ضرر...4 و نیم بیا بالا
مملکته داریما!

a1qiqvrvi2hw8vb0g51.jpg


فصل : گوناگون,
حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) ناراحت بود از اینکه چرا نمی تواند در راه خدا اسماعیلش را قربانی کند...

اسماعیل نباید قربانی میشد...زیرا نسل محمد مصطفی صلی الله علیه و آله باید از صلب اسماعیل علیه السلام باشد...

حضرت ابراهیم خلیل از این افتخار به خاطر رسول خدا گذشت...رسول خدا حسینش (ارواحنا فداه) را قربانی کرد....

یعنی...حسین منی و انا من حسین...چه بده بستانی داشته اند...
 
حبیب الله، خلیل الله، ذبیح الله، ثارالله

فصل : شعر دلاوار,گوناگون,
فصل : گوناگون,

تقدیم به بیابان قلبتان...جرعه ای از نام حسین

mzjjkqdii7dib4h7fs0d.jpg 

تقدیم به شب سیاهتان...شعاعی از نور حسین

kl2svbnlq1k8b3yfnia8.jpg


فصل : گوناگون,

سرد است بی طلوع تو تهرانمان ببین
زنده است آسمان و زمین نیمه جان ببین
خاکم به سر که غیرت من دود و خون شدست
خون تو هست آبی این آسمان ببین
راه حسین و خون تو از جنس غیرت است
با دود گشته ای تو به غیرت نشان ببین
شاه و گدا و مرد و زن و پیر و هم جوان
با عشق توست ساز نفسهایشان ببین
ای مقدمت مبارک اهل سما حسن
راه نفس بگیر و مقدّم بر آن ببین

....
خدایا دیگه شهادت میخوام...میخوام نابود بشم...نیست بشم...شهادتی که دادی به حاج حسن...بازم داری؟
ولی نه...خدایا نمیخوام نفس این مردم رو به من آلوده کنی...یه کاری کن که دق کنم...یه کاری کن که بگن دق کرد و شهید شد...میدونم اگه آلودگی هامو بریزن تو آسمون و دریا همشون نجس میشن...یه طوری نابودم کن که هیچ چیز حتی به قدر نفس کشیدن ازم باقی نمونه...حاج حسن...نفس شدی...قلم شدی...روح شدی...نور شدی...داشت یادمون میرفت حاجی علی اکبرو...همت بیدارمون کرد...داشت یادمون میرفت همتو آوینی قلبمونو تسخیر کرد...داشتیم گم میکردیم آوینی رو صیاد صیدمون کرد...داشت موج صیاد آروم میشد طوفان کاظمی شروع شد...داشت طوفان کاظمی فرو مینشست زلزله مقدم شروع شد و دود حاج حسن توی سینه هامون نشست...
آسمون...یه چند روزی آروم باش...بارون نیا...باد بایست...میخوام خون حاج حسنو نفس بکشم...میخوام با غیرت بشم...میخوام مرد بشم...میخوام شهید بشم...آسمون نگاه کن...ابر حاج حسن میخواد خون بباره...امسال محرم آه سرد سینه هامون بوی خون میده...
یا حسینامون بوی حسن میده...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
بدون عنوان!!!
به قلم:دلاوار 12:36 ق.ظ

دختر پدر (فروشگاه): سلام آقا! جوراب مردونه دارید؟

بله خانم کوچولو! یه جفت میخوای؟

نه! یه دونه برای پای چپ...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,
کوتاه اما...
به قلم:دلاوار 12:25 ق.ظ

سلام مادر، از سازمان آمار نفوس و مسکن مزاحم می شم، شما چند نفرید؟

مادر، سرش را پایین می اندازد و سکوت می کند.

حاج خانم! پرسیدم چند نفرید؟؟
پسرم! میشه خونه ما بمونه برای فردا؟

چرا مادر؟

آخه شاید از پسرم خبری برسه...؛!!!


توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن.

فصل : اقتصاد و فرهنگ,گوناگون,

پرندگان را بنگر...بالهایشان که باز است و پرواز میکنند؛ آنگاه که دست و پای در هوای دنیا نمی زنند و در رویای معشوقشان آرام آرام جیغ میکشند؛ بنگر که هر چه به آسمان نزدیک تر شوند و بالاتر روند کمتر بال میزنند و بیشتر در آسمان خیالش رها می شوند...

عقاب را که می نگری دور است و گنجشک نزدیک...او که می نگرد عقاب نزدیک است و گنجشک دور دور...

خدایا: بال پروازمان ده تا اوج...تا آنجا که دیگر  نه از ترس سقوط و نه از غم دنیا بال زنیم و هماره در خیال تو باشیم...

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

آیا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‏گویند

 وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ

 و پرندگان [نیز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند همه ستایش و نیایش خود را مى‏دانند

 وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ ﴿۴۱﴾-نور
 و خدا به آنچه مى‏كنند داناست (۴۱)-سوره مبارکه نور


فصل : شعر دلاوار,

 

سرد گشته آسمان دیده ام

 

 

قلبم اما گرم گرم؛

 

 

گر چه تا بالای بام آسمان خندیده ام

 

 

اشک غم را از گل دل چیده ام؛

 

 

پیش پایت ابروانم خار و خس باشد ولی...

 

 

قالی چشمان صد رنگ ریا برچیده ام؛

 

 

بذر احساس لطیفت بر زمین گرم دل پاشیده ام

 

 

تا تو را فهمیده ام...

 


فصل : شعر دلاوار,
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

 

عشقم تویی ای ماهرخ پرده نشین

 

 

دیوانه ز عشق تو شدم یار ببین

 

 

ای ماه شب تار تویی دلبر دل

 

 

لبهای تو خندان و همه زلف تو چین

 


فصل : شعر دلاوار,

 

این متن در روز عید فطر نگاشته شده است:

 

نسیم رحمت الهی ...

 

با عطر شکوفه های مغفرت از راه رسید و باران اشک

 

در بیابان دل بر بذر توبه پاشید،

 

تا گلهای سفید بخشش در بهار فطر روئیدند...

 

باغبان وجودم...

 

عمر گلهای سفید پاکدلیم که هدیه ات در شهر خوبیها

 

و در قرارگاه سحرهای اشک بود کوتاه است، آن را به

 

دست بهاری حجتت میسپارم تا شاید نسیم عرفه، باز غبار گناه دوریت

 

از گل برگهای نازک دلم بردارد...

 

دوستت دارم ماه خدا...

 

دوستت دارم عید خدا...

 

دوستت دارم عرفه...

 

پاک پاک پاک

 

عیدتون مبارک

 


فصل : شعر دلاوار,

نیازی به توضیح نیست که چرا باید بریم این دو فیلم را در سینما ببینیم. اما مختصر و مفیدش اینه که من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق...به جای اینکه فقط بشینیم و به سینما و سینماگران فحش بدیم به سینما بریم و حمایت کنیم از فیلم های ارزشی. اینم خیلی ساده بگم که اگر مردم از فیلم های ارزشی استقبال کنند ضد انقلابها هم میان و فیلم ارزشی میسازن...به این میگن اقتصاد رسانه. به این میگن صنعت سینما. به این میگن فرهنگ اقتصادی و نه اقتصاد فرهنگی...حالا که وضع اینجوریه ما هم چاره ای نداریم تا با اموالمون جهاد کنیم و حمایت کنیم از کارهای ارزشی. البته به نیت پاک و اخلاق خالقین این آثار کوچکترین شکی ندارم. روی حرفم با کسانی است که هیچ ملاک و ارزشی ندارن و فقط به دنبال پولن.

اگر میخواید به کسی هم عیدی بدید یا خوشحالش کنید دعوتش کنید سینما به صرف یک حبه قند. البته بهتره شنبه برید شاید شکارچی شنبه هم شکار خوبی زده باشه...

یا حق علی


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

دارم از خوشحالی دیوونه میشم...خبر زنده بودن امام موسی صدر اینقدر هیجان زدم کرده که واقعا نمی دونم چی بگم.

اگر چه خدا و سنت های خدا همیشه قابل تغییره اما این نقل از آیت الله شاه آبادی (فرزند آیت الله شاه آبادی استاد امام رضوان الله علیهم) است که از خبرگزاری جهان نیوز براتون گذاشتم:

این عارف وارسته چندی پیش و در حاشیه درس اصول اعتقادات خود در پاسخ به سوالی پیرامون وضعیت امام موسی صدر، نکات جالبی را اشاره فرموده بودند.

سؤال مطرح شده این بود: " از شما نقل شده است كه فرمودید آیت الله صدر زنده است. آیا این نظر متعلق به شماست و دیدگاه شما در این باره چیست؟ " که معظم له اینگونه پاسخ فرمودند:

" البته باید مساله قذافی حل شود. باید از مقام خودش خلع شود، اگر چنین شد راه درست کردن این امر یعنی آزادی ایشان آسان می شود. در این صورت دیگر قذافی حاکم نخواهد بود و ما می توانیم به خواسته های خود برسیم. یعنی ولی مسلمین با نفوذ در آن مملکت ایشان را به وطن بر می گردانند. تا قذافی آنجاست نمی توان کاری کرد. وقتی حکومت آنجا دست مردم مسلمان افتاد، آن وقت است که ولی مسلمین می تواند اقدام برای برگرداندن ایشان داشته باشد. قذافی مهره اسرائیل است و اسرائیل نمی خواهد که ایشان آزاد شود؛به خاطر نفوذی که ایشان در جهان اسلام دارد بر علیه اسرائیل. ولی وقتی مردم پیروز شوند دیگر اسرائیل و دشمنان اسلام راهی برای اعمال نظرشان در آنجا نخواهند داشت و نمی توانند دیگر کاری بکنند. مثل پس از انقلاب ایران که دیگر اراده آن ها نافذ در اداره و تصمیمات کشور ما نیست. نظر ما اینست که ایشان زنده اند و رو به ایران و مسافر ایرانند و دشمنان نمی توانند کاری کنند و بالاخره با پیروزی مردم لیبی، در زندان ها باز خواهد شد و همه زندانیان سیاسی خصوصا ایشان به وطن باز خواهند گشت. از خدا باید خواست که ایشان را صحیح و سالم به ما باز گرداند، انشالله."



...


فصل : شعر دلاوار,

 

شب آمد و گل در برم نیست                    جز فکر رخش  در سرم  نیست

 

 

بالای سرم در آسمانی                                 صدآه که یک بال و پرم نیست

 

 

هر جا نگهم فتاده هستی                                  هستی همه جز یک حرم نیست

 

 

قلبم به تو دادم ای نگارم                    جان وتن من که یک درم نیست

 

 

سنگین تر از این دو قطره اشکم                  هم نیست اگر چه یک گرم نیست

 

 

مهر تو و آتشت نیفتد                                     در دل که در آن کمی کرم نیست

 

 

دل گرچه سیاه گشته گفتش                        آن جنس بدی که نی خرم نیست

 


فصل : شعر دلاوار,

 

منم رو سیاه درت ای خدا

 

 

منم آن غلام کرت ای خدا

 

 

مرانم که می میرم از دوریت

 

 

بمیرم فدای سرت ای خدا

 

 

ذلیلم اگرمن، نه یک ذره کم

 

 

بگردد ز جاه و فرت ای خدا

 

اگر می رسد بر من از سوی تو

 

فقیرم به خیر و شرت ای خدا

 

 

دلم سرد سرد است و گرما تویی

 

 

منم تشنه ام بر برت ای خدا

 


فصل : شعر دلاوار,

 

دل غمدیده من باز به شوق آمده است

 

 

لب سردم ز لبت بازبه ذوق آمده است

 

 

دل من در هوس دیدن روی چو مهت

 

 

قعر چه بود ولی باز به فوق آمده است

 


فصل : شعر دلاوار,

 

از عشق تو است آنچه در دل دارم

 

 

هم دل تو و هم دلبر و هم دلدارم

 

 

دیوانه اگر شوم ز رویت چه عجب؟

 

 

چشمی هوسی و پای در گل دارم

 


فصل : شعر دلاوار,

متن زیر قسمتی از سخنان ارزشمند جناب آقای دکتر مسعود درخشان

درباره قیام وال استریت در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است.

نفوذ سرمایه داری به جمهوری اسلامی

 شیوه تفکر این نظام که در همین دانشکده هم رایج است، تفکری که رشد انسان را در گرو رشد سرمایه می داند، نهادها، نحوه ارزش افرینی را مسئول می دانند که خواستار تغییر آن هستند. سرمایه داری تا جایی پیش می رود که در همین اتوبان مدرس در تهران تابلویی می بینیم که روی ان نوشته شده است شخصیت شما نوع ساعتی است که به دست دارید؛ این مسئله نشان می دهد سرمایه داری در جمهوری اسلامی ایران هم رسوخ کرده است. یعنی همه چیز را در خدمت سرمایه می دانند. این تفکر سرمایه داری است که مقصر بوده و مانند هوای مسمومی است که نمی دانیم وجود دارد و آن را استشمام می کنیم و دچار بیماری می شویم.

الهام گرفتن از میدان التحریر مصر

نکته دیگری هم که باید به آن توجه کرد اذعان مردم امریکاست که می گویند جنبش انها تحت تاثیر میدان التحریر مصر است و باید گفت نظام استعماری که سالیان سال مصر را تحت سلطه خود قرار داده بود، حال مردم همان کشور استعمار زده الهام بخش جنبش وال استریت شده اند. باید پرسید چند کتاب درباره بحران مالی کشور ما در این ۳ سال نوشته شده است. در همین مجله پژوهش های اقتصادی دانشگاه علامه اعلام کرده ایم که تمام مقالات انتقادی درباره نظام سرمایه داری را چاپ می کنیم اما یک مقاله هم برای ما ارسال نشده است. یعنی اساتید ما و همکاران بنده در این زمینه کم کاری کرده اند.

هر نظامی به نام غیر خدا حکومت کند دچار فروپاشی می شود.

باید گفت چیزی به عنوان فرو پاشی اندیشه های سرمایه داری نداریم و بنده با تاکید می گویم هر نظامی به نام هرکسی الا خدا حکومت کند دچار فروپاشی خواهد شد. اندیشه های شیطانی هم همیشه وجود داشته است و خواهد داشت. فروپاشی سرمایه داری اتفاق نمی افتد زیرا این نظام به شدت با حس شیطانی انسان همخوانی دارد و انسان ها دنباله آن خواهند بود.
برخی می گویند همه رشد کردند چرا ما رشد نمی کنیم. ۳۰ سال است از اقتصاد اسلامی حرف زده اید و کار ما به اینجا کشیده است که اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی را شاهد هستیم، در جواب باید گفت ۳۰ سال است گفته ایم این نظام بانکی اشکال دارد و غیر اسلامی است و چون به نام اسلام است کار را خراب کرده است. همان سرمایه داری را دارید به اسم اسلام به خورد مردم می دهید.
جایگزین سرمایه داری از ایران شکل می گیرد

فروپاشی نظام سرمایه داری که می گویند اتفاق نخواهد افتاد. اما باید پرسید جایگزین این نظام چیست؟ جایگزین این نظام بر مبنای الهی خواهد بود. جایگزین این نظام با مبانی اسلامی اگر بخواهد شکل بگیرد فقط و فقط در نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. فقط باید گفت این نظام در ایران و در دانشکده های اقتصاد این کشور است. شما می گویید پس حوزه چی؟ من می گویم اول باید در دانشکده های اقتصاد شکل بگیرد. ما در ابتدا حوزه ها را به اندیشه های فریدمن و ادام اسمیت مجهز کردیم بعد گفتیم حالا بسازید که این موضوع شدنی نیست. درد را ما ایجاد کردیم و باید حال خود هم دوا کنیم.
ساختن نظام جایگزین توسط شما دانشجویان انجام خواهد شد و شما نباید بگویید دیگری انجام خواهد داد اگر بسم الله الرحمن الرحیم را درست بگویید من به شما می گویم می توانید.
منبع: جهان نیوز


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,گوناگون,

 

دلم گم کرده راهش را و چشمانم نگاهش را

 

 

شبیه آسمانی که شبی گم کرده ماهش را

 

 

دلم مرداب ساکن شد برایش مرگ ممکن شد

 

 

نمی خواهم نگه دارد لباس بس سیاهش را

 

 

تمام غصه ام درد است و قلبم قلب نامرد است

 

 

تمام سینه ام یکدم رها کردست آهش را

 

 

گدایی را نباشد غم ندارد دیدگانم نم

 

 

گدای کاهلی هستم که رنجاندست شاهش را

 

 

نمکدان را چو بشکستم چو عهدم با گنه بستم

 

 

دلم تعطیل می دارد  همه خواه و نخواهش را

 

 

دو چشمانم چو شد بینا بدیدم راز ما اغنی

 

 

دلاوارا بتر س اینک بخوان تبت یداهش را

 


فصل : شعر دلاوار,

سلام و خدا قوت...نمی دونم چطور شروع کنم...راستش چند وقتیه که میخوام از بچه مذهبی های مبارز سایبری یه شکایتی بکنم...البته به قول قدیمی ها تف سربالاست اما مشکلیه که باید گفته بشه...یه وقتایی احساس میکنم ماها به جای اینکه مبارزه بکنیم بیشتر داریم خودنمایی کنیم...توی لینکدونی هیچکدوم از ماها یه وبلاگ پیدا نمیشه که یه کم با بقیه فرق کنه...یه پسری یا یه دختری که مسیر رو داره اشتباه میره...نمیدونم...خیلی نمیخوام راجع بهش حرف بزنم...فقط احساس میکنم دیگه مانور سایبری بسه...دیگه بریم سراغ جنگ و دفاع سایبری...سرمون رو از لاکمون بیاریم بیرون و یه کم به فکر جوونایی باشیم که دارن یه جور دیگه فکر میکنن و یه چیزای دیگه می نویسن...اینکه حوصله بحث نداشته باشیم و فقط منتظر به به و چه چه بچه حزب اللهی های سینه چاک آقا باشیم یعنی سرمون زیر برفه...کلاه خودمونو قاضی کنیم و ببینیم غیر از اینکه یه عده بچه مذهبی دور هم جمع شدیم و داریم فعالیت میکنیم و اتفاقا بعضیها هم خیلی زحمت مکشن و از همدیگه تعریف و تمجید میکنیم (که البته این در حد خودش خیلی نیازه) با چند تا جوون که مخاطبشون سایتهای ضد انقلابه ارتباط برقرار کردیم و راهنماییشون کردیم.

اصلا چقدر اونها رو آدم حساب می کنیم که بریم براشون وقت بذاریم. چقدر به مخالفین نظام که خیلی هاشون فقط چندتا شبهه ساده سیاسی دارن نزدیک شدیم و باهاشون صحبت کردیم و قانعشون کردیم. البته مطمئنم از این جور موارد برای هممون پیش اومده اما واقعا اینکه هدفگذاریمون روی این دسته از مخاطبین باشه حداقل توی کسایی که من باهاشون ارتباط دارم ندیدم. اول از همه هم خودم. اعتراف میکنم تا الآن به هیچ وجه به فکر این نبودم که با وبلاگهایی ارتباط برقرار کنم که ظاهرشون به دلم نمیچسبه.بی خیال...همینطوری راحت تره. من شعر بگم تو هم شعر بگی اونم مقاله بنویسه اون یکی هم طنز بنویسه...حالا یا به هم خبر بدیم یا اینکه خبر ندیم همینطوری دور هم خوش باشیم...آره راحت تره..بهتره..خوش میگذره...یا حق علی


فصل : گوناگون,
صفحات دلاوارنامه: 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | ... | « 8