حرف دل
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

مهم ترین وظیفه
"شناخت و انجام وظیفه" است.
فصلهای دلاوارنامه
پستوی دلنوشته ها
ختم صلوات
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر "ارواحنا فداه"






کاتب
قدمهای بر چشم دلاوار
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
قدمهای امروز :
قدمهای دیروز :
قدمهای این ماه :
قدمهای ماه قبل :
کل قدمها :
آخرین قدمها :
  
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
جستجو در دلاوارنامه

دوستان دلاوار
حلقه معرفت
سید جلال الدین حسینی (واعظ)
محیط مذهبی
کلبه فقه و حقوق
داهول
هشتمین ستاره
صمصام علوی
تنهایی...عشق
منتظران آفتاب
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
افلاکیان
لشگریان عشق
دست نوشته های یک نسل سومی
عصر ظهور
نوبهار دلها
مهندس مسلمان
مکائد ابلیس
پلاک هشت
پا به پایِ ماه
افسران امام خامنه ای
جا مانده از...
نسل حضور
عروس خورشید
قصه انتظار
کوثر بی کرانه
می نویسم برای مظلومیت آقام سید علی
راه نزدیک
غروب طلائیه
طلبه پاسخگو
بار امانت
سهم من
کجایی سبزترین بابای دنیا؟
میثم تمار
جای خالی...
وارثان انتظار
دلنوشته های یک بچه +
اسطوره های آسمانی
پیام شهبند
طرحی نو
محراب یار
پشت خاکریز
بالاتر از بالاترین(طنزهای سیاسی)
سراج
والعاقبة للمتقین
همسفرشهدا
المرأة ریحانه
بهشت دور نیست
این روزها که میگذرد
الهم عجل لولیک الفرج
تسنیم-تبریز
به سردی فرات
میقات
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
اشعار عاشورایی
خاکریز انتظار
شهر لاله ها
یک قدم تا خدا
خورشید
بصیرت
ضجه های زنی خسته

پیوندهای روزانه
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
آخرین دلنوشته ها
که روی توبه ندارم...
الله اکبر از این مردم...
نامه یک دوست عزیز به علی عزیز...(فرزند شهید احمدی روشن)
لاحول ولا قوة الا بالله...(از دلاوارنامه)
صــــــــــــــــــــــــبر استــــــــــــــ...(از دلاوارنامه)
عشق و چمران...
اینو دوباره گذاشتم..برای تویی که به عشق غیر خدا گفتی نه...
نفسی در هوای خامنه ای..
پیکان + پهپاد
معامله به این میگن...
حســـــــین...2(از دلاوار)
حســـــــین...(از دلاوار)
یا حسینامون بوی حسن میده
بدون عنوان!!!
کوتاه اما...
یه روز بارونی
پرندگان را بنگر...(از دلاوارنامه)
تا تو را فهمیده ام...(از دلاوارنامه)
حب دنیا و ذکر و دامن! درویش!!!(مخصوص آقایان؛ برای گرفتن رمز پیام بگذارید و آدرس وبلاگ یا ایمیلتان را قرار دهید)
عشقم تویی...(از دلاوارنامه)
از عید فطر تا عرفه...عید قربان بر همه شما عزیزان مبارکباد
شکارچی شنبه و یک حبه قند...جاهدوا باموالکم
آیت الله شاه آبادی: امام موسی صدر زنده است و به زودی به ایران باز میگردد.
حرم هستی...(از دلاوارنامه)
گرما تویی...(از دلاوارنامه)
هوس دل...(از دلاوارنامه)
دل دارم...(از دلاوارنامه)
استاد عزیز و گرامی جناب آقای دکتر مسعود درخشان و قیام وال استریت
دلم گم کرده راهش را...(از دلاوارنامه)
دور هم خوش میگذره...نه؟

بـا دیده بـه بـاغ دل مـن آمـده ای           زیبا چو گل و سرو و چمن آمده ای

این دیده دلاوار کند فرش شما           چـون لالـه و سنبل و سمن آمده ای

انشاءالله مدیون وقت شما نباشم


فصل : شعر دلاوار,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

از هالیوود تا احمدی نژاد و فراماسونرها و آنچه باید درباره صهیونیزم بدانید را در وبلاگ صهیون پژوه ببینید. مدیر وبلاگ از مردهای گل این روزگاره که از خطه یزد در قم مشغول به تحصیل و فعالیته. حلوای تنترانیه...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

پس از سقوط امپراطوری روم بسیاری از شهرها از میان رفتند و یا به صورت دهکده هایی کوچک در آمدند، اما بعد از مدتی در نیمه ی دوم قرن یازدهم میلادی، به تدریج شهرهای جدیدی که معمولاً در اطراف یک کلیسا یا صومعه قرار داشتند، به وجود آمدند. امنیت شهرها، روستاییان را به سوی خود جلب کرد و بدین ترتیب جمعیت شهرها افزایش یافت. ساکنان این شهرها از راه بازرگانی و صنعتگری ثروتمند شدند و برای خود اتحادیه هایی برپا کردند که از آن جمله می توان از...  متن کامل این مقاله را در ادامه همین مطلب ببینید: 


فصل : گوناگون,

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، قرار گرفتن عید نوروز با چنین ارزشهای والایی به عنوان آغاز سال نو در میان برخی ملتها را یك امتیاز برای آن ملتها برشمردند و افزودند: با وجود آنكه عید نوروز یك جشن ملی است و جزو اعیاد دینی محسوب نمی شود اما در روایات متعددی از نوروز تجلیل شده و به همین دلیل نوروز فرصتی برای یاد خدا و اظهار عبودیت انسانها در مقابل پروردگار شده است.

ایشان خاطرنشان كردند: بر همین اساس در ایران بنا بر یك رسم دیرینه، مردم به هنگام روز نوروز و لحظه تحویل سال، در اماكن زیارتی و عبادتگاهها حضور می یابند و از خداوند خیر و بركت و سالی نیكو، طلب می كنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ثبت بین المللی عید نوروز تأكید كردند: این ثبت جهانی در واقع می تواند نوعی انتقال فرهنگ و هدیه از جانب ملتهایی كه نوروز را گرامی می دارند به ملتهای دیگر به ویژه غرب باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در شرایطی كه متأسفانه جریان فرهنگی همواره از غرب به شرق است، ثبت بین المللی نوروز فرصت

 انتقال و صدور ارزشهای والای فرهنگی شرق به ملتهای غربی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأكید بر اینكه ملتهای منطقه می توانند یك مجموعه با ارزش و والای فرهنگی تشكیل دهند، افزودند: جمهوری اسلامی ایران از تقویت روابط و همكاریها میان كشورهای منطقه و همسایه كه دارای فرهنگ مشترك هستند، استقبال می كند و پیشرفت و ارتقای هریك از كشورهای همسایه را به سود خود و مایه سرافرازی می داند.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

محمد‏مهدی تهرانی

«ما امسال را عرض كردیم "سال همت مضاعف و كار مضاعف". این تشریفاتى نیست، نمایشى نیست؛ این خط روشنى را به ما نشان می‏دهد.» مقام معظم رهبری

جنس و نوع نامگذاری سال‏ها قطعا حرف‏هایی با خود دارد؛ حرف‏هایی که گاه سیاسیون به عمق آن می‏رسند و گاه بعد از سال‏ها تازه آن را درمی‏یابند. گاه نیاز است جهت‏گیری جدیدی شکل بگیرد؛ گاه ضرورت دارد یک باور فراموش شده زنده شود و گاه قرار است گفتمانی نوین، خویش را در پهنه‏ی فرهنگی کشورمان بازیابد و این همه در قالب یک شعار یا یک نام متبلور می‏شود تا چراغ راه مسئولین و مردم باشد.

مروری هرچند گذرا بر نامگذاری‏های سال‏های اخیر مبیّن همین معناست. آن‏گاه که در عصر سازندگی مصرف‏گرایی باب شد، رهبر‏انقلاب از ضرورت مقابله با ریخت‏و‏پاش، زیاده‏روى و اسراف گفتند و در میان سیاستگذاری‏های نادرست کارگزارانی‏ها "عدالت اجتماعی" را به عنوان شعار سال مطرح کردند.

بعد از روی کار آمدن دولتی که در برلین می‏خواست امام را به موزه‏های تاریخ بسپارد، سال 78 را به نام "امام خمینی(ره)" مزین کردند و سال 79 را سال علی‏ابن‏ابیطالب نامیدند تا به این بهانه همه را به جایگاه ولایت توجه داده باشند و در عین حال حقوق پابرهنگان را به مسئولین وقت یادآوری کنند: «امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در زندگى حكومتى خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان، بى‌اغماض و بى‌گذشت بود. ما هم باید همین‏طور باشیم.»

در پیچ و تاپ این نامگذاری‏ها، گفتمانی جدید بدنه اجتماعی خود را باز می‏یافت و جانی دوباره می‏گرفت و دیگران این را نمی‏دانستند. سال‏ها یکی از پس دیگری آمدند. "سال عزّت و افتخار حسینى" برای جوانانی که می‏دانستند در مقابل تحمیل ها دیگر خبری از صلح امام حسن نیست، تعبیری به رنگ سرخ کربلا داشت؛ رنگ شهادت و شهادت‏طلبی.

در عین اینکه نامگذاری‏ها برای سالِ خاص خود موضوعیت داشتند، چون دانه های تسبیح با هم پیوند می‏خوردند تا روحیات و نگاه‏هایی جدید بیافرینند و سال‏ها بعد، "عدالت" و "دولت اسلامی" را مطالبه‏ای ملی کنند.

سال 82 سال "نهضت خدمت‌‌رسانى به مردم" لقب گرفت و سال 83 سال "پاسخگویى سه‏قوه به ملت ایران". از ورای همین نامگذاری‏ها و سخنان پی‏در‏پی رهبر‏انقلاب بود که گفتمان عدالتخواهی و خدمت متولد شد و در نهایت بازگشت به امام در سوم تیر رقم خورد. گزاره‏های این سال‏ها به پرچم نسلسوم انقلاب بدل شد و مطالبه‏ای جدید را آفرید؛ مطالبه‏ای که سوم تیر نمی‏شد در عکس‏ها و پوسترهای برخی كاندیداها كه تلاش داشتند خود را گزینه اصلی اصولگرایان و حتی انتخاب ارجح رهبری معرفی كنند، جستجویش کرد.

در سال‏های بعد از روی کار آمدن دولت نهم، دغدغه انگار کمی متفاوت شد. دو عنوان "همبستگى ملى و مشاركت عمومى" و "اتحاد ملى و انسجام اسلامى" در سال های 84 و 86 یکپارچگی مردم و امت اسلام در مسیر آرمان‏ها را به نمایش می‏گذاشت. سال 85 یعنی "سال پیام اعظم" نیم نگاهی به جسارت‏ها و توهین‏ها به ساحت رسول مکرم اسلام داشت و دو سال بعد یعنی سال "سال نوآوری و شكوفایی" و "اصلاح الگوى مصرف" شاید بیشتر جهت‏گیری‏های اجرایی را دنبال می‏کرد.

و اکنون سال 89 از پس سالی پر از فتنه و آشوب سال "همت مضاعف و کار مضاعف" لقب گرفته است؛ سالی که مثل سال‏های گذشته جنس و نوع نامگذاری‏اش پرمعناست.

اگر تا پیش از این جریان ارزشی کشور آرایش مقابله با فتنه به خود گرفته بود، اکنون باید متوهمینِ ضد انقلاب را به خود بگذارد تا در حسرت نقد یا واکنشی هرچند کوچک بسوزند و هر روز هزار بار مرگ خود را طلب کنند.

آرایش کنونی متفاوت از سال گذشته است. اکنون "عدالت و پیشرفت" موضوعیت دارد. جنس نامگذاری این را به خوبی می‏فهماند که باید افق نگاه‏ها را بالاتر گرفت و زمین‏گیر شدگان میدان سیاست و جهالت را به خود واگذاشت؛ البته باید همچنان هوشیار بود؛ اما موضوع اول کشور دیگر قطعا فتنه نیست و نباید باشد.

انقلابی را آغاز کردیم و بعد از سال‏ها در یک حرکت متعالی به گفتمان انقلاب بازگشتیم؛ انقلابی که هنوز هم نیازمند نرم‏افزاری متناسب با کارویژه‏های خود است؛ انقلابی که افق تمدن‏اسلامی را در پیش رو دارد و برای آن افق، الگوهای دیکته شده برون‏مرزی برای اقتصاد و سیاست و فرهنگ نه فقط پاسخ نمی دهد بلکه سخن گفتن از آنها نیز خجالت‏آور است. دهه، دهه عدالت و پیشرفت است و انگار فتنه‏انگیزی‏ها کمی ما را از افق بازداشته و کمی کندی کردیم که این بار باید گام‏هایمان را تندتر کنیم و تلاشی مضاعف را کلید بزنیم.

اما نوع و نحوه نامگذاری، ریل‏گذاری جدیدی را چنانکه در برخی سال‏ها خصوصا سال‏های سازندگی و اصلاحات به نمایش می‏گذاشت، نشان نمی دهد. نوع نامگذاری خود صحه‏ای است بر اینکه جهت‏گیری‏هایی که اکنون در اولویت قرار دارند، جهت‏گیری‏هایی صحیحند و تنها باید قطار را با قدرت و همتی بلندتر در مسیر خود به پیش برد و این نکته مهمی است.

باید عزم را جزم کرد تا در این زمان اندک، تحقق اهداف بلندی که دولت نهم با آنها پا به تاریخ سیاسی ایران اسلامی گذاشت، آشکارتر شود. "ما می توانیم" سرفصل جوشش‏های جدید بود و اکنون نیز باید باشد. حرکت کافی نیست؛ باید دوید.

در این میان باید همه همدوش هم قرار بگیرند و نه رو در روی هم. فرصتی که از دولت دهم باقی است، باید طعم شیرین عدالت را به یادگار بگذارد و این، همه‏ی عدالتخواهان چه در مجلس و چه در دولتند که باید با تصمیم درست و همراهی و پشتکار کارنامه این سال‏ها را رونق دوچندان بخشند.

موضوع هدفمند‏کردن یارانه‏ها به عنوان یکی از برجسته‏ترین موضوعات روز کشور، یک ضرورت واقعی برای ایران اسلامی است. ضروری است مجلس و دولت گام‏هایشان را محکم کنند و با هم این بار را به مقصد برسانند. البته باید به نگرانی‏های مجریان قانون توجه کرد و خوب است بیش از پیش این توجه صورت پذیرد؛ اما آنچه در نهایت تصویب شده و می‏شود، نقشه راه همه است.

در حوزه های مختلف نیز وضع به همین منوال است. باید انقلابیون گام‏های بلندی را کلید بزنند و افق‏ها را مدام مرور کنند. جنس نامگذاری سال 89 آرایش مواجهه با فتنه را پایان یافته می‏داند و نوع نامگذاری آن، مسیر را متذکر می شود. و این سخن حضرت امیر است که فرمود: اِغتنمِ الفُرَص فَاِنّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب. فرصت‏ها را دریابید که چون ابر زودگذر عبور خواهند کرد.

به نقل از رجا نیوز


محمد‏امین لنگری (حاجی لنگری خودمون)

پس از انقلاب اسلامی و اهتمام جدی به اجرایی کردن دستورات اسلام، سیستم بانکی موجود در کشور مورد تجدید نظر اساسی قرار گرفت و در سال 1362 قانون بانکداری بدون ربا تصویب گردید. در آن سال‏ها به تصور این‏که بانک‏‏های ایرانی خارج از مرزهای جمهوری اسلامی ایران، فقط با کفار تعامل دارند و ربا گرفتن از کفار نیز جایز است، قانون این شعب را ملزم به اعمال قانون بانکداری بدون ربا ندانسته و آنها را از اعمال این قانون مستثنی گردانید.

شواهدی وجود دارد که توجه به آنها این نکته را گوشزد می‏کند که این رویه، رویه‏ای غلط بوده که به‏سرعت باید آن را تغییر داد.

1- بیشترین کاربرد شعبه‏های برون‏مرزی بانک‏های ایرانی، ارائه تسهیلات لازم جهت امر صادرات و واردات است که مخاطب اینگونه عملیات بانکی، اکثرا ایرانیان مسلمانی هستند که به امر صادرات و واردات مشغولند. لذا انعقاد قراردادهای ربوی با این گروه قطعا حرام شرعی است.

2- گروه دیگری که با شعب خارجی بانک‏های ایرانی در تعامل هستند، بسیاری از ایرانیان مقیم خارج و خصوصا مسلمانان علاقه‏مند به جمهوری اسلامی ایران در سراسر جهان هستند که خواستار استفاده از خدمات بانکی بدون ربا می‏باشند. اما متاسفانه این عده با کمال تعجب مشاهده می‏کنند که کلیه عملیات این شعب، ربوی بوده و از این رو برای آنها امکان استفاده از این تسهیلات مهیا نمی‏باشد.

3- در حالیکه امروز تقریبا همه بانک‏های بزرگ جهانی که اعتقادی به اسلام نیز ندارند، برای جذب سرمایه مسلمانان، بخشی از بانک خود را به عملیات بانکداری بدون ربا و بانکداری اسلامی اختصاص داده‏اند، شعب خارجی بانک‏های جمهوری اسلامی ایران خود را از چنین سرمایه‏های ارزشمندی محروم نموده‏اند.

4- همان‏گونه که ربا در دین مبین اسلام تحریم شده است، در سایر ادیان الهی نیز تحریم شده و همه پیروان ادیان توحیدی از آن منع شده‏اند. اشتغال شعب بانک‏های ایرانی در خارج از کشور به عملیات بانکداری ربوی، موجب خدشه‏دار شدن حیثیت جمهوری اسلامی ایران و مخصوصا تشیع در میان مسلمانان و سایر دین‏داران شده است.

5- پس از وقوع بحران مالی، دانشمندان اقتصادی و مالی جهان بیشتر به سیستم‏های جایگزین توجه نموده‏اند. بعضی از این دانشمندان، شیوه‏های اسلامی را یکی از بهترین شیوه‏ها برای جلوگیری از وقوع بحران‏های مالی و اقتصادی دانسته‏اند. از این رو دانشگاه‏های بزرگی در دنیا، مانند دانشگاه آکسفورد به بررسی شیوه‏های تامین مالی اسلامی اقدام نموده‏اند و دوره‏هایی را در این زمینه برگزار می‏نمایند که امروزه می‏توان آنها را یکی از سردمداران بزرگ حوزه تحقیقات مالی اسلامی دانست. از این رو دیگر نباید شیوه‏های تامین مالی اسلامی را، شیوه‏هایی ناکارآمد و غیر قابل اجرا دانست، بلکه باید در پی اجرایی نمودن آن برآمد. دانشمندان مالی اسلامی و مسئولین نظام مالی جمهوری اسلامی ایران باید ابتکار عمل را از محققان غیر مسلمانی که به انگیزه‏های مختلف در این حوزه به فعالیت مشغول هستند، بگیرند و در حوزه نظر و اجرا خود سردمدار «جریان مالی اسلامی» شوند و با ارائه الگویی موفق از بانکداری اسلامی، کارآمدی و تفوق دین مبین اسلام را اثبات نمایند.


دو اصل مهم...
به قلم:دلاوار 05:46 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

به عبارت زیر توجه کنید (به نقل از رجا نیوز):

از شهریار زرشناس استاد دانشگاه و نویسنده كتاب "فرهنگ اصطلاحات سیاسی" و "مبانی غرب مدرن":

نشانه گذاری دقیق در تحقق دو اصل مهم عدالت اقتصادی و تبیین تئوریك مبانی انقلاب اسلامی با رویكرد تغییر در مواد علوم انسانی را مهم برشمرد .

به نظر شما قسمت دوم عبارت جناب آقای زرشناس یعنی چی؟ مگه انقلاب اسلامی مبانی تئوریک داره؟ و بر فرض اگه داشته باشه چه ربطی به تغییر در مواد علوم انسانی داره؟ مگه علوم انسانی غیر غربی و اونم از نوع انقلاب اسلامی(نه اسلامی خالی) وجود داره؟

به هر حال ایشون گفته مثل خیلی ها که گفتن. ولی اگه خود خدا هم بگه بعضی ها تو گوششون فرو نمی ره که نمیره. شم چطور؟ تا حالا فکر کردید که علوم انسانی با مبانی انقلاب یعنی چه؟ اونوقت شاید بفهمیم که چرا مقام معظم رهبری میگه کاهش تعرفه خودرو کار اشتباهیه...


سال 88 با تدبیر مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شد و طبق معمول باید مدتی می گذشت تا همه بتوانند هدف از این نامگذاری را متوجه شوند .  

اما اکنون در پایان سال ، نیاز است تا همه دستگاهها با نگاهی اجمالی میزان و نحوه عملکرد خود را در طول این یکسال بازنگری و بررسی نمایند تا مشخص شود که با پایان سال 88 تا چه اندازه در اجرایی کردن شعار اصلاح الگوی مصرف موفق بوده ایم ؟ آیا فقط به برگزاری همایش و جشن و ...بسنده کردیم یا زیر ساختهای فرهنگی مرتبط با مسئولیتمان را هم قوی کرده و از شعار به عمل رسیدیم؟ 

همایش ها و کنفرانسهای متعددی در سطوح مختلف شهری ، استانی و کشوری در این زمینه برگزار شده است و تصمیمات خوبی هم در سازمانها و نهاد های مختلف اتخاذ شده است . اما آنچه مهمتر است نتیجه عملیاتی شدن این تصمیمات است . شاخص نشان دهنده وجود تغییرات مثبت و منفی در این زمینه آمار و ارقام سازمان های رسمی است که به گوشه از آنها در اینجا اشاره می شود :

 رشد 5.9 درصدی مصرف گاز کل کشور نسبت به بهمن سال گذشته

مقایسه مصرف گاز طبیعی کشور در بخش‌های خانگی، تجاری، نیروگاه‌ها و صنایع در بهمن ماه نسبت به مدت مشابه سال گذشته که معادل 13 میلیارد و 816 میلیون متر مکعب بوده، حاکی از افزایش 811 میلیون متر مکعبی معادل 5.9 درصدی مصرف امسال است.

همچنین میزان مصرف گاز خانگی در یازدهمین ماه سال گذشته معادل 10 میلیارد و 684 میلیون متر مکعب بوده که مقایسه آن با مدت مشابه امسال نشان می‌دهد که مصرف امسال 283 میلیون متر مکعب معادل 2.3 درصد افزایش داشته است

صرفه‌جویی 7.5 تریلیون ریالی نیروگاه‌های برق‌آبی

درحالی كه در سال اصلاح الگوی مصرف، برنامه‌های مختلفی برای صرفه‌جویی در همه زمینه‌ها مطرح شده‌است، اعلام این خبر كه نیروگاه‌های برق‌آبی سالانه هفت تریلیون و 500 میلیارد ریال در مصرف سوخت‌های فسیلی صرفه‌جویی می‌كنند نیز جالب به نظر می‌رسد.

كاهش مصرف گاز در نیروگاه‌ها

اما خبر نیروگاهی دیگر این بود كه ، همزمان با افزایش مصرف سوخت‌های مایع، امسال مصرف گاز در نیروگاه‌ها كاهش یافته است.

میزان مصرف سوخت‌ مایع نیروگاه‌ها نسبت به سال گذشته افزایش داشته است. براین اساس در حالی كه میزان مصرف سوخت گاز نیروگاه‌های كشور در دوره مورد بررسی سال جاری به 39 میلیارد و 25 میلیون متر مكعب رسیده است، اما این حجم در زمان مشابه سال گذشته 41 میلیارد و 260 میلیون متر مكعب بوده است. در این مدت نیروگاه‌های كشور با مصرف چهار میلیارد و 768 میلیون لیتر گازوییل و 9 میلیارد و 192 میلیون لیتر مازوت، نسبت به سال گذشته سوخت مایع بیشتری مصرف كردند. این درحالی است كه بنابر گزارش وزارت نیرو، میزان مصرف سوخت گازوییل نیروگاه‌های كشور در سال گذشته چهار میلیون و 259 میلیون لیتر و میزان مصرف سوخت مازوت این نیروگاه ها نیز هشت میلیارد و 835 میلیون لیتر گزارش شده است.

* * كاهش مصرف آب تهرانی‌ها

یكی دیگر از این آمارها هم كه البته خوشحال‌كننده بود مربوط به مصرف آب تهرانی ها می‌شد و مشخص شد كه مصرف آب تهرانی‌ها نسبت به پارسال كاهش یافته است.

البته با وجود این‌كه مصرف آب شهروندان تهرانی از ابتدای سال تا نیمه نخست اسفندماه جاری حدود پنج میلیون متر مکعب کاهش یافته است، این میزان در روزهای پایانی سال روند صعودی به خود گرفته است. كارشناسان اعمال مدیریت مصرف و بهره گیری از روش های صرفه جویی را در كاهش مجموع آب مصرفی شهروندان تهرانی موثر می‌دانند.

"فرید عامری" امروز در یک نشست خبری با تشریح آخرین وضعیت مصرف انواع فرآورده های نفتی، میانگین مصرف بنزین از ابتدای در سالجاری را 64 میلیون و 800 هزار لیتر در روز اعلام کرد و اظهارداشت : روزانه 7/20 میلیون لیتر بنزین وارد کشور می شود که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 200 هزار لیتر معادل 2 درصد کاهش یافته است.

وی با بیان اینکه در سال گذشته حدود 9/20 میلیون لیتر بنزین وارد می شد، افزود: میانگین مصرف بنزین در سال گذشته 9/66 میلیون لیتر است که در سالجاری این میزان 2/3 درصدی كاهش یافته است. 

عامری با بیان اینکه پیش بینی می شود متوسط مصرف بنزین در اسفند‌ماه به 65 میلیون لیتر در روز برسد، گفت : متوسط روزانه فروش بنزین آزاد " 400 تومانی " حدود شش میلیون لیتر در بهمن ماه افزایش یافته است، كه این رقم در اسفند ماه به 10 میلیون لیتر افزایش می یابد.

مدیر عامل شركت ملی پخش فرآورده‌های نفتی تصریح كرد: طی سال 88 میانگین روزانه نفت‌گاز مصرف شده 8/90میلیون لیتر است كه این حجم مصرف نسبت به سال گذشته تغییری نداشته است. 

عامری گفت: متوسط میزان مصرف روزانه گاز مایع در سال 87 به میزان شش هزار و 60 تن و طی سال جاری شش هزار و 730 تن بوده كه مبین رشد 11 درصدی مصرف این فرآورده طی سال جاری است.
وی با بیان اینکه میانگین مصرف روزانه نفت سفید در سالجاری هشت درصد كاهش داشته است، بیان کرد: میزان مصرف نفت سفید در سالجاری 8/16 میلیون لیتر در روز است كه این مقدار در سال گذشته حدود 3/18 میلیون لیتر در روز بوده است. 

عامری با اشاره به مصرف 1/45 میلیون لیتر نفت كوره در روز، اضافه کرد: امسال 7 میلیارد و 700 میلیون لیتر نفت كوره مصرف شده است كه یك میلیارد لیتر بیشتر از سال 87 است.

این مقام مسوول گفت: درنیروگاه‌های كشور نیز امسال در مجموع 12 میلیارد و 250 میلیون لیتر سوخت دریافت کردند که نسبت به سال گذشته افزایشی برابر با دو میلیارد و 200 میلیون لیتر را نشان می دهد. 

به گفته وی میزان ذخیره سوخت نیروگاهها نیز هم اکنون یک میلیارد و 450 میلیون لیتر بوده که 500 میلیون لیتر بیش از سال گذشته است و این امنیت انرژی کشور را نشان می دهد. 
اصلاح الگوی مصرف نهادینه نشد

نامجو با بیان اینکه وزارت نیرو برای سال آینده حدود 43 درصد افزایش اعتبار خواهد داشت که می‌تواند کمک خوبی به وزارت نیرو برای انجام پروژه‌ها کند، افزود: ولی پروژه‌های ناتمام که در سطح کشور پخش شده است، احتیاج به اعتباراتی بالغ به دو برابر در سال دارد که امیدواریم بتوانیم این موضوع را محقق کنیم.   

وی در ادامه گفت: متاسفانه به دلیل آلوده شدن فضای کشور به فتنه‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری، آنچنان که انتظار می‌رود موضوع اصلاح الگوی مصرف در جامعه نهادینه نشد.   

مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی :

به گزارش آریا به نقل از روابط عمومی مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، در این گزارش كه از سوی دفتر مطالعات اجتماعی این مركز تهیه شده آمده است: نهاد آموزش و پرورش مهمترین دستگاه تولید كننده و مولد سرمایه اجتماعی و انسانی است و زیربنای تربیت نیروی انسانی شایسته برای وصول و حصول به تراز توسعه و رشد مورد نظر سند چشم‌انداز به حساب می‌آید. این دستگاه با وجودی كه بیشترین نیروی انسانی را در بین دستگاه‌های دولتی داراست و سهم قابل توجهی از بودجه جاری كشور را به خود اختصاص می‌دهد، با این وصف تاكنون نتوانسته‌ است انتظارات را برآورده سازد.

این مركز ‌افزود: در 6 سال اخیر نزدیك به پنج میلیون نفر از دانش‌آموزان مردود شده‌اند كه هزینه‌های مالی، آموزشی، روانی، اجتماعی و خانوادگی سنگینی به دنبال داشته است. بر اساس یك بررسی در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، مجموع هزینه‌های برآورده شده ناشی از شكست تحصیلی از سال 1370 تا1383 برای دولت و خانواده‌ها حداقل معادل 2235 میلیارد تومان بوده است. در همین زمان كل كسری بودجه تامین شده برای آموزش و پرورش از سوی دولت نیز 4688 میلیارد تومان بوده كه اگر نسبت این دو رقم محاسبه شود تقریبا 50 درصد مبلغ كسری‌های تامین شده توسط دانش‌آموزان مردودی، فقط در دوره آموزش عمومی تلف شده اگر دوره متوسط نیز محاسبه شود قطعا بیش از كسری تامین شده، منابع محدود آموزش و پرورش تلف شده است.

آقای شفیعی مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری بحث اصلاح الگوی مصرف در كشور به یكسری كارهای جزئی محدود شده، خاطرنشان كرد: ما در كشور مشكلات ساختاری داریم و وظیفه دولت و دستگاه‌های مخلتف برطرف‌كردن این مشكلات است.

وی با اشاره به سرمایه‌های انسانی فراوانی كه در كشور وجود دارد، متذكر شد: متأسفانه بهره‌وری از این نیروی عظیم ضعیف است. باید نگاهی شمولی، همه‌جانبه و كلان به مسئله اصلاح الگوی مصرف داشته باشیم تا اهداف محقق شود.


فصل :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

آیا من هم شامل صحبت آقا می شم...؟

لزوم کار بومی و اسلامی درحوزه علوم انسانی

   فرازی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار اساتید دانشگاه ها (8/6/88)

************

...طبق-آنچه-به-ما-گزارش-دادند-در-این-مجموعه-عظیم دانشجویی کشور که حدود سه ونیم میلیون در دانشگاه های دولتی، آزاد و پیام نور و بقیه دانشگاه های کشور دانشجو داریم، طبق آن چیزی که به من گفته شده است، حدود دو میلیون نفر از اینها دانشجوی علوم انسانی هستند. این به یک صورت انسان را نگران می کند!

ما در زمینه علوم انسانی، کار بومی و تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟! کتاب آماده در زمینه های علوم انسانی مگر چقدرداریم؟! استاد مبرزی که معتقد به جهان بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه شناسی یا روانشناسی با مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم که این همه دانشجو را برای این رشته ها می گیریم؟! این نگران کننده است!

 بسیاری از این علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی هستند که مبنایش مادی گری است مبنایش حیوان انگاشتن انسان است. عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است. نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است.

این علوم انسانی را ترجمه کنیم؛ آنچه را که غربی ها گفتند و نوشتند عینا همان را بیاوریم و به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع با این کار شکاکیت و تردید و بی اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزش های خودمان را در غالب های درسی به جوانها منتقل خواهیم کرد. این چیز خیلی مطلوبی نیست این از جمله چیزهایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اول و قبل از هر چیز بخونید متن بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولین صنعت خودرو را(در ادامه مطلب).

بعد به این سوال ها پاسخ بدید:

1. اگه همه اساتید دانشگاهی از بالا تا پایین تا حالا می گفتند که باید تعرفه خودرو بیاد پایین و واردات اون آزاد بشه و مجلس هم با اون اقتصاد دان های با سوادش هم این کار رو کرد، مشکل کجاست که رهبری میگه دارید اشتباه می کنید؟

الف- رهبری بدون آگاهی و علم صحبت کردند؟

ب- اساتید دانشگاه و اقتصاددان های ما روی علم و آگاهی حرف نمی زنند؟

ج- من و شما نمی فهمیم؟

د- موضوع چیز دیگری است؟


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

مقام معظم رهبری: عامل اصلی رفاه مادی و معنوی و روانی که غرب حداقل از این دو تای آخری محرومه ، ایمان است.

"یك تعریف قرآنى از نظام مقدس اسلامى و از حكومت اسلامى است. اساس حكومت اسلامى و شاخص عمده‌ى این حكومت عبارت است از استقرار ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به تعالیم انبیاء و سلوك در صراط مستقیمى كه انبیاء الهى در مقابل پاى مردم قرار دادند. اساس، ایمان است. فرستادن پیامبران الهى براى هدایت انسانها و ایجاد جوامع دینى و الهى در طول تاریخ تا امروز، در درجه‌ى اول براى این مقصود است. لذا میفرماید: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا. لتؤمنوا باللَّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و اصیلا».(1) یعنى هدف از فرستادن پیغمبران الهى، ایمان به خدا، دل بستن به ذات الهى و راه الهى، و دل بستن به آن تعالیمى است كه انبیاء الهى به انسان تعلیم داده‌اند. این در سوره‌ى مباركه‌ى «انّا فتحنا» است. در سوره‌ى مباركه‌ى احزاب میفرماید: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا. و داعیا الى اللَّه».(2) رسالت پیغمبر، دعوت به خداست؛ این، اساس كار است. آن چیزى كه به عنوان شاخص، میان نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى و همه‌ى جوامع بشرى وجود دارد، در درجه‌ى اول این نكته است؛ مسئله‌ى ایمان به خدا، ایمان به غیب، ایمان به راهى كه خداوند متعال براى سعادت دنیوى و اخروى انسان در مقابل بشر قرار داده است. اگر امروز نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظامهاى گوناگون عالم سخنى براى گفتن دارد، مطلبى براى تحدى در قبال نظامهاى مادى در نظام جمهورى اسلامى وجود دارد، به خاطر همین است كه شاخص عمده، ایمان است. امروز بشر به خاطر بى‌ایمانى، دچار منجلابهاى گوناگون زندگى است. بنابراین شاخص عمده، ایمان است. ایمان به خدا و راه خدا و راه انبیاء - كه دنبال آن، عمل به این تعالیم است - فقط براى تعالى معنوى نیست؛ اگرچه عمده‌ترین ثمره‌ى آن، تعالى معنوى و تكامل انسانى و اخلاقى است؛ چون دنیا مزرعه‌ى آخرت است. از حركت در زندگى دنیاست كه انسان میتواند مدارج و معارج را طى كند و پیش برود. لذا زندگى مادى هم در گروى ایمان به خداست. پس ایمان به خداى متعال نه فقط سعادت معنوى را تأمین میكند، بلكه سعادت مادى را هم تأمین میكند. ایمان به خداى متعال موجب میشود كه بشر در زندگى مادىِ خود بتواند همه‌ى آن چیزهائى را كه انسان به آن نیازمند است، به دست بیاورد. «و لو انّهم اقاموا التّوریة و الانجیل و ما انزل الیهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛(3) اگر اقامه‌ى دین بشود، اگر تعالیم اسلامى در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ رفاه به آن حدى میرسند كه هیچ نیازى براى آنها باقى نماند كه تأمین نشده باشد. از لحاظ آسایش معنوى و روانى انسان، احساس امنیت و آرامش، باز نقش ایمان برجسته است. به گفته‌ى قرآن: «قد جائكم من اللَّه نور و كتاب مبین. یهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام»؛(4) راه‌هاى سلامت را، راه‌هاى آرامش را، راه‌هاى امنیت روانى را قرآن به انسان تعلیم میدهد؛ این راهى است كه بشر را به آرامش روانى میرساند؛ یعنى همان چیزى كه امروز دنیا در فقدان آن، در حال التهاب است. پیشرفت مادى هست، پیشرفت فناورى و علمى هست، ثروتهاى كلان در دست جوامع هست؛ اما آسایش نیست، آرامش نیست. این به خاطر كمبود این عنصر اساسى در زندگى انسان است، كه عبارت است از ایمان. این یك مطلب اساسى با استفاده‌ى از قرآن كریم است كه در جمهورى اسلامى، من و شما، همه‌ى آحادمان، همه‌ى جوانهایمان، همه‌ى نسلهاى رو به جلو كه میخواهند فرداى سعادتمندى را براى كشورشان و براى خودشان و براى فرزندانشان تأمین كنند، باید به این توجه داشته باشند. اساس كار در نظام اسلامى ایمان است، كه باید این ایمان را تأمین كرد؛ نه فقط در دل، بلكه در عمل، در برنامه‌ریزى‌ها و در همه‌ى اقدامها.


1) فتح: 8 و 9
2) احزاب: 45 و 46
3) مائده: 66
4) مائده: 15 و 16


 قبض و بسط رزق و فقر و غنا اگر چه تابع عوامل بسیاری است اما در نهایت مهمترین علت آن قضا و قدر الهی است. نکته بسیار مهم این است که نتیجه قضا و قدر الهی در نهایت لزوما برای انسان خیر نخواهد بود و بستگی به نوع رفتار انسان دارد.

 ذیلا به روایات و آیاتی اشاره میشود که نشان میدهد فقر و غنا در بسیاری از موارد به نفع افراد و خواست خیر خدا برای بندگان مومنش می باشد.

عن هشام بن الحکم عن ابی عبدالله علیه السلام: قال اذا کان یوم القیامه قام عنق من الناس حتی یاتوا باب الجنه فیضربوا باب الجنه فیقال لهم من انتم؟فیقولون نحن الفقرا. فیقال لهم ا قبل الحساب؟ فیقولون ما اعطیتمونا شیا تحاسبونا علیه فیقول الله عزوجل صدقوا الدخلوا الجنه(کافی ج2 ص 264)


فصل : اقتصاد و فرهنگ,دل نوشته های اقتصادی,
آیة الله العظمی مجتبی تهرانی
با توجّه به نیاز شدید جامعه و کاربرد فراوان مباحث تربیتی اسلام در محیط‌های خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی، حضرت آیت‌الله العظمی حاج شیخ مجتبی تهرانی از مراجع تقلید و از اساتید برجسته اخلاق، در جلسات اخیر درس اخلاق خود، سلسله مباحثی را با موضوع «غیرت مؤمن» آغاز کرده‌اند. آنچه پیش روی شماست متن بیانات معظم له در دوّمین جلسه از این سلسله مباحث است.

به اطّلاع علاقه‌مندان می‌رساند جلسات هفتگی درس اخلاق حضرت آیت‌الله العظمی تهرانی چهارشنبه‌ها پس از نماز جماعت مغرب و عشاء در تهران، خیابان ایران، کوچه شهید ملکی برگزار می‌شود. همچنین می‌توانید متن، صوت و فیلم این دروس را در پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ مجتبی تهرانی ملاحظه نمایید.

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

رُوِیَ عَن رَسولِ الله (صلَّی اللهُ عَلیه و آلِه و سَلَّم) قال:«إِنَّ الغَیرَةَ مِنَ الایمان»

"غیرت از آثار ایمان است."

مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به محیط‌هایی بود که انسان در آن محیط‌ها ساخته می‌شود و رابطه‌‌ها در آن محیط‌ها محبّتی است. غیرت هم از محبّت نشأت می‌گیرد و همان محبّت موجب می‌شود که شخص غیور، چه نسبت به خودش، چه نسبت به آن کسانی که تحت نظر او در آن محیط هستند، نقش سازندگی داشته باشد. گفته شد اولین محیط که قوی‌ترین رابطه محبّتی در آن است، محیط خانوادگی است و بالاترین رابطه هم، رابطه میان پدر و مادر در ارتباط با فرزند است که نقش سازندگی دارد.
بحث به اینجا رسید که فرزند برای والدینش میراث است. این را هم عرض کردم که فرزند ادامه وجودی پدر و مادر در این نشئه است، و بقاء والدین به بقاء اوست. از طرفی هم فرزند امانتی الهی است. یک وقت می‌گویی به اینکه خودِ فرزند میراث است، یک وقت تو خودت می‌خواهی میراثی برای او بگذاری. اینها دو گونه متفاوت است.

ادب، ارثی جاودانه برای فرزند

در اینجا این مطلب مطرح می‌شود که: معمولاً وقتی ارثیّه گفته می‌شود، می‌روند سراغ  مال! حال اینکه اگر امر دائر بشود به اینکه در دست فرزند چیزی بماند، باقی باشد بهتر است یا مثل مال فانی؟ در اینکه اگر ارث فانی شود به درد نمی‌خورد، شبهه‌ای نیست. باقی باشد بهتر است. بقاء هم، نه به این معنا که تا در دنیاست باقی بماند؛ بلکه در تمام نشئات وجودی ـ چه نشئه دنیا، چه نشئه برزخ و چه آخرت ـ باقی باشد. چیزی به او ارث بدهی و برای او بگذاری که وسیله سیر او در این نشئات باشد. حضرت امام صادق (علیه السلام) در باب آنچه که برای فرزند به ارث گذاشته می‌شود فرمودند: «إِنَّ خَیرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لِأَبنائِهِم الأَدَب لَا المال فَإِنَّ المالَ یَذهَبُ وَ الأَدَبُ یَبقَی» «همانا بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث می‌گذارند، ادب است نه مال. چرا که مال از بین می-رود و ادب باقی می‌ماند.» امام صادق (علیه السلام) فرق می‌گذارد بین مال و ادب. بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث می‌گذارند ادب است نه مال، بعد علّت را هم خیلی روشن بیان می‌فرمایند: مال از بین رفتنی است، امّا ادب از بین نمی‌رود.

ادب، سازنده شاکله وجودی هر شخص

چرا مال از بین رفتنی است و ادب باقی می‌ماند؟ زیرا ادب شاکله وجودی و روحی انسان را می‌سازد و شکل به آن می‌دهد. وجود برزخی ما هم تا قیامت، همان شاکله وجودی است.

شاکله وجودی هر فردی که ظاهراً شبیه انسان است، ممکن است انسان نباشد. باطن او را که تو نمی‌بینی! چشم برزخی تو باز نشده است تا بفهمی در باطن او چه هست! باطن هرکس شکل خاصّ خودش را دارد. ممکن است باطن انسان یک گرگ درنده‌ای باشد. البتّه  با مرگ چشم برزخی آدمی  باز می‌شود: «فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدیِدٌ» امروز چشمت تیزبین شده است یعنی حقیقت همه چیز را می‌بینی. آن موقع است که انسان می‌بیند  وضعش چگونه است. وقتی از این عالم دارد می‌رود می‌فهمد انسان می‌رود، یا یک حیوان می‌رود. راجع به قیامت هم داریم «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت» "و هنگامی که حیوانات وحشی برانگیخته می‌شوند."

پس ادب شاکله وجودی هر انسانی را می‌سازد. حالا اگر تعبیر می‌کنم به انسان، مسامحه است. باید بگویم هر شخص. این ادب است که موجب می‌شود شخصی به شکل انسانی الهی بشود. یعنی ملکات الهی پیدا کند.

نقش پدر و مادر در الهی شدن فرزند

در اینجا این مسأله مطرح می‌شود که: نقش پدر و مادر در این مسأله چیست؟ آن کسانی که پرورش‌دهنده انسان هستند ـ یعنی والدین ـ چه نقشی در رابطه با الهی شدن فرزند دارند؟ چون اولین محیط که می‌خواهد انسان را بسازد اینجاست. منشأ غیرت آنها محبّت است و غیرتشان هم همانطور که در جلسه گذشته گفتم، غیرت حیوانی نیست. غیرت انسانی و الهی است، بُعدِ معنوی انسان است.

اگر والدین می‌خواهند فرزند از نظر باطن، صورتی الهی و انسانی پیدا کند، بدانند این امر از همان تربیتی که آنها می‌کنند، تحقق می‌یابد. درباره نقش والدین تعبیراتی وجود دارد که همه اینها متّخذ و برگرفته از معارف ماست مانند اینکه نقش والدین مانند نقش زارع و دهقان است. امّا با تفاوت‌هایی! زارع هم باید زمین را شخم بزند و آماده کند، هم بذر بپاشد یا نِشا کند و بعد هم آبیاری بکند تا آرام‌آرام، محصول برسد و ثمر دهد.

تربیت فرزند از زراعت آسانتر است

والدین هم نقش زارع و دهقان را دارند امّا به یک معنا خیلی آسان‌تر. شاید این تعبیر را تا به حال نشنیده باشید که تربیت برای والدین خیلی آسان‌تر است نسبت به کاری که زارع و دهقان برای محصولش انجام می‌دهد، نه سخت‌تر! زارع باید سه کار بکند: هم باید زمین را شخم بزند و آماده‌ کند، هم بذر را بپاشد، هم آبیاری کند. بعد بنشیند دستش را روی هم بگذارد ببیند ثمری می‌گیرد یا نه. ولی در مورد تربیت طفل لازم نیست دو کارِ اوّل را بکنی، یک کار بکن. چون از نظر زمین، زمینِ آن طفل آماده است، هیچ شخم زدن نمی‌خواهد. در روایتی که جلسه گذشته مطرح شد دیدید که علی (علیه السلام) به این مضمون فرمودند که بچّه‌ای که تازه در دامن تو چشم باز کرده، صفحه روح او، قلب او، پاک است. هیچ سنگ و کلوخی در آن نیست. اتفاقاً سریع هم اثر می‌گذارد. هم سریع است و هم عمیق. هر دو در تعبیر حضرت وجود دارد.

بذر هم لازم نیست تو بپاشی، بذر آن را خدا پاشیده است. بذرش همان عقلِ عملی است. تمام اموری که از دیدگاه عقل ما حَسَن است یا قبیح است، همه اینها را می‌داند. امّا به صورت بالقوّه است، استعداد است. تو فقط این را در طفل به فعلیّت برسان. یعنی اینکه تو فقط باید آبیاری بکنی. زمین آماده است، نِشا را خدا کاشته است، بذر را پاشیده است. تو می‌توانی خیانت نکنی؟!! می‌توانی جنایت نکنی؟!!

ادب، آب حیات تربیت انسان است

حرف این است که اِی پدر و مادر! فقط آب بده! حال می‌گویم که آب دادن یعنی چه. علی (علیه السلام) فرمودند: «إِنَّ بِذَوی العُقول مِنَ الحاجَة اِلی الأَدَب کَما یَظمَأُ الزَّرع اِلَی المَطَر» "نیاز ذوی العقول به ادب مانند نیاز زرع است به باران."
این عقل، عقل نظری نیست، عقل عملی است. همه انسانها احتیاج به ادب دارند، اما می‌دانی ادب برای آنها مثل چه می‌ماند؟ احتیاجشان مثل این است که زرع احتیاج به باران داشته باشد، نقش ادب مانند نقش باران و آب است.
والدین باید فقط کاری کنند که عقل عملی طفل، به فعلیّت برسد. به فعلیّت برسد یعنی چه؟ یعنی عقل عملی را که جنبه استعدادی دارد و به صورت بالقوّه است، شکوفا کنند.

ادب یعنی شکوفایی عقل عملی

لذا در روایاتمان داریم که والدین باید به او شکل بدهند و در او ملکات ایجاد کنند. چگونه ملکه را برای او درست می‌کنند؟ علی (علیه السلام) این تعبیر را می‌فرماید که: «الأَدَبُ صُورةُ العَقل» " ادب صورت عقل است."

مراد عقل عملی است. یعنی آن بذرها باید به فعلیّت برسد، ادب آنها را به فعلیّت می‌رساند. ما در بحث‌های طلبگی خودمان می‌گوییم فعلیّت شیء به صورت شیء است. نقش ادب این است که آن چیزهایی که در مکنون طفل نهفته است را آشکار می‌کند و به فعلیت می‌رساند. چه در بعد انسانی او، چه در بعد الهی او. «کُلُّ مُولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَة» "هر طفلی بر سرشت الهی به دنیا می‌آید."

تربیت از دو طریق سمعی و بصری است

بنابراین، تو اگر می‌خواهی چیزی برای او به ارث بگذاری، یک چیزی را انتخاب کن که در تمام نشئات وجودی‌اش از آن بهره بگیرد. و آن تربیت است. تربیت مانند مسأله زراعت است. امّا با این تفاوت که خیلی آسان‌تر از آن‌ است. این زمین شخم زدن نمی‌خواهد، بذر پاشیدن نمی‌خواهد، نِشا کاشتن نمی‌خواهد. خدا کاشته است. تو خرابکاری نکن! فقط آن را آب بده! حالا با چه چیزی آب بدهی؟ تربیت از دو طریق سمعی و بصری است.

ملکات ما بر اثر تکرار ایجاد می‌شود. هنگامی که بچّه به دنیا می‌آید، از نظر درونی اینگونه است که یک قوه حافظه دارد (اتاق بایگانی). هر چه به او بگویی و هر چه ببیند، سریع می‌برد و در اتاق بایگانی‌اش می‌گذارد. سرعت گیرندگی‌اش زیاد و عمیق است. وقتی هم رفت آنجا، به این زودی بیرون نمی‌آید. وقتی که این کار تکرار شد، به صورت ملکه در می‌آید و شاکله او را تشکیل می‌دهد. شاکله وجودی معنایش این است که ملکات، از دو راه سمعی و بصری شاکله وجودی و درونی انسان را تشکیل می‌دهد.

ما در روایاتمان داریم که بچّه وقتی به دنیا آمد، مستحبّ است همان روز اوّل، در گوش راست او اذان گفته شود و در گوش چپ او اقامه. یعنی اوّلین صوت و آهنگی که از راه سمع و گوش به او می‌رسد، توحید و نبوت و... باشد. این در روز اوّل مستحب است. می‌گویند تا قبل از اینکه ناف او بیفتد که معمولاً حدود ده روز طول می‌کشد این کار مستحب است و این از طریق سمع است.

روایتی از امام باقر (علیه السلام)  است و هم از امام صادق (صلوات الله علیه) است که فرمودند: «إِذا بَلَغَ الغُلام ثَلاث سِنین یُقالُ لَهُ سَبع مَرَّات قُل: لاإِله الا الله ثُمَّ یَترُک». «بچه وقتی به سه سالگی رسید به او هفت مرتبه اینگونه گفته شود که: "بگو: لا اله الا الله" سپس رها ‌شود»

وقتی بچّه به سن سه سالگی رسید یعنی دو سالش تمام شد، می‌خواست وارد سه سال بشود و معمولاً بچه زبان باز می‌کند که می‌تواند کلمات را بگیرد و ادا کند ـ «بَلَغَ» یعنی می‌رسد به اینجا ـ به او کلمه توحید را بگو و هفت بار هم بگو. چرا هفت بار؟ برای اینکه این کلام با تکرار ملکه‌ او بشود، یادش نرود.

تأثیر مخرّب صداهای شیطانی بر تربیت کودکان

معارف ما این است. انسان الهی بساز، از همان کوچکی، از روز اول کلام الهی به گوشش بخورد. آهنگ الهی را بشنود نه آهنگ شیطانی را. وای به حال آن جامعه‌ای که اطفال آن به آهنگ شیطانی معتاد بشوند. به خدا قسم اگر می‌گفتند این آهنگ‌های شیطانی استحباب دارد، اینگونه اصرار نمی‌بود. می‌فهمید چه دارید می‌کنید؟ دشمنانتان دارند به اهدافشان می‌رسند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ مجتبی تهرانی

فصل : گوناگون,

فصل : گوناگون,

من آن قلـــبم که با یـادت هـزاران بـار در تـــابـم         توآن خونی که در جوشی زمانی هم که درخوابم

من آن اشکم که می ریزد به روی صورتت هر دم            تو آن چشمی که می بیند مرا آتش که در آبم

تو آن صحـرای سرسـبزی تـو آن دریای مواجــی              من آن جویم که از صحرا مسیر بحر می یابم

شبی من با لبت آرام و یک شب بی رخت مدهوش         از این دوری و نزدیکی شبی پیرم شبی شابم


فصل : شعر دلاوار,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

ممنوع

حرف مفت و بحث مضاعف ممنوع. الآن یه عده خوشحال میشن میگن باشه حرف مفت نمی زنیم، یالا پول بدید تا حرف مفت نزده باشیم. نه عزیزم شما همون حرف مفتت رو بزن بعدم پیشنهاد میکنم برو ببین کدوم سازمان یا ارگانی همایشی چیزی برگزار کرده تا حرف مفتت رو بخره. الحمد لله حرف مفت خریدار زیاد داره...

بگذریم...

میدونید الآن چند ساعتیه که از روستامون اومدم خونه. با بابام و داداشم رفته بودیم با همت و کار مضاعف الگوی مصرفمون رو اصلاح کنیم. رفته بودیم هم درخت بکاریم هم لوله کشی کردیم برای اینکه آبیاری به شکل قدیمی با هدر رفت زیاد آب نداشته باشیم. یعنی آبیاری قطره ای بکنیم. بالاخره به قول بابام امسال سال ماست. بریم همه زمینهایی که بدون استفاده افتادن رو باغ کنیم و همه باغها رو آبیاری قطره ای. امروز حساب کردیم اینطوری حدود 70 درصد در مصرف آب صرفه جویی میشه یعنی میتونیم میزان باغهامون رو حدودا سه برابر کنیم!!!

زنده باد حاج غلام


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

شبکه 3 حاج آقا فلانی داد میزنه زندگی بهتر با مهریه کمتر و تجملات کمتر، چند ساعت بعد نویسنده محترم فلان سریال نوشته اگه می خوای مهر زنت کم باشه باید تاریخ تولیدش (تولدش) 1/1/1 باشه.

شبکه 1 آقای فلانی زل می زنه تو دوربین و میگه امان از خرافات و خودش رو میکشه تا مردم از خرافات و این حرفها دور بشن، چند دقیقه بعد چند نفر دور هم میشینن و میگن باید 13 فروردین بریم از خونه بیرون و سبزه گره بزنیم.

شبکه 2 داره از شهدا و نوجوونهایی که ره صد ساله رو یک شبه طی کردن حرف میزنه، زیر نویس میکنه فیتیله تا چند دقیقه بعد...

اینا که خوبه همه شبکه ها داشتند راجع به اصلاح الگوی مصرف حرف میزدند یدفعه بدون زیر نویس می رفت پیام بازرگانی و ...

از این جور مسخره بازی ها تو صدا و سیما فراوونه و چشم و گوش همه مردم پر.

اصلا این ضرغامی خدای تناقضه

خدا عاقبتش رو به خیر کنه با این راهی که پیش گرفته خدا میدونه مملکت رو به کجا میخواد ببره

وقتی هم بهش میگی چرا اینجوریه؟ میگه ندارم ، فیلم نامه نویس و کارگردان و بازیگر و ....ندارم. ندارم متخصص متعهدی که؛ برنامه درست و حسابی که ، هم خدا راضی باشه هم خدا! (چون رضایت خلق خدا بدون رضایت خدا پشیزی نمی ارزه) درست کنه.ندارم...

یه جمله بگم برا اونایی که خیلی با سیستم صدا و سیما و این جور ارگان های دولتی که الحمدلله کم هم نیستند.

این چرت و پرت هایی که این مسئولین میگن که آدم نداریم حرف مفته. کافیه فقط یه بار با یکی از کسایی که با صدا و سیما کار کرده حرف بزنین اونوفت می بینین که ایرانی که مهد فرهنگ و استعداده و تمدنه چرا صدا و سیماش اینجوریه . بذارید یه جور دیگه بگم. آقا، صدا و سیما تو مشت یه عده تهیه کننده مفت خور و بی سواد و نفهم افتاده (بلا نسبت نمیگم چون اگه بگم همه خودشون رو جزء اون بلانسبت حساب میکنن) که هر کاری بخوان میکنن. چهار تا مدیر نفهم تر از اونهام که فقط هدفشون حفظ میزو مقامشونه هر چی این تهیه کننده ها (من بهشون میگم مافیای تولید برنامه) درست کنن میگن بسم الله بفرمایید این شما و این هم مردم بیچاره ای که دستشون به هیچ جا بند نیست. ضمنا تا بگی ضرغامی بالا چشت ابرو سبز شده و زیر لبت سیبیل میگن به نماینده و منصوب مستقیم آقا فحش دادی. ضرغامی با یه واسطه وصله به خدا...

حیف که فضا فرهنگیه وگرنه میگفتم یه پیرزنی راجع به صدا و سیما چی گفت.(اگه خواستید خصوصی بهتون میگم)

علی ای حال آقای ضرغامی من یکی که خوب میفهمم

 حرف مفت زدن تو صدا و سیما ارزونه و مفت حرف زدن گرون.

ضمنا صدا و سیما برای مردم میدون ولی عصر تا تجریش نیست که فرهنگ اونا بشه فرهنگ همه مردم ایران.

نظر شما چیه؟


بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه ای از زندگی حضرت فاطمه معصومه (س):

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حكومت حیله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدین جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت كه از پشتیبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم كردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین كه قبر مهیا شد دراین كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیك آمدند و پس از خواندن نماز یكى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این كه حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.  

 

همه شیعیان من با شفاعت او (فاطمه معصومه علیه السلام ) وارد بهشت خواهند شد .                   امام صادق (ع)

هر کس (حضرت معصومه علیه السلام ) را در قم زیارت کند ، چنان است که مرا زیارت کرده است .       امام رضا (ع)

هر کس او را با شناخت زیارت کند ، بهشت پاداش او خواهد بود .                                                   امام رضا (ع)

هر کس عمه ام (حضرت معصومه علیه السلام ) را در قم زیارت کند ، بهشت پاداش او است .              امام جواد (ع)

 

تهیه وتنظیم : فرشته خدائی فر


bfotbqvuy8d3rnzai3c.jpg 

 

غروب جمعه آمد و

                            دلم دوباره با غمت

                                                     چو برگ زرد زیر پا

                                                                          ز جور این زمینه ها

                                                                                                      هزار بار پاره شد

کزین غبار خسته ام

                        وزین بهار رسته ام

                                              دو برگ چشم خسته ام

                                                                              برای دیدن رخت

                                                                                                  هزار بار پاره شد.

شبم سحر نمی شود

                          چرا؟ مگر چه می شود؟

                                                              بگویم ار زنام تو

                                                                                    لبم ببین که از غمت

                                                                                                            هزار بار پاره شد.

زغیر تو بریده ام

                     ز درد و داغ سینه ام

                                                   شبی فغان کشیده ام

                                                                                 چو بغض نارسیده ام

                                                                                                                هزار بار پاره شد.

edm29vzl2z11c9l3yatf.jpg

تو دیده ای در آن دمم

                              که من گناه کرده ام

                                                        ز آتش چنین غمم

                                                                                   گزیده ام چو من لبم

                                                                                                               هزار بار پاره شد.

شکسته بغض و گشته خم

                                 میان دوستان ولی

                                                              "ولی" میان دوستان

                                                                                       صف هزار دشمنان

                                                                                                              هزار بار پاره شد

به چاه قلب در شدی

                             برای یوسف رخت

                                                    طناب عشق دادمت

                                                                                 طناب نازک دلم

                                                                                                   هزار بار پاره شد

 

به گیسوان پلک نم

                          به درد و اشک دیده ام         

                                                        تو را ز قلب خوانده ام

                                                                                        ببین که بند قلب غم

                                                                                                            هزار بار پاره شد

به کلک درد و  آه دل

                         به دفتر سیاه دل

                                              نوشته نام شاه دل

                                                                     ببین که دفتر دلم

                                                                                                          هزار بار پاره شد

مرا تو تاج سر بده

                        شکوه و اوج و فر بده

                                                     مرا تو بال و پر بده

                                                                              که بال و پرِّ خسته ام

                                                                                                        هزار بار پاره شد

تو شمس وابر پاره ای

                          تو ماه و هم ستاره ای

                                                       زمین به دست گل ببین

                                                                                     به عشق دیدن رخت

                                                                                                             هزار بار پاره شد

تویی که قلب، خانه ات

                              و نور شد نشانه ات

                                                         برفت درمیانه ات

                                                                            دلم ز چنگ شانه ات 

                                                                                                               هزار بار پاره شد


فصل : شعر دلاوار,

در ره عشق خدا یار دگر نشناسیم                                   مشق ما حمد و ثنا ، زیر و زبر نشناسیم

شب هجران چه شبی غیر شب هجر خدا                         شمس ما صورت حق است قمر نشناسیم

نکنم سجده بر آن کو، نه دلم طالب اوست                        غیر حق نیست و ما خاک و حجر نشناسیم

شربت وصل فقط از لب او می نوشیم                            چون نماز است دگر جام و سغر نشناسیم

نه طمع بر لب حور و نه بهشتم هوس است                     چون خدا هست دگر حور و ثمر نشناسیم


فصل : شعر دلاوار,

سلام

دوستان من سلام

چند وقتی بود که شعرهایی که در طی چندین سال گفته بودم یکدفعه گم شده بود تا اینکه چند روز پیش داداشم خبر پیدا شدنشون رو بهم داد. اینم عیدی شما...

علی است همسر زهرای دخت رسول                                        علی است همنفس ناله های بتول

نماز بر همه اعمال گشته گر اولی                                              علی است بر حسنات و بهشت مهر قبول

سعی می کنم هر بار که می خوام مطلبی براتون بفرستم اول یکی از این شعرهارو بنویسم. ناقابلِ. ممنون میشم اگه اشکالاتش رو بهم تذکر بدید.


فصل : شعر دلاوار,

 

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    در پایین عباراتی را مشاهده می کنید که می توانید حول آنها به بحث راجع به موضوع همت مضاعف و کار مضاعف بپردازید. اما دو نکته قابل توجه و بسیار مهم وجود دارد که عبارتند از:

    اولا نوع نوشتن این موضوعات شاید درک و فهم آنها را سخت کرده باشد و معطوف به آنچه در ذهن من بوده می باشد. در نتیجه اگر مسئله ای بود در خدمتم.

    ثانیا مقام معظم رهبری این سال را سال حرف مضاعف و بحث مضاعف ننامیده اند. به همین دلیل رویکرد من نیز در نوشتن موضوعات زیر بیشتر ناظر به جنبه عملی بوده تا بعدنظری.

  1. (مراحل کار) انگیزه، فکر، تصمیم سازی، تصمیم گیری، اراده، عزم، همت، کار، ارزیابی، اصلاح
  2. معیارهای انتخاب شغل
  3. هزینه فرصت و انتخاب
  4. تفاوت شغل، کار و تلاش و همت
  5.  چند شغله بودن
  6. صفت فعال
  7. انواع کار کردن، رابطه انسان و کار
  8. انواع کارها، کار فکری، کار جسمی، کار روحی
  9. شغل آزاد یا دولتی
  10. کار بر اساس نیاز جامعه و نیاز فردی
  11. درآمد و کار و کسب روزی
  12. کار و علاقه و انگیزه
  13. اهداف کارکردن
  14. پول برای کار یا کار برای پول
  15. زندگی برای کار یا کار برای زندگی یا زندگی و کار برای رضایت خدا
  16. فرهنگ سازی کار و همت و تلاش
  17. فرهنگ کار
  18. فواید کار: دنیوی اخروی عقلی نقلی اجتماعی و فردی
  19. عوارض کار: حرص و طمع و خستگی و عصبانیت و بد اخلاقی و بی نظمی و ...
  20. کار آفرینی
  21. بیکاری و معضلات فردی و اجتماعی
  22. انواع بیکاری
  23. معیارهای بین المللی
  24. کار کودکان
  25. کار خدا یا کار برای خدا
  26. میزان کار و میزان تلاش بر اساس هدف
  27. تقاضای کار (نیروی کار)
  28. عرضه کار (نیروی کار)
  29. کار صحیح به روش صحیح
  30. بیکاری و پیشرفت و عدالت
  31. استعداد و تکلیف (لا یکلف الله نفسا الا وسعها)
  32. لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت
  33. (لا یقدر مما کسبوا علی شیء) و (لا یقدر علی شیء)
  34. عبادت به جز خدمت خلق نیست
  35. حد کار و حد درآمد
  36. مشاغل حرام
  37. مشاغل مکروه و مستحب و واجب
  38. کار برای خود و کار برای دیگران
  39. کارخانه و ماشینیزم (انسان یا ماشین)
  40. سن کار
  41. جنسیت کارگر
  42. بازنشستگی
  43. منطقه کار
  44. کارگر مرتبه اول و دوم
  45. ثبات ریسک بیمه
  46. تحصیلات و مهارت و شغل
  47. کار زن
  48. کار در خانه
  49. اخلاق کاری: تعهد مسئولیت پذیری و وقت شناسی
  50. کار و تولید کالا و خدمات
  51. سلامتی در کار و کار برای سلامتی
  52. همت و حال خوش در عبادت، همم العالیه
  53. رشد درونی و کار، بزرگی روح
  54. کار برای فقر زدایی یا کار عامل فقر زدایی
  55. کار و فطرت و حق تکامل و کار
  56. محدودیت های کاری: فردی و اجتماعی، جسمی و روحی
  57. آموزش کار
  58. قانون کار
  59. آزادی و کار
  60. بازار کار و بازار و کار
  61. تنبلی و سستی
  62. گرچه رزق بی گمان برسد              شرط عقل است جستن از درها
  63. برو کار میکن مگو چیست کار        که سرمایه جاودانی است کار
  64. یکی روبهی دید بی دست و پای...
  65. بازرگانی را دیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده و خدمتکار...
  66. کارفرمایی
  67. مسئولیت مدیریت و ریاست
  68. والی و مردم
  69. دولت و مردم
  70. حق و تکلیف
  71. کار و سرمایه
  72. کار در میراث فرهنگی ایران اسلامی
  73. سیره معصومین علیهم السلام
  74. کار در قرآن
  75. سیره بزرگان
  76. سیره شهدا
  77. سیره امام و رهبری

 اولویت اصلاح فرهنگی

اگر بخواهید ملت شما نجات پیدا كند نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاه‌ها باید طرح بشود… رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگی است. صحیفة امام (ره)/ ج 10/ ص 356

فرهنگ صحیح، ملت را می‌سازد

در هر صورت، آن چیزی كه ملت‌ها را می‌سازد فرهنگ صحیح است. آن چیزی كه دانشگاه را بارور می‌كند كه برای ملت مفید است، برای كشور مفید است، آن عبارت از آن محتوای دانشگاه است، نه درس است. صنعت ما عدای ایمان فساد می‌آورد، علم ما عدای ایمان فساد می‌آورد، اِذا فَسدَ العالِم فَسدَ العالَم.([1]) هرچه علم بیشتر شد، فسادش هم بیشتر است. صحیفة امام (ره)/ ج 17/ ص 153

اتكاء بر فرهنگ و اصالت خویش

… و من امیدوارم كه جوان‌های ما، اساتید ما، اساتید دانشگاه ما، همة نویسندگان ما، روشنفكران ما همه بیدار بشوند، متوجه بشوند كه غفلت‌ها شده است. تا حالا اغفالمان كردند، مغزهای ما را عوض كردند … یك دسته‌ای منافعشان را به این دیدند كه غربی‌ها در اینجا حكومت بكنند، یا امثال این خائن‌ها بیایند سركار، آنها نمی‌خواهند. اما آنهایی كه این‌طور نیستند، آن دسته از نویسنده‌ها، از روشنفكرها، از اساتید دانشگاه، از معلمین، از سایرین كه این‌طور نیستند … باید فكر این معنا باشند كه ما خودمان انسانیم، ما خودمان فرهنگ داریم، ما خودمان می‌توانیم تربیت و تعلیم كنیم، می‌توانیم كار انجام بدهیم و مشغول بشویم … صحیفة امام (ره)/ ج 10/ ص 439

 ذلت یا عظمت یك ملت در گرو فرهنگ

[فرهنگ] بزرگترین مؤسسه‌ای است كه ملت را یا به تباهی می‌كشد یا به اوج عظمت و قدرت می‌كشد

تأثیر فرهنگ بر انسان ها

فرهنگ مبدأ همة خوشبختی‌ها و بدبختی‌های ملت است. اگر فرهنگ ناصالح شد، این جوان‌هایی كه تربیت می‌شوند به این تربیت‌های ‌فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد می‌كنند. فرهنگ استعماری، جوان استعماری تحویل مملكت می‌دهد. فرهنگی كه با نقشة دیگران درست می‌شود و اجانب برای ما نقشه‌كشی می‌كنند و با صورت فرهنگ می‌خواهند تحویل جامعة ما بدهند، این فرهنگ، فرهنگِ استعماری و انگلسی است. و این فرهنگ از همة چیزها، حتی از این اسلحه این قلدرها بدتر است. این قلدرها اسلحه‌شان بعد از چند وقت می‌شكند، و حالا هم شكسته، اما وقتی فرهنگ فاسد شد، جوان‌های ما كه زیر بنای تأسیس همه چیز هستند از دست ما می‌روند و انگل بار می‌آیند، غربزده بار می‌آیند… اگر فرهنگ فرهنگ صحیح باشد جوان‌های ما صحیح بار می‌‌آیند. اگر فرهنگ فرهنگ حق باشد، فرهنگ الهی باشد، فرهنگی باشد كه برای منفعت اهل ملت، برای منفعت مسلمین باشد، این افرادی كه می‌بینید كه الان سر كار هستند، اینها از آنها بیرون نمی‌آمد. فرهنگ ما یك فرهنگ استعماری است، فرهنگ ما در دست صٌلَحا نیست، صالح اداره‌اش نمی‌كند. صحیفة امام (ره)/ ج 3/ ص 306

مفهوم فرهنگ

فرهنگ، اساس استقلال كشور

… فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یك ملت است، اساس استقلال یك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده‌اند كه فرهنگ ما را استعماری كنند. كوشش كردند كه نگذارند انسان پیدا بشود. آنها از انسان می‌ترسند. از آدم می‌ترسند… صحیفة امام (ره)/ ج 7/ ص 57

 مفهوم فرهنگ

… بی‌شك بالاترین و والاترین عنصری كه در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشكیل می‌دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوك و میان‌تهی است.  صحیفة امام (ره)/ ج 15/ ص 243

 استقلال كشور در گرو انسانی های متعدد

فرهنگ می‌تواند حل عقده‌ها را بكند. اگر فرهنگ، یك فرهنگی شد كه انسان بار آورد، متعهد بار آورد، معتقد به یك ماورا بار آورد، معتقد به اینكه اگر این از دیگری باشد این مسئولیت دارد، اگر این دزدی باشد مسئولیت دارد، آنكه اعتقاد به این معنا دارد و ایمان دارد به یك پرده ماورای این عالم، آن است كه می‌تواند مملكت حفظ بكند؛… اینها كه به فرهنگ حمله كردند، به مدارس قدیمه حمله كردند، به دانشگاه‌ها حمله كردند ـ حمله باطنی یا ظاهری ـ اینها می‌خواهند نگذارند از دانشگاه آدم بیرون بیاید، از مدارس قدیمه انسان پیدا بشود. و لهذا جلوی فرهنگ ما را محكم گرفتند كه پیش نرویم. برای اینكه اگر چنانچه از فرهنگ كسانی كه بعد مقدرات مملكت دست آنهاست، از فرهنگ یك اشخاص متعهد و صحیح، بیرون بیایند، كلاه آنها پس معركه است. صحیفة امام (ره)/ ج 7/ ص 432


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

ضرورت طرح اندیشه‏های امام خمینی (ره) درباره توسعه و فرهنگ

در سال های اخیر دانشمندان و صاحبنظران مسائل اجتماعی و فرهنگی، توسعه را ضرورتی اجتناب‏ناپذیر برای كشورهای جهان سوم دانسته‏اند و رسانه‏های جمعی، كتاب ها، مطبوعات و نشریات این كشورها، آئینه اندیشه‏های توسعه گردیده‏اند. انعكاس گسترده اندیشه‏های توسعه، در رسانه‏های جمعی و مطبوعات، ضمن آنكه نشان دهنده اهمیت طرح موضوع توسعه است، همگانی كردن این اندیشه‏ها و اشاعه آن را نیز ضروری می‏سازد. اما همگانی شدن و اشاعه اندیشه‏های توسعه، در كشورهای جهان سوم می‏تواند دارای كاركرد مثبت یا منفی باشد. كاركرد مثبت فراگیر شدن این تفكر آن است كه مردم این كشورها هنگامی كه ضرورت توجه به توسعه را درك كنند، به تدریج برای انجام حركتی عمومی به سوی سازندگی، بسیج می‏شوند.
كاركرد منفی اشاعه اندیشه‏های توسعه، انحراف افكار عمومی، وابستگی و گسیختگی فرهنگی و اجتماعی ناشی از پذیرش اندیشه‏ها و نظریه‏های غیر بومی و استعماری درباره توسعه مربوط می‏شود. غالب نظریه‏های توسعه، در دهه هفتاد میلادی از طرف دانشمندان غربی و یا وابسته به غرب و نظام استكباری حاكم بر جهان ارائه شده است، در نتیجه به طور آگاهانه و عمد و گاهی غیر عمد، برخی نظریه‏های توسعه، عقب ماندگی و وابستگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشورهای جهان سوم به آمریكا و چند قطب صنعتی دیگر جهان را به دنبال داشته است. گاهی نیز آشكارا ارزش های معارض با نظام ارزشی جهان سوم را - كه پذیرش آنها اساسا جز بی‏هویتی و پوچی این ملت ها ره آورد دیگری در پی ندارد - تبلیغ كرده است. الگوی نوسازی، عقیده كسانی كه اندیشه دوگانگی جامعه سنتی و جامعه مدرن را مطرح ساخته‏اند، از جمله نمونه‏های بارز آن دسته از نظریه‏هایی است كه آشكارا، در جهت نفی هویت فرهنگی ملت های جهان سوم تلاش می‏كردند. نظریه دوگانگی جامعه سنتی و مدرن كه اصطلاحا به دیدگاه نوسازی موسوم است، قائل به دگرگونی كامل جامعه سنتی (ماقبل مدرن) به جامعه‏هایی با انواع تكنولوژی، سازمان اجتماعی و فرهنگ مربوط به آن است. جامعه‏ای كه دارای ویژگی هایی نظیر اقتصاد پیشرفته و ثروتمند و از هر حیث نظیر كشورهای غربی است.

به طور كلی این نظریه‏پردازان، طبق سنتی جامعه‏شناختی، به تقسیم‏بندی دوگانه‏ای از جوامع، یعنی جوامع سنتی در مقابل جوامع مدرن پرداخته‏اند، به طوری كه در یك سو با جامعه‏سنتی - نقطه‏ای كه توسعه نیافتگی از آن آغاز می‏شود - و از سوی دیگر با جامعه‏ای مدرن، نظیر جوامع دموكراتیك غربی روبرو هستیم. فرض بر این است كه تمام جوامع، در مرحله سنتی شبیه به هم بوده‏اند و بالاخره این جوامع، همان دگرگونی هایی را از سر خواهند گذراند كه در غرب، اتفاق افتاده است. و به صورت جوامع مدرن درخواهند آمد. و این گذر، از طریق اشاعه فرهنگ، تكنولوژی و نظام ارزش های سرمایه‏داری و یا گسترش نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از نوع غربی به وجود می‏آید دانیل لرنر، رستو، مك كله لند، رایزمن و كسانی كه نظریه خود را مبتنی بر تناقض میان سنت و صنعت مدرن و ماقبل مدرن ارائه كرده‏اند، در نهایت، غربی شدن را تنها راه توسعه قلمداد كرده‏اند. حتی اگر این نظریه‏ها محصول و نتیجه تحقیقات و روش های علمی معتبر باشد، باز بیش از آنكه توسعه و پیشرفت ملی كشورهای جهان سوم را موجب شوند، زنجیره وابستگی جهان سوم به آمریكا را تحكیم و تقویت می‏نمایند. متاسفانه غیر بومی بودن و بیگانگی دانشمندان و عالمان علوم اجتماعی و اقتصادی نظریه پرداز در امر توسعه، باعث گردیده كه مفاهیمی غیر بومی و ارزش های بیگانه با نظام ارزشی كشورهای جهان سوم در این جوامع اشاعه، تبلیغ و در نهایت به آنها تحمیل گردد. از این رو كشورهای جهان سوم علاوه بر مشكل توسعه نیافتگی با مساله جدیدتری به نام توسعه اندیشه‏ها و نظریه‏های غربی و استعماری توسعه مواجهند.

 برای مقابله با این مشكل، حداقل دو راه را می‏توان پیشنهاد و دنبال كرد:

الف- اتخاذ رویكردی انتقادی به نظریه‏های توسعه.

ب- ارائه و تبلیغ دیدگاه ها و اندیشه‏های متفكران مذهبی، ملی، مردمی و بومی.

این‏راه حل در واقع تمهیدی است كه می‏تواند تا حدی ناسازگاری ها و عناصر ناسره اندیشه‏های غیر بومی و بیگانه را آشكار كند و در صورتی كه توطئه‏ای فكری یا فرهنگی در پی اغوای افكار عمومی باشد آن را خنثی سازد. این نظریه‏ها و دیدگاه ها در جامعه، خودآگاهی فرهنگی ایجاد كرده و بینش انتقادی آنان را بیشتر می‏سازد. دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) درباره فرهنگ و توسعه فرهنگی با توجه به ضرورتی كه شرح آن گذشت، یكی از نیازهای اساسی جامعه امروز ماست. اما متاسفانه در سال های اخیر، اكثرا مطبوعات كشور با ترجمه و اقتباس از كتاب ها و مجلات غربی، بیش از گذشته به تبلیغ و اشاعه نظریه‏های غربی توسعه می‏پردازند و از دیدگاه های مذهبی، ملی و شخصیت های بزرگی چون امام خمینی (ره) غافل مانده‏اند. حضرت امام خمینی (ره) با هوش و درایت كم نظیر و الهی، بینش عمیق و شناخت دقیق از مسائل انسانی، اجتماعی و سیاسی، تجربه سال های پر فراز و نشیب از تاریخ و وقایعی كه در این سده در جهان و كشورهای اسلامی رخ داد و با الهام از تعالیم عالیه اسلام و آیات قرآن، به عنوان مرجع جهان اسلام و رهبری بزرگ، با بیانی بلیغ و شیوه‏ای حكیمانه، دردها، مسائل و مصائب كشورهای اسلامی را بیان می‏كرد و راه های نجات و حل مشكلات را توصیه می‏نمود. ایشان غالبا در رهنمودهای خود از ذكر مقدمات و عبارت پردازی های معمول پرهیز نموده و به روح و محتوای مطلب اشاره می‏فرمودند و با ذكر شواهد، مثال ها، اهداف، نتایج و سیاست های كلی، هدایت و ارائه طریق می‏كردند. بنابراین بر اهل قلم و اهل علم است كه این سیاست های كلی، اهداف عالی و ظرایف عمیق را بررسی نموده و باز نمایند. حضرت امام خمینی (ره) در مناسبت های گوناگون، ایده‏ها، خط مشی‏های كلی، اصول و سیاست های كلان و استراتژی دراز مدت كشور و امت اسلامی، بلكه مستضعفان جهان را مطرح می‏فرمود و راه مجد و عزت و عظمت را به انسان های دربند می‏آموخت. در این نوشتار تلاش خواهد شد، تا آنجا كه مقدور است برخی از دیدگاه های آن بزرگ مرد تاریخ توضیح داده شود.

توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره)

مفهوم توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره) از پنج ویژگی زیر برخوردار است:

- جامعیت مفهوم توسعه به نحوی كه كلیه ابعاد وجودی انسان را فرا می‏گیرد

- اساس توسعه، مبتنی بر فرهنگ است.

- استقلال فرهنگی، عامل اصلی توسعه و وابستگی فرهنگی، عامل اصلی توسعه نیافتگی است.

- فرهنگ اسلامی، اساس و هدف توسعه فرهنگی است.

- تربیت و تعالی انسان، شرط توسعه و غایت آن است.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه در مورد این موضوع بسیار حائز اهمیت است، این است که وقتی گفتیم سال همت مضاعف و کار مضاعف نه این است که راجع به آن مقاله بنویسیم و حرف بزنیم باید نسبت به این موضوع دغدغه پیدا کرده و کار کنیم. اما این که بخواهیم از این راه یک پولی در بیاوریم و یک پروژه ای بگیریم و کتابی چاپ کنیم، همان طوری که با کتاب نوشتن الگوی مصرف اصلاح نشد با مقاله نوشتن و حرف زدن کاری صورت نخواهد گرفت.

پس وظیفه نهادهای علمی و نظریه پردازی از جمله اقتصاد دانان و فرهنگیان و ... در این زمینه چیست؟ آنها وظیفه شان در قبال این موضوع به حصر عقلی دو چیز می تواند باشد. یکی این که در راه کارآفرینی قدم بردارند و راه های ایجاد کار را آموزش دهند.یکی هم این است که فرهنگ کار را اصلاح کنند. فرهنگ کار موضوعی است که بسیار مورد اهمیت است.اینکه چگونه یک شغل را انتخاب کنیم و چرا انتخاب کنیم و وقتی انتخاب کردیم چگونه کار کنیم و برای چه هدفی کار کنیم از مسائلی است که تا روشن نگردد فرهنگ کار اصلاح نمی شود. البته همانطور که اصلاح ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و ... شرط لازمی برای اصلاح الگوی مصرف بود در این زمینه نیز اصلاح ساختارها از مهم ترین قدم ها می باشد.

ادامه دارد...


بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار...

حول حالنا الی احسن الحال

واقعا اگه دیوونه بشیم حق داریم.

چقدر دقیق چقدر حساب شده چقدر هوشیارانه و ...

چی بگم، واقعا بهتر از این نمی شد. دومین قدم دهه عدالت و پیشرفت. همت و کار و تلاش و ...

همت بلند دار که مردان روزگار               از همت بلند به جایی رسیده اند

اما چرا؟ چرا بعد از اصلاح الگوی مصرف همت و کار و تلاش؟ چه رابطه ای بین این دو وجود داره که مقام معظم رهبری امسال را اینگونه نامیدند؟ و مطلب دوم اینکه جایگاه این مطلب در دهه عدالت و پیشرفت کجاست؟

اولین قدم مثل پارسال اینه که خوب حرفهای مقام معظم رهبری رو بفهمیم. برعکس بسیاری از کسایی که سال پیش نفهمیدن اصلاح الگوی مصرف یعنی چی، امسال هم اول میریم سراغ (مرحوم مصنف که خدا رو شکر سایشون بر سر ما هست). بیانات آقا رو دوباره و چند باره باید خوند تا دوباره دچار کج فهمی های سال پیش نشیم.

در اینجا سعی شده گزیده بیانات مقام معظم رهبری و اون مقداری که به این بحث امسال بیشتر (!!!) مربوطه رو بیاریم. البته تمام سخنان ایشان از صدر تا ذیل یک سیر کاملا منطقی و پیوسته داره که برای فهم این بحث باید به همه اون دقت کرد. پس اول پیشنهاد میکنم متن کامل بیانات رو که در پست قبلی خدمتتون ارائه شده با دقت مطالعه کنید، بعد این قسمت های انتخاب شده رو بخونید و ببینید شاهکار خطابه رو...

اما گزیده بیانات:

امسال سى و دومین سالى است كه نظام جمهورى اسلامى تشكیل شده است؛ یعنى دومین سال از دهه‌اى است كه اعلام شد دهه‌ى پیشرفت و عدالت است. شعار پیشرفت و عدالت، یك شعار محورى است؛ یك مطلب اساسى است؛ یك نیاز است. در این مرحله، هدف كلان ملت عزیز ما و مسئولان باید پیشرفت و عدالت باشد. «پیشرفت» و «عدالت» دو خواسته‌اى است كه انسانها به آن نیازمندند. پیشرفت، یعنى از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنیا براى یك جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم یعنى میان انسانها تبعیض وجود نداشته باشد، بى‌عدالتى نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‌هاى اساسى و اصلى و دیرین بشریت است، كه تا تاریخ بشر وجود داشته است، این دو خواسته، خواسته‌ى اصلى انسانها بوده است: پیشرفت و عدالت. این شعارها را میشود داد؛ مهم این است كه كِى میشود به این شعارها عمل كرد. ما در نظام جمهورى اسلامى، این دهه‌ى چهارم را هنگام مناسب براى عمل در جهت رسیدن به این دو شعار یافتیم. پیشرفت را میشود به معناى حقیقى كلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدى كه در جامعه‌ى ما هست، با آگاهى و بصیرتى كه مردم ما بحمداللَّه پیدا كرده‌اند، موانع را شناخته‌اند، اهداف را تشخیص داده‌اند، دوست و دشمن را امروز جوانهاى ما تشخیص میدهند، اگر مسئولى در پى عدالت باشد، میتواند در جامعه‌ى ما مقدمات استقرار عدالت كامل را فراهم كند. البته این كارِ كوتاه‌مدت نیست، كارِ بلندمدت است. بنابراین این دهه را، دهه‌ى پیشرفت و عدالت در نظر میگیریم. هر اقدامى كه میشود، هر برنامه‌ریزى‌اى كه میشود، باید این دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پیشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد.

 كشور آمادگى‌هاى زیادى دارد. عزیزان من! در این سى سال، ملت و كشور در همه‌ى زمینه‌ها پیشرفت كرده است. زمینه براى یك حركت عظیم و بنیانى، یك حركت محسوس كه اثر آن را در زندگى مردم بشود ملاحظه كرد، فراهم است. ما هم در زمینه‌ى زیرساختهاى اقتصادى پیشرفتهاى زیادى كرده‌ایم. در زمینه‌ى زیرساختهاى ارتباطى و مواصلاتى كارهاى بزرگى انجام گرفته است. در زمینه‌ى پیشرفت علمى و فناورى، یك روند پرشتابى از چندى قبل تاكنون آغاز شده است. ملاحظه میكنید؛ در زمینه‌هاى علمى، جوانان ما، دانشگاهیان ما، برجستگان و نخبگان ما به یك مراحلى دست پیدا میكنند كه براى یك كشورى كه از مرحله‌ى دانش و تحقیق و فناورى و ابتكار علمى بسیار دور بوده است و فاصله داشته است، بسیار چیزهاى عجیبى است.

 جوانان عزیز! امروز در كشور شما چیزهائى كه ایران را در ردیف ده كشور اول دنیا قرار میدهد، یا در ردیف هشت كشور اول دنیا قرار میدهد، كم نیست. در بخشهاى مختلف، در بخشهاى علوم زیستى، علوم نانو، علوم فضائى، علوم گوناگون، شما مى‌بینید دانشمندان كشور - كه عمدتاً هم همین جوانان پرشور و پرشوق و پرنشاط هستند - توانسته‌اند كشور را به اینجا برسانند كه بگویند در این مقوله، ایران جزو هشت كشور دنیاست؛ در این مقوله، ایران جزو ده كشور اول دنیاست؛ یعنى این پیشرفت عظیمى است، این یك جایگاه مهمى است براى كشور.

 در زمینه‌ى اعتبار و اقتدار منطقه‌اى و بین‌المللى، امروز نظام جمهورى اسلامى و دستگاه اسلامى در كشور ما، آنچنان از ابهت و اهمیتى در چشم كشورها برخوردار است كه دشمنان ما هم اعتراف میكنند كه اعتبار بین‌المللى جمهورى اسلامى جزو برترینِ كشورهاى همسطح خود و كشورهائى است كه میتوانند اثرگذار باشند. میتوان گفت جمهورى اسلامى از لحاظ اعتبار بین‌المللى و سیاسى در منطقه، در درجه‌ى اول قرار دارد. افرادى كه بهترین تعبیر درباره‌ى آنها این است كه انسان بگوید كوته‌بینند و دقت نظر ندارند، میشنوید از آنها كه گاهى از اینكه فلان رئیس كشورِ مستكبر غربى یا فلان وزیر خارجه یا فلان مأمور بین‌المللى درباره‌ى ایران بدگوئى‌اى كرده است، این را دلیل بى‌اعتبارى نظام جمهورى اسلامى میشمارند؛ این خطاست. جمهورى اسلامى امروز در چشم ملتها، در چشم دولتها، حتّى در چشم دشمنانِ خودش داراى اعتبار و اقتدار است؛ یك دولت اثرگذار است. در مسائل جهانى، حضور نظام جمهورى اسلامى، یك حضور محسوس است؛ قابل مقایسه نیست با یك كشورى كه از لحاظ وضع اقتصادى و وضع ثروت عمومى، در حد ایران است. یعنى ایران از همه‌ى كشورهائى كه از لحاظ اوضاع اقتصادى از او جلوترند یا در سطح او هستند، از لحاظ تأثیر در سیاستهاى منطقه‌اى، بالاتر است.

 اینها همه زمینه‌هاست؛ سى سال تجربه‌ى خدمتگزارى و مدیریت هم امروز متراكم، در اختیار مسئولان نظام جمهورى اسلامى است. استمرار حركت این نظام و استقرار و ثبات نظام جمهورى اسلامى، این اهمیت را داشته است، این اثر بزرگ را گذاشته است كه یك تجربه‌ى متراكمِ ذى‌قیمتى در برخورد با مسائل جهانى و منطقه‌اى و مسائل داخلى در كشور جمع شده است؛ این خودش یك زمینه‌ى بسیار مهمى است، یك زیرساخت قابل توجهى است.

 چشم‌انداز روشنى تعیین شده است - یعنى سند چشم‌انداز بیست ساله‌ى جمهورى اسلامى - این سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر یكدیگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آیند، میتوانند بر اساس این سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، یكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسلامى است.

 یكى از امكانات بزرگ نظام، این نسل جوانِ تحصیلكرده‌ى پرانرژىِ پرانگیزه‌اى است كه در كشور ما وجود دارد. اینها تحصیل كرده‌اند، درس خوانده‌اند، باانگیزه‌اند، در راه فهم و درك مسائل گوناگون در بخشهاى مختلف تلاش میكنند، داراى اعتماد به نفس‌اند. ما امروز در جوانهایمان احساس میكنیم یك اعتماد به نفسى وجود دارد كه در گذشته وجود نداشته است، و در كمتر ملتى هم این را مشاهده میكنیم. هر كدام از این مسائل گوناگون اقتصادى و فنى و سیاسى و اجتماعى و مسائلى كه احتیاج به دانش و تخصص دارد، اینها را وقتى انسان با مجموعه‌هاى جوان و اهل تحقیق مطرح میكند، مى‌بیند اینها با اعتماد به نفس، میگویند میتوانیم. احساس نمیكنند كه عاجزند، ناتوانند؛ احساس میكنند میتوانند. این اعتماد به نفس خیلى ارزش دارد براى یك ملت كه احساس كند میتواند؛ چون سالهاى متمادى به ما تلقین میشد كه شما نمیتوانید. به ملت ما گفته میشد شما عُرضه ندارید. سیاستمداران كشور، حكام جائرى كه بر كشور ما مسلط بودند و غالباً با دشمنان این ملت دستشان در یك جیب و در یك كیسه بود، اینها غالباً به كشور ما، به مردم ما، به جوانهاى ما تلقین میكردند كه نمیتوانید؛ زحمت بیهوده نكشید. یعنى باید ما بنشینیم، دیگران تحقیق كنند، پیشرفت پیدا كنند، ما برویم از آنها دریوزگى كنیم، گدائى كنیم، از آنها بگیریم؛ خودمان نمیتوانیم از درون خود بجوشیم. این به ملت ما و جوانهاى ما و نسل ما تلقین میشد و جزو باورهاى این ملت بود.

 در دوران جوانى ما، آنطورى كه در جامعه واضح بود، این احساس وجود داشت كه ایرانى نمیتواند؛ فرنگى‌ها، اروپائى‌ها، آمریكائى‌ها باید پیش بروند، ما باید دنبال آنها حركت كنیم و از آنها یاد بگیریم. اینكه ما هم میتوانیم یك راهى را باز كنیم، یك حركتى را شروع كنیم، یك قلمروى را از قلمروهاى مهم زندگى فتح كنیم، این براى ملت ما یك امر باور نكردنى بود. امروز درست بعكس شده است. جوان ایرانى، هیچ مقوله‌اى از مقوله‌هاى مهم نیست كه برایش مطرح بشود و احساس كند كه نمیتواند. عرض كردم؛ در مسائل علمى، در مسائل فنى، در مسائل سیاسى، آنچه كه براى مجامع اهل تحقیق و پژوهش ما - كه عمدتاً هم جوانهاى كشورمان هستند - مطرح میشود، كارها و پیشرفتهاى گوناگونى كه مطرح میشود، جوان ایرانى احساس میكند كه میتواند. این اعتماد به نفس، چیز بسیار مهمى است. این اعتماد به نفس در مجامع علمى پشتوانه‌اى دارد از اعتماد به نفس ملى؛ آن چیزى كه من در چند سال قبل از این مطرح كردم كه باید ملت به اعتماد به نفس ملى برسد؛ یعنى احساس كند كه همه‌ى كارهاى بزرگ را میشود با اراده، با خواست، با حركت انجام داد. در هیچ كارى ما عاجز نیستیم. اینها زمینه‌هاى پیشرفت است.

 خوب، ما امسال را عرض كردیم «سال همت مضاعف و كار مضاعف»؛ یعنى همت برتر و كار بیشتر. این تعبیر مضاعف - یعنى چند برابر - شكل آرمانى است. اگر دو برابر هم شد، اگر سه برابر هم شد، اگر ده برابر هم شد، ما قانع نیستیم. اما اینجور هم نیست كه اگر یك جائى نتوانستیم دو برابر كار كنیم، یك برابر و نیم توانستیم كار بكنیم، مأیوس شویم؛ نه، مهم این است كه همت برترى داشته باشیم از آنچه در گذشته داشتیم، و كار بیشترى بكنیم از آنچه در گذشته میكردیم. این، شعار امسال است. این شعارها نه فقط یك امر نمایشى است، و نه هم اینجورى است كه ما خیال كنیم در این سال، این شعار همه‌ى مشكلات كشور را حل خواهد كرد؛ نه، این تشریفاتى نیست، نمایشى نیست؛ این خط روشنى را به ما نشان میدهد.

 سال گذشته ما عرض كردیم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همین جا در روز اول سال تصریح كردم: اصلاح الگوى مصرف چیزى نیست كه در یك سال بتواند اتفاق بیفتد. سال گذشته را گفتیم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز شد. من نمیتوانم این را بگویم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خیلى فاصله داریم. تا وقتى الگوى مصرف را اصلاح نكنیم، تا وقتى ندانیم آب را چه جور باید مصرف كرد، برق را چه جور باید مصرف كرد، نان را چه جور باید مصرف كرد، پول را چه جور باید مصرف كرد، تا اینها را درست مصرف نكنیم، راه‌هاى مصرف را ندانیم، مشكلات ما به حال خود باقى خواهند ماند. باید ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنیم. سال 88 مسئولین كارهائى كردند، برنامه‌ریزى‌هائى كردند، تحقیقاتى كردند، اما این كار نباید متوقف بماند. این، جهت را نشان داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف یك مسئله‌ى اساسى است و باید دنبال شود. امسال هم همین است. امسال ما عرض میكنیم همت بیشتر. این همتِ بیشتر مخصوص امسال نیست. همت برتر مخصوص سال 89 نیست. ما باید این را به عنوان یك انگشت نمایشگر راه در مقابل چشم خودمان قرار بدهیم؛ همتمان را نباید كم كنیم. كارهاى بزرگى داریم، اهداف بلندى در مقابل ماست؛ باید همت را بلند داشت تا بتوانیم به آن هدفها برسیم. كار هم باید بیشتر بشود. كار باید متراكمتر بشود تا بتوانیم به آن اهداف برسیم.

 

....

 حالا همت برتر و كار بیشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر این اساس باید انجام بگیرد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد. ما نباید بگذاریم وقت بگذرد. هر سالى از سالهائى كه دوران انقلاب گذرانده است، و در هر سالى هر ماهى، و در هر ماهى هر روزى، وزن و مقدارى دارد، ارزشى دارد؛ نباید این را از دست داد. ممكن است در هشت ماه از سال 88 كه اشتغالات فتنه‌انگیزان بعضى از ذهنها را به خود مشغول كرد، برخى از كارها نیمه‌كاره مانده باشد؛ باید جبران بشود. باید حركت، یك حركت سریعى باشد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد: عرصه‌ى علم و تحقیق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتى در همه‌ى زمینه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخشهائى كه براى كشور مورد نیاز است، بایستى همتشان را در تحقیق و علم افزایش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشمشان و مد نظرشان قرار بدهند؛ كار را باید متراكمتر كنند.

 من عرض كردم؛ باید جوانان ما همتشان این باشد كه با گذشت یكى دو دهه‌ى دیگر، كشورشان را یك مرجع علمى براى دانشمندان جهان قرار بدهند. پس این شد همت مضاعف و كار مضاعف در عرصه‌ى علم و تحقیق.

 همت مضاعف و كار مضاعف در استفاده‌ى بهینه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد. از همه‌ى آن چیزهائى كه میتواند براى سازندگى كشور در دورانهاى آینده مورد استفاده قرار بگیرد، یا زندگى عمومى مردم را رفاه و رونق ببخشد، باید حداكثر استفاده بشود؛ یعنى همان چیزى كه یكى از اركانش اصلاح الگوى مصرف است. از آب در كشور استفاده‌ى بهینه بشود. ما امروز از آب در كشور استفاده‌ى بهینه نمیكنیم. سال گذشته كه بنده مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف را مطرح كردم، پژوهشگران كشورمان تحقیق كردند، به ما اطلاع دادند كه اگر آبى كه در كشور مصرف میشود، ده درصد آن صرفه‌جوئى شود، این ده درصد به قدر تمام استفاده‌اى است كه امروز براى شرب خانگى و براى صنعت مورد استفاده قرار میگیرد. امروز نود درصد آب كشور در بخشهاى كشاورزى مصرف میشود - مصرف غلط، مصرف اسراف‌آمیز - ده درصد دیگر براى آب شرب و براى صنعت و براى مصارف گوناگون به كار میرود. یعنى اگر در كار كشاورزى ما ده درصد صرفه‌جوئى كنیم، مقدار مصرف شرب و صنعت و امثال اینها به دو برابر خواهد رسید؛ اینقدر مسئله مهم است. مسئله‌ى مصرف برق و مصرف حاملهاى انرژى - بنزین، گازوئیل - هم مهم است. این لایحه‌ى هدفمند كردن یارانه‌ها كه مطرح شده است، ناظر به این مسائل است؛ لایحه‌ى بسیار مهمى است.

 من همین جا در حضور شما مردم عزیزمان توصیه میكنم؛ هم به قوه‌ى مجریه، هم به قوه‌ى مقننه، كه در این مسئله‌ى مهم باید با هم همكارى كنند، باید به هم كمك كنند. از یك طرفِ قضیه، نگاه به قوه‌ى مجریه است - كه بار بر دوش قوه‌ى مجریه است؛ دولت بایستى اقدام كند، عمل كند؛ پس همه‌ى دستگاه‌هاى دیگر، از جمله دستگاه قانونگذارى باید به دولت كمك كنند - از طرف دیگر هم دولت بایستى آن چیزى كه قانونى است و مراحل قانونى را گذرانده است، معتبر بداند و بر طبق آن عمل كند. بنابراین دولت، مجلس - قوه‌ى مجریه، قوه‌ى مقننه - در این كار دوشادوش هم حركت كنند، به هم كمك كنند و با هم باشند؛ «ید اللَّه مع الجماعة». وقتى با هم بودند، خدا هم كمك خواهد كرد. بنابراین استفاده‌ى بهینه از امكانات و منابع موجود كشور و بهره‌ورى مهم است؛ بهره‌ورى بیشتر از آنچه كه داریم و آنچه كه بسیارى از آنها متأسفانه مورد اسراف و استفاده‌ى غلط قرار میگیرد.

 همت مضاعف و كار بیشتر در كیفیت بخشیدن به تولیدات داخلى؛ یكى از كارهاى اساسى این است. ما امروز تولیدات داخلى زیادى داریم؛ هم در زمینه‌ى صنعت، هم در زمینه‌ى كشاورزى؛ باید به كیفیت اینها اهمیت بدهیم، كیفیت اینها را بالا ببریم. باید جورى باشد كه مصرف‌كننده احساس كند آنچه كه در كشورش تولید میشود، به دست كارگر ایرانى تولید میشود، از لحاظ كیفیت، یا بهتر از نوع خارجى است یا لااقل همسطح آن است.

 همت مضاعف و كار مضاعف در تأمین سلامت. مسئله‌ى سلامت، هم در برنامه‌ى پنجم باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد، هم در برنامه‌ریزى‌هاى گوناگون اجرائى در دستگاه‌هاى مختلف. یك بخش از مسئله‌ى تأمین سلامت، مسئله‌ى ورزش همگانى است؛ كه بنده بارها توصیه كردم، باز هم توصیه میكنم. ورزش همگانى براى همه لازم است. نشاط، سلامت، آمادگى، حوصله‌ى كار، در سایه‌ى ورزش عمومى و همگانى براى جامعه تأمین میشود.

 همت مضاعف و كار مضاعف در سرمایه‌گذارى، در كارآفرینى. بسیارى از كسانى كه سرمایه دارند، پول دارند، درآمدهاى كلانى دارند، نمیدانند این درآمدها را چگونه باید صرف كنند. اینجا هم باز همان اصلاح الگوى مصرف خود را نشان میدهد. پول را به جاى سرمایه‌گذارىِ تولیدى، صرف تجملات میكنند؛ سفرهاى خارجى بیهوده، بى‌ثمر، پرخرج و احیاناً فسادآور، بهانه براى تغییر وسائل خانه، وسائل زندگى؛ این چیزها یك حركت مسرفانه است نسبت به ثروت. میشود پول را، درآمد را سرمایه‌گذارى كرد. امروز وسائل این كار فراهم است. با فعال شدن بورسهائى كه در كشور هست، میتوان سرمایه‌گذارى كرد. همه میتوانند آنچه را كه دارند، در سرمایه‌گذارى‌ها دخالت بدهند.

 یكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف میطلبد، مسئله‌ى تولید فكر است؛ كتابخوانى، افزایش معلومات عمومى در زمینه‌هاى گوناگون. این كرسى‌هاى آزاداندیشى كه ما عرض كردیم، پیشنهاد كردیم در دانشگاه‌ها و در حوزه‌ها به راه بیفتد، میتواند یك جریان سیال فكرىِ بسیار باارزشى را در جامعه به راه بیندازد.

 و از همه مهمتر، همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در مبارزه‌ى با بى‌عدالتى. اینها چیزهائى است كه ما در پیش روى خودمان داریم. ملت، دولت و مسئولان باید تلاش كنند.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌


الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد
و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المكرّمین
سیّما بقیّةالله فى الأرضین‌

 خداوند متعال را از اعماق جان سپاسگزارم كه یك بار دیگر و یك سال دیگر این توفیق را عنایت فرمود كه روز اول سال در كنار شما برادران و خواهران زائر و مجاورِ این سرزمین پاك و مقدس، در كنار مرقد مطهر حضرت ابى‌الحسن على‌بن‌موسى‌الرضا (صلوات الله و سلامه علیه) باشم و از فیوضات این روز و از فرصت بزرگ دیدار شما برادران و خواهران عزیز بهره‌مند شوم. اولاً تبریك عرض میكنم حلول سال نو و عید نوروز را به همه‌ى ملت ایران، به شما برادران و خواهران عزیز، و مطالبى را در این مناسبت عرض میكنم.

 مطلب اوّلى كه مورد نظر است كه عرض بشود، به مناسبت گذشتن سى و یك سال از استقرار نظام جمهورى اسلامى، یك تعریف قرآنى از نظام مقدس اسلامى و از حكومت اسلامى است. اساس حكومت اسلامى و شاخص عمده‌ى این حكومت عبارت است از استقرار ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به تعالیم انبیاء و سلوك در صراط مستقیمى كه انبیاء الهى در مقابل پاى مردم قرار دادند. اساس، ایمان است. فرستادن پیامبران الهى براى هدایت انسانها و ایجاد جوامع دینى و الهى در طول تاریخ تا امروز، در درجه‌ى اول براى این مقصود است. لذا میفرماید: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا. لتؤمنوا باللَّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و اصیلا».(1) یعنى هدف از فرستادن پیغمبران الهى، ایمان به خدا، دل بستن به ذات الهى و راه الهى، و دل بستن به آن تعالیمى است كه انبیاء الهى به انسان تعلیم داده‌اند. این در سوره‌ى مباركه‌ى «انّا فتحنا» است. در سوره‌ى مباركه‌ى احزاب میفرماید: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا. و داعیا الى اللَّه».(2) رسالت پیغمبر، دعوت به خداست؛ این، اساس كار است. آن چیزى كه به عنوان شاخص، میان نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى و همه‌ى جوامع بشرى وجود دارد، در درجه‌ى اول این نكته است؛ مسئله‌ى ایمان به خدا، ایمان به غیب، ایمان به راهى كه خداوند متعال براى سعادت دنیوى و اخروى انسان در مقابل بشر قرار داده است. اگر امروز نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظامهاى گوناگون عالم سخنى براى گفتن دارد، مطلبى براى تحدى در قبال نظامهاى مادى در نظام جمهورى اسلامى وجود دارد، به خاطر همین است كه شاخص عمده، ایمان است. امروز بشر به خاطر بى‌ایمانى، دچار منجلابهاى گوناگون زندگى است. بنابراین شاخص عمده، ایمان است. ایمان به خدا و راه خدا و راه انبیاء - كه دنبال آن، عمل به این تعالیم است - فقط براى تعالى معنوى نیست؛ اگرچه عمده‌ترین ثمره‌ى آن، تعالى معنوى و تكامل انسانى و اخلاقى است؛ چون دنیا مزرعه‌ى آخرت است. از حركت در زندگى دنیاست كه انسان میتواند مدارج و معارج را طى كند و پیش برود. لذا زندگى مادى هم در گروى ایمان به خداست. پس ایمان به خداى متعال نه فقط سعادت معنوى را تأمین میكند، بلكه سعادت مادى را هم تأمین میكند. ایمان به خداى متعال موجب میشود كه بشر در زندگى مادىِ خود بتواند همه‌ى آن چیزهائى را كه انسان به آن نیازمند است، به دست بیاورد. «و لو انّهم اقاموا التّوریة و الانجیل و ما انزل الیهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛(3) اگر اقامه‌ى دین بشود، اگر تعالیم اسلامى در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ رفاه به آن حدى میرسند كه هیچ نیازى براى آنها باقى نماند كه تأمین نشده باشد. از لحاظ آسایش معنوى و روانى انسان، احساس امنیت و آرامش، باز نقش ایمان برجسته است. به گفته‌ى قرآن: «قد جائكم من اللَّه نور و كتاب مبین. یهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام»؛(4) راه‌هاى سلامت را، راه‌هاى آرامش را، راه‌هاى امنیت روانى را قرآن به انسان تعلیم میدهد؛ این راهى است كه بشر را به آرامش روانى میرساند؛ یعنى همان چیزى كه امروز دنیا در فقدان آن، در حال التهاب است. پیشرفت مادى هست، پیشرفت فناورى و علمى هست، ثروتهاى كلان در دست جوامع هست؛ اما آسایش نیست، آرامش نیست. این به خاطر كمبود این عنصر اساسى در زندگى انسان است، كه عبارت است از ایمان. این یك مطلب اساسى با استفاده‌ى از قرآن كریم است كه در جمهورى اسلامى، من و شما، همه‌ى آحادمان، همه‌ى جوانهایمان، همه‌ى نسلهاى رو به جلو كه میخواهند فرداى سعادتمندى را براى كشورشان و براى خودشان و براى فرزندانشان تأمین كنند، باید به این توجه داشته باشند. اساس كار در نظام اسلامى ایمان است، كه باید این ایمان را تأمین كرد؛ نه فقط در دل، بلكه در عمل، در برنامه‌ریزى‌ها و در همه‌ى اقدامها.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

سلام

حب الوطن من الایمان!

به دعوای زیر توجه کنید!

الف- عیدتون مبارک

ب- کدوم عید

الف- عید نوروز

ب- نوروز که عید نیست

الف- حرف مفت نزن، عید باستانی و 2500 ساله نوروز عید نیست پس لابد عید فطر عربها عیده

ب- اولا عید فطر عربها نه و عید فطر اسلامی ثانیا عید نوروز آتش پرست ها خوبه؟

...

الف- بگیر

ب- بیا

الف- آخ

ب- وای

حالا ج- یه روز یکی از دوستام که از بچه های گلمونه یه مطلب بهم گفت که خیلی وقت بود میخواستم باهاتون درمیون بذارم. اون مطلب هم تحلیلی از جنگ رستم و اسفندیاره.

واقعا این فردوسی عجب انسان بزرگی بوده!

قضیه از این قراره که جنگی در گرفته مثل جنگ بالا بین مذهب و میهن(اسفندیار نماد مذهبه و رستم نماد میهن) اسفندیاری که توی آب مقدس خودش رو شستشو داده بود و رویین تن شده بود در مقابل رستم ایرانی قرار گرفته.

سرتون رو درد نیارم...

این وسط سر و کله زال پیدا میشه. زال فکر کنم خود فردوسیه!

زال به رستم میگه نجنگ. این جنگ پیروز نداره! مطمئن باش چه تو پیروز بشی چه اسفندیار هر دو از بین خواهید رفت. فوقع ما وقع

همان شد که زال پیش بینی کرده بود. رستم اسفندیار را کشت ، اما میهن به وضعی درآمد که شغادها به وجود آمدند و رستم نیز چندان دوامی نیاورد.

این رفیق ما می گفت نمی دونم چه کسی اولین بار این بحث یعنی جدایی دین از میهن رو مطرح کرد. اما هر کسی این کار رو کرده حتی اگر نیتش هم خیر بوده باشه باز ضربه ای زده به این مردم که جبران کردن اون خیلی سخته!

اما...

اما چند تا نکته وجود  داره که فکر میکنم دو طرف دعوا باید به اون توجه کنند. این نکته ها رو در قالب جواب به صحبت های اینگونه آدم ها خدمتتون عرض می کنم.

الف- شما سنتی هستید، دین شما برای 1400 پیشه. شما 2500 سال تمدن رو ول کردید چسبیدید به این عقاید سنتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ج- ببخشید داداش نفهمیدم 1400 سال سنتیه و 2500 سال تجدد!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ضمنا فکر کنم از این 2500 سالی که میگی حدود 1500 سالش همین دوره ایه که بهش میگی سنتی و قدیمی. اگه می خوای بگی باید برگردیم به اون زمانی که دینی توی ایران نبوده باید بری پیش دایناسر ها. وگر نه این ایران و این ایران از وقتی بوده با دین و مذهب اخت بوده و یکتا پرستی آیینش بوده. حالا که رسیده به اسلام که دین کاملتره نشستی پای بی بی سی و حرف های مفت اونا رو بلغور میکنی. اولا اگه تو اینقدر ایران ایران میکنی پس چرا پناه آوردی به کسانی که فقط دندون تیز کردن برای از بین بردن کشور و اتحاد بین مردم. اگه میگی ایران خوب مگه الآن توی انگلیس زندگی میکنی. خب این که توش زندگی میکنی و 1400 ساله با افتخار اسلام رو پذیرفته و به خدا ایمان آورده! همین گربه قشنگ یعنی ایرانه. تازه مگه میهن یعنی چی؟ میهن یعنی من تو تاریخ اعتقاد ما و ... میهن که به این آب وخاک نمی گن. ببینم اگه میگی ایران ایران، اگه توی عربستان هم بدنیا می اومدی میگفتی عربستان عربستان دیگه. بعد به علی دایی فحش میدادی. آخه انصافم خوب چیزیه آدم عاقل به چیزی که توش هیچ دخالتی نداشته و اختیاری در بدست آوردن اون نداشته افتخار میکنه. اصلا اینکه من توی ایران بدنیا اومدم مگه دست خودم بوده. مثل اینه که یکی که پدرش آدم خوبیه بعد بگه خوب من به این پدر افتخار میکنم. خب بکن اما تورو سننه. گیرم که پدر تو فاضل باشه بازم تورو سننه. مسخره نیست که انسان افتخار به اون چیزی بکنه که پدرش بدست آورده. اگه این طور بود من می تونستم به اینکه توی این کشور بدنیا اومدم افتخار کنم. نه عزیز دلم

آدم عاقل میهنش رو دوست داره، بالا هم که آوردم: روایت حب الوطن من الایمان. اما چه وطنی. اگه الان شما توی اسرائیل هم بودی می گفتی حب الوطن من الایمان. مسلما نه...

ختم کلوم آقا جون من عزیز من ببین مشکلت چیه اگه مشکلت دین داریه که ما رو به خیر و شما رو به سلامت. خیری از شما به وطن هم نخواهد رسید. چون کسی که اعتقاد نداشته باشه غیرت هم نداره...

اگه مشکلت سیاسیه خب خدا وکیلی دموکراسی رو قبول داری یا نه. وقتی مردم یه کشور به یه چیز یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی رای دادن پس چرا دیگه اینهمه بحث میکنی. مردم همین کشور که تو سنگش رو به سینه می زنی این دین رو میخوان و دوست دارن حکومتشون اینطوری باشه شما که چیز دیگه میخوای حق نداری به بقیه مردم بگی شما ایرانی نیستید. نه ایرانی یعنی همین. هر کسی که توی این مرز و بوم زندگی میکنه و برای کشورش دل میسوزونه.

فعلا خسته شدم

جواب سوال اون بنده خدایی هم که میگه عید نوروز چیه ایران چیه و از این حرف های مفت میزنه فقط یه کلمه است. اونم اینه که برو کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام استاد مطهری رو بخون تا بفهمی ایرانی جماعت به خاطر فرهنگ غنی که داشته چطور با آغوش باز با اسلام برخورد کرده و چطور اسلام آورده و تسلیم حق شده. این خصلت ایرانی اگه نبود که ایران همین طور باید دست بعضی از این پادشاهان زورگو و ...می موند. مگه استقلالی که الآن داریم کم چیزیه. مگه این ایرانی نیست که اگه همه دنیا جلوش بایستند تا همشون رو از پا در نیاره ساکت نمی شه. خب چرا این اسلام توی جاهای دیگه اینطور اثری نداشته. معلومه که ایرانی یه فرقی داره که تونسته اینطور پیشرفت کنه...

به هر حال بهتون بگم هر کی از این حرفهای مفت می زنه که یا اسلام یا ایران یعنی روی یکی از این دو ت تعصب دراه نتیجه کارش فقط از بین بردن ایران اسلامیه.

ضمنا عید اون روزیه که توش گناه نباشه. توش بدی نباشه

یه توصیه فرهیگی اقتصادیم بکنم. شب عید خرید نکنین. بعد بگین تورم تورم سه چهار روز زودتر راه میفتادید یا سه چهار روز دیرتر بخرید ...

سرفراز باشی میهن من


فصل : گوناگون,

چگونگی الهام گیری از قیام امام حسین برای وضعیت امروز

حالا برگردیم به بحث اول. گفتیم فتنه شرایطی است که شناخت حق و باطل را دشوار می‌کند. آیا واقعا تشخیص اینکه امام حسین حق است دشوار است؟ در مقابل امام حسین (ع) یزید است كه شرابخوار و بوزینه باز و... است؛ آیا اصلا شكی پیش می‌آید كه حق كیست و باطل كیست؟ پس چگونه ما میتوانیم برای خروج از فتنه، از فرهنگ عاشورایی امام حسین استفاده کنیم؟ چگونه در شرایط فعلی ما می‌توانیم از این چراغ هدایت و کشتی نجات استفاده کنیم؛ کدام طرف یزید است و کدام طرف امام حسین(ع)؛ الان نمی‌توانیم بگوییم که یکی از طرفین، یزید است چرا که یزید بین الفسق بود. این است که ما همیشه در تحلیل های سطحی مانده ایم چرا که در حوزه شناخت جامعه ضعیف هستیم. فکر نمی‌کنیم که چگونه می‌شود که مردم امام حسین(ع) را می‌کشند؛ مگر کسی شک داشت که امام حسین حق است ویزید باطل، در اینجا ما باید یک مرتبه دیگر عاشورا را واکاوی کنیم. کدهای جنگ جمل که واضح است تا حدودی می‌دانیم. دراینجا باید کدهای عاشورا را شناسایی کرد.

امام حسین اصلی ترین کاری که در عاشورا انجام داد این بود که نگذاشت که جامعه از نفاق به سمت کفر حرکت کند (از نفاق معاویه‌ای به سمت کفر یزیدی که صریحا می‌گفت: «لعب الهاشم بالملک فلاخبرٌ جاء و لا وحی نزل »)؛ اما کار ایشان به همین مقدار محدود نشد، بلکه راه شناسایی جریان نفاق را هم برای اهل بصیرت آشکار ساخت. در مرحله معرفی جریان یزید، مساله ساده است. اگر حکومت یزیدی همچون شاه باشد با حکومت شاه می‌جنگی. در زمان شاه و امام شما می‌توانستید طرف حق را براحتی شناسایی کنید. اما وقتی داخل این فضای کنونی می‌شوی شرایط برای شناخت خیلی سخت می‌شود، چون دیگر در جامعه با تیپ شخصیتی امثال یزید مواجه نیستی. اما به نظر من در همین جا امام حسین (ع) جواب ما را می‌دهد؛امام حسین(ع) یک کارش این بود که یزید را به زمین بزند اما کار مهمترش که منجر به ظهور امام زمان(عج) می‌شود این بود که همه انواع ظالم‌ها را رسوا کند، یعنی چه ؟ یعنی این که ابتدا به شما نشان می‌دهد که یزید و عبیدالله بن زیاد انسانهای بدی هستند، اما شاید فهم این که اینها شرند آسان باشد اما فهم اینکه عمرسعد انسان شری است شمر انسان بدی است شاید کار ساده‌ای نباشد. اما امام حسین(ع) به گونه‌ای رفتار کردند که الان اگر کسی می‌خواهد بگوید فلان شخص انسان شروری است اورا عمر سعد خطاب میکند.

عمر سعد پسر سعد بن ابی الوقاص است. سعد بن ابی الوقاص مجاهد، بسیجی، جانبازو.... فرمانده در زمان پیامبر، با سوابق در خشان، فرمانده فتوحات اسلامی؛ ولی در زمان عثمان خانه نشین شد؛ در زمان امام علی (ع) طرف هیچ کس را نگرفت به خاطر اینکه می‌گفت، جنگ بین مسلمین است. خیلی انسان زاهدی است! به خاطر اینکه دستش را به خون هیچ مسلمانی آلوده نکند، حتی از علی هم حمایت نمی‌کند! پسرش هم مانند پدرش، فردی مقدس و اهل احتیاط! حتی وقتی که داشت به کربلا می‌رفت، نرفت که با امام بجنگد، بلکه رفت تا بین امام و یزید صلح برقرار کند و راه درست را به امام نشان دهد! رفت که امام حسین(ع) را مجاب کند«....کلما جاءهم رسول بما لا تهوی انفسهم ففریقا کذبوا وفریقا یقتلون» (مائده 71؛ وقتی رسولی برای آنها فرستاده می‌شود و آنگونه که آنها می‌خواهند رفتار نمیکند یا تکذیبش میکنند و یا اورا می‌کشند). بعد که عمر سعد دریافت امام حسین(ع) مجاب نمی‌شود؛ امام حسین(ع) را به شهادت می‌رساند و به این کار خود افتخار می‌کند! و همه این تحولات درطول 5-6 روز در درون عمر سعد رخ می‌دهد.

شمر بن ذی الجوشن از او هم برتر است: فرماندهان لشگر امام علی در زمان جنگ صفین است؛ اما با این همه سابقه در خشان در کربلا مهمترین آتش بیار معرکه می‌شود و امام حسین(ع) را به قتل می‌رساند.

باز هم هستند افرادی که امام حسین رسوا می‌کند. در مورد شمر برخی بر این باورند که او به خوارج ملحق شد، اما شبث بن ربعی نه فقط فرمانده حضرت علی در جنگ صفین است، بلکه از فرماندهان امام در جنگ نهروان است. همچنین طرفدار ائمه باقی می‌ماند. او یکی از هفت نفر از سران کوفه است که به امام حسین(ع) نامه می‌فرستد و حتی با مسلم بیعت می‌کند، اما بعد جزء فرمانده هان سپاه عمر سعد می‌شود که امام حسین(ع) را می‌کشد. کسی که تا یک ماه قبل برای امام حسین (ع) نیرو بسیج می‌کند، اکنون برای یزید نیرو بسیج می‌کند! درباره این شخص حضرت علی اکبر در یکی از رجز هایش می‌گوید

«انا علی بن حسین بن علی نحن وبیت الله اولی بالنبی من شبث ذاک و شمر الذی اضربکم بالسیف حتی یلتوی»

حضر ت علی اکبر در وسط میدان جنگ می‌گوید قسم به خانه خدا که ما از شبث و شمر به پیامبر نزدیکتریم! جامعه به کجا رفته که درذهن‌ها جا افتاده که شمر و شبث به پیامبر نزدیکترند! مانند این است که ما بگوییم ما از بنی صدر به امام خمینی نزدیکتریم.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
 
برخی خواص بجای سپر ولی شدن، با سخنان دو پهلو ولی را سپر خود قرار داده‌اند

حجت الاسلام دكتر حسین سوزنچی از فضلای جوان حوزه علمیه قم، به تازگی در تحلیل دینی فتنه ماه های اخیر، به ارائه سخنانی در دانشگاه امام صادق علیه السلام پرداخته است:(لازم به ذکر است شبیه این سخنان را در دانشگاه صنعتی شریف نیز بیان داشته اند):

بسم الله الرحمن الرحیم

در شرایط فعلی فتنه‌ای رخ داده و جریا نی به راه افتاده که ما می‌خواهیم این جریان را با واقعه عاشورا تحلیل کنیم. امام حسین(ع) هم کشتی نجات است و هم چراغ هدایت، پس برای ورود به فتنه باید با کشتی نجات وارد شد. پس، باید از قیام امام حسین(ع) بتوان برای تحلیل شرایط فعلی استفاده کرد، و من از زاویه امام حسین(ع) وارد بحث می‌شوم.

پیامبر اکرم در مورد امام حسین فرمود: «حسین مصباح الهدی وسفینـة النجاة» وحضرت امیر درنهج البلاغه می‌فرماید«شقوا امواج الفتن بالسفن النجاة» (خطبه 5 نهج البلاغه) امواج فتنه وقتی است که دریا طوفانی است. در دریای طوفانی نمی‌شود با شنا کردن نجات پیدا کرد، بلکه باید سوار کشتی شد.

آنچه از جان امام حسین علیه‌السلام هم مهمتر است!

بگذارید ابتدا نكته‌ای را عرض كنم. دكتر شریعتی در یكی از سخنرانیهایش می‌گوید: «عظمت شخص امام حسین آنقدر زیاد است که ما آن چیزی را که از امام حسین مهم‌تر است فراموش کرده ایم.» اما مگر از امام حسین چیزی بالاتر قابل فرض است؟ بله، هدف امام حسین(ع) كه به خاطرش شهید می‌شود، از جان امام حسین(ع) مهم‌تر است! اما آن هدف مهم چیست كه می‌ارزد حسین و بهترین انسانهایی كه همان خاندان و اصحاب اویند برایش شهید شوند؟ آیا اسلام است؟ اسلامی که امام حسین(ع) می‌خواهد برایش شهید شود چیست؟آیا منظور الفاظ و نوشته‌های آیات و روایات است؟ قطعا خیر، زیرا خود امام حسین (ع) قرآن ناطق است. این سوال خیلی مهمی است چرا که ما معتقدیم ائمه صاحب مقام خلیفةاللهی اند، انسان کامل اند، واسطه فیض‌اند و... و بعد می‌گوییم یک چیزی وجود دارد که چنین امامی به خاطرش شهید می‌شود! و آیا اسلامی بالاتر از امام حسین می‌شود؟ این است كه به نظر می‌رسد ریشه همه‌ی این فتنه های دشوار آن باشد که:

ما درک کنیم که یک چیزی بالاتر از جان امام حسین (ع) وجود دارد و آن این است که نه فقط انسان با وجود فردی خود، بلکه انسان با وجود جمعی و اجتماعی خود هم باید به نهایت سعادت ممكن دست یابد. یکبار ما رسیدن به نهایت مقام خلیفة‌اللهی و تحقق فلسفه آفرینش را به لحاظ فردی در نظر می‌گیریم، که با آمدن پیامبر خاتم این هدف محقق شد (الخاتم من ختم المراتب بأسرها)پیامبر خاتم کسی بود که تمام مراتب راطی کرد. خوب اگر با آمدن او هدف خلقت محقق شده دیگر چرا خلقت تداوم دارد؟ رکن این ادامه داشتن این است که جامعه دینی سعادتمند هم باید محقق شود؛ یعنی توحید نه به لحاظ فردی بلکه به لحاظ اجتماعی نیز باید در حیات انسانی پدیدار شود؛ و این حاصل نمی‌شود مگر در جامعه مهدوی، یعنی جامعه‌ای كه هم امام معصوم دارد و هم امت تحمل وجود امام را دارد و با او همراه می‌شود. بدین ترتیب است كه قیام امام حسین مقدمه‌ای برای آماده كردن مردم برای جامعه مهدوی است و این هدف است که از جان امام حسین(ع) هم بالاتر است و می‌ارزد که امام حسین (ع) به خاطرش شهید شود. یعنی همه تلاشهای پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم‌السلام این است که نه فقط خودشان به سعادت برسند و تمام مراتب را طی کنند بلکه این امت هم بتواند تمام مراتب رابه لحاظ هویت جمعی طی کند. واین کار هزاران مصیبت دارد؛ مصیبت اصلیش این است كه این جامعه باید به حدی از بصیرت برسد كه امام را آن گونه كه هست- نه آن گونه كه با آرزواندیشی‌های خود تخیل می‌كند- بشناسد و از او تبعیت كند.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه بحث گذشته در رابطه با رابطه فرهنگ، اقتصاد و سیاست به عنوان سه رکن اساسی یک جامعه و اینکه چه اهمیتی دارد توجه توامان به این سه رکن می خواهیم به این موضوع بپردازیم که اساسا چگونه باید بین این سه رکن رابطه ای عقلانی و مبتنی بر عدالت برقرار کرد. شاید اولین سوالی که در ذهن خوانندگان محترم بوجود بیاید این باشد که معنای عدالت در اینجا چیست؟ و یا اینکه چه لزومی دارد که بخواهیم با وارد کردن بحث عدالت، پیچیدگی های زیاد این مبحث را صد چندان کنیم؟ پاسخ به این سوالات مجالی می طلبد وسیع که انشاء الله به آنها خواهیم پرداخت، اما اکنون با پیشفرض قرار دادن این مطالب به بحث مزبور می پردازیم.

ایجاد رابطه ای مبتنی بر عدالت بین این سه حوزه اولا شناخت جامعی از مفهوم عدالت را می طلبد و ثانیا شناختی مضاعف نسبت به این سه حوزه را لازم میدارد. برای ساده سازی مفهوم عدالت را در برابر مفهوم ظلم و تعدی گرفته و طغیان مراحل دانی بر مراحل عالی را مصداقی از آن در نظر می گیریم. در نتیجه غلبه مراحل عالی بر مراحل دانی و به عبارتی عدم ظلم را عدالت می نامیم(تذکر: این مفهوم  بسیار ساده، محدود و قابل مناقشه است، اما برای ساده سازی آن را انتخاب نموده ایم.)

بحث اجمالی نسبت به سه حوزه فرهنگ اقتصاد و سیاست را نیز در مباحث قبلی مطرح کرده ایم.

اما رابطه مبتنی بر عدالت با این مفهوم که بیان شد، عبارت است از قرار گرفتن هر کدام از این سه حوزه در جایگاه و مرتبه خودش و رعایت مرتبه و جایگاه هر حوزه در هنگام بوجود آمدن تزاحم.

اما تشخیص این مطلب که کدام یک از این سه حوزه در اهمیت و اولویت قرار دارند، در ابتدا ساده به نظر می رسد، اما مشکل آنجایی پدید می آید که تزاحم بوجود آمده بین این سه حوزه مربوط به مسئله ای باشد که 2 و یا 3 حوزه را توامان در بر میگیرد. اما اینکه گفتیم شناخت ترتیب این سه حوزه آسان است به این معنا بود که فرهنگ به عنوان روح حاکم برجامعه  و سیاست به عنوان فکر آن و اقتصاد به عنوان جسمش به ترتیب ارکان مهم هر جامعه به شمار می آیند.

در اینجا چند حالت پیش می آید:

اول اینکه یک مسأله مربوط به یک حوزه بوده و ارتباط چندانی با حوزه های دیگه نداشته باشه(این مورد از نظر خود من قابل مناقشه و  در صورت وجود بسیار معدود خواهد بود). حال اگر آن مسأله با مسأله ای دیگر که مربوط به حوزه ای دیگر است تزاحم پیدا کرد بر اساس همان ترتیبی که اشاره شد عمل کرده و تزاحم رفع خواهد شد.

دوم اینکه یک مسأله مربوطه حوزه ای باشد که بر حوزه دیگر اثر دارد. در این جا دو ملاک وجود دارد. میزان تاثیر بر حوزه دوم ، تقدم و تاخر دو حوزه نسبت به یکدیگر. مثلا اگر مساله ابتدائا مربوط به حوزه اقتصاد بوده و تاثیر بر حوزه فرهنگ می گذارد،می گوییم اولا حوزه فرهنگ بر اقتصاد مقدم است و ثانیا باید دید که تاثیر بر دوحوزه چقدر است. آیا می توان از یکی به نفع دیگری گذشت. در فرض مزبور با توجه به اینکه اهمیت فرهنگ بسیار بیشتر از اقتصاد است باید مسئله بسیار مهمی باشد که بتواند ترتیب و اولویت فرهنگ بر اقتصاد را بهم بزند. یعنی اگر به طور عادی مسئله ای اقتصادی داشته باشیم که به نفع حوزه اقتصاد و به ضرر حوزه فرهنگ باشد، برای اینکه بتوانیم مسئله اقتصادی را مقدم کنیم باید اثبات کنیم که ضرر عمل نکردن به این امر اقتصادی بسیار بیشتر است از عمل کردن به آن.

سومین مورد مربوط است به جایی که اثر حوزه اول در هر دو صورت بر حوزه دوم بار میشود. یعنی چه عمل بکنیم و چه عمل نکنیم. بدین معنا که اگر در مثال بالا مسئله ی مربوطه در صورت عمل نکردن نیز بر حوزه دوم یا حوزه دیگری اثر گذارد ، باز باید به همان قاعده عدالت رجوع کرده و ببینیم مجموع و برآیند آثار به چه نحو خواهد بود.

لطفا درباره مطلب فوق سوالات نظرات و انتقادات خود را بیان کنید.

ادامه دارد...

 



صفحات دلاوارنامه: ... | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | « 8
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات