حرف دل
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

مهم ترین وظیفه
"شناخت و انجام وظیفه" است.
فصلهای دلاوارنامه
پستوی دلنوشته ها
ختم صلوات
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر "ارواحنا فداه"






کاتب
قدمهای بر چشم دلاوار
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
قدمهای امروز :
قدمهای دیروز :
قدمهای این ماه :
قدمهای ماه قبل :
کل قدمها :
آخرین قدمها :
  
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
جستجو در دلاوارنامه

دوستان دلاوار
حلقه معرفت
سید جلال الدین حسینی (واعظ)
محیط مذهبی
کلبه فقه و حقوق
داهول
هشتمین ستاره
صمصام علوی
تنهایی...عشق
منتظران آفتاب
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
افلاکیان
لشگریان عشق
دست نوشته های یک نسل سومی
عصر ظهور
نوبهار دلها
مهندس مسلمان
مکائد ابلیس
پلاک هشت
پا به پایِ ماه
افسران امام خامنه ای
جا مانده از...
نسل حضور
عروس خورشید
قصه انتظار
کوثر بی کرانه
می نویسم برای مظلومیت آقام سید علی
راه نزدیک
غروب طلائیه
طلبه پاسخگو
بار امانت
سهم من
کجایی سبزترین بابای دنیا؟
میثم تمار
جای خالی...
وارثان انتظار
دلنوشته های یک بچه +
اسطوره های آسمانی
پیام شهبند
طرحی نو
محراب یار
پشت خاکریز
بالاتر از بالاترین(طنزهای سیاسی)
سراج
والعاقبة للمتقین
همسفرشهدا
المرأة ریحانه
بهشت دور نیست
این روزها که میگذرد
الهم عجل لولیک الفرج
تسنیم-تبریز
به سردی فرات
میقات
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
اشعار عاشورایی
خاکریز انتظار
شهر لاله ها
یک قدم تا خدا
خورشید
بصیرت
ضجه های زنی خسته

پیوندهای روزانه
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
آخرین دلنوشته ها
که روی توبه ندارم...
الله اکبر از این مردم...
نامه یک دوست عزیز به علی عزیز...(فرزند شهید احمدی روشن)
لاحول ولا قوة الا بالله...(از دلاوارنامه)
صــــــــــــــــــــــــبر استــــــــــــــ...(از دلاوارنامه)
عشق و چمران...
اینو دوباره گذاشتم..برای تویی که به عشق غیر خدا گفتی نه...
نفسی در هوای خامنه ای..
پیکان + پهپاد
معامله به این میگن...
حســـــــین...2(از دلاوار)
حســـــــین...(از دلاوار)
یا حسینامون بوی حسن میده
بدون عنوان!!!
کوتاه اما...
یه روز بارونی
پرندگان را بنگر...(از دلاوارنامه)
تا تو را فهمیده ام...(از دلاوارنامه)
حب دنیا و ذکر و دامن! درویش!!!(مخصوص آقایان؛ برای گرفتن رمز پیام بگذارید و آدرس وبلاگ یا ایمیلتان را قرار دهید)
عشقم تویی...(از دلاوارنامه)
از عید فطر تا عرفه...عید قربان بر همه شما عزیزان مبارکباد
شکارچی شنبه و یک حبه قند...جاهدوا باموالکم
آیت الله شاه آبادی: امام موسی صدر زنده است و به زودی به ایران باز میگردد.
حرم هستی...(از دلاوارنامه)
گرما تویی...(از دلاوارنامه)
هوس دل...(از دلاوارنامه)
دل دارم...(از دلاوارنامه)
استاد عزیز و گرامی جناب آقای دکتر مسعود درخشان و قیام وال استریت
دلم گم کرده راهش را...(از دلاوارنامه)
دور هم خوش میگذره...نه؟

بـا دیده بـه بـاغ دل مـن آمـده ای           زیبا چو گل و سرو و چمن آمده ای

این دیده دلاوار کند فرش شما           چـون لالـه و سنبل و سمن آمده ای

انشاءالله مدیون وقت شما نباشم


فصل : شعر دلاوار,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام                                                                               لطفا نظر بدهید...

قبلا نیز به این تشبیه یک اشاره ای کرده بودم. اما با یک نگاه متفاوت به این تشبیه نگاه کنیم.

وقتی می گوییم جامعه یک فکر دارد یک روح دارد و یک جسم، در حقیقت برای جامعه یک هویت مستقل از تک تک افراد جامعه قائل شده ایم.این استقلال یک استقلال نسبی است نه مطلق (آنگونه که مارکسیست ها به آن قائل هستند). اما در هر صورت برمبنای تفکرات اسلامی و قرآنی، برای جامعه می تو انیم یک چنین هویتی قائل شویم و این نفی اراده انسان در شکل دهی و تغییر در جامعه خود نیست. بگذریم؛ مجال بحث در این موضوع نیست اما ادامه مطلب را ضروری است که با این پیش فرض که بیان شد بخوانید.

خب، جامعه را یک انسان فرض کنید که اقتصادش جسمش است و سیاست فکر و فرهنگ روح آن. حال اگر این انسان بیمار شود او را باید پیش چه کسی برد؟ پزشک اقتصادی پزشک سیاسی یا پزشک فرهنگی؟

پاسخ به این سوال واضح است. متناسب با نوع بیماری باید به آن پاسخ گفت. بیماری جسمی ، بیماری روحی و بیماری فکری هر کدام برای درمان نیاز به متخصص خود دارد.

یعنی اگر تورم در جامعه است کارشناس اقتصاد و اگر ناهنجاری فرهنگی در جامعه است کارشناسی فرهنگی و ...

ان قلت: این که حرف مهمی نیست. اینو هر آدمی که دو کلاس سواد هم داره یا اصلا بی سواده میدونه که باید پیش متخصص بره. وقتی سرش درد میکنه باید بره پیش پزشک جسم و وقتی افسرده شده باید بره پیش روان پزشک.

اما....

اما....

اما....

اصل مطلب همین جاست!!!

یعنی تشخیص بیماری. اگر شخصی که سرش درد میکنه مشکل روحی و روانی داشته باشه یا اون که دچار افسردگی شده مشکل جسمانی داشته باشه یا اون که بیماری روحی داره (به ظاهر) مشکل فکری داشته باشه یا ....چطور باید تشخیص بدیم که باید پیش کدوم پزشک بریم. حتی بسیار مشاهده شده که پزشک در تشخیص بیماری جسمی فرد با اینکه خودش متخصص بیماری های جسمی است دچار اشتباه شده چه برسد به اینکه بیماری اصلا چیز دیگری است و مثلا روحی است درحالی که ما به سراغ پزشک گوش و حلق و بینی رفته ایم.

در مورد جامعه نیز به همین منوال است. گاه یک بیماری اقتصادی عظیم در جامعه وجود دارد که

1. فکر می کنیم اقتصادی است اما واقعا فرهنگی است.

2. اقتصادی است ولی ریشه آن فرهنگی است.

3. اقتصادی است ریشه آن هم اقتصادی است اما بهترین راه درمان آن فرهنگی است.

4. اقتصادی است ریشه آن هم اقتصادی است درمان آن هم اقتصادی است اما کارشناس اقتصادی ما آن را نمی تواند تشخیص دهد.یا به علت اینکه علمش را ندارد یا اینکه آن بیماری در تخصص او نیست. مثل اینکه ما بیماری کلیه داریم اما وقتی می رویم پیش متخصص معده او فقط دنبال بیماری در معده ما میگردد و احتمالا برای اینکه دست خالی هم از مطبش بیرون نرویم یک نسخه بلند بالا با کلی آزمایش و ... برای ما تجویز خواهد کرد.این مورد در مورد مباحث علمی خیلی شایع است. یعنی وقتی قراره یک پروژه چند صد میلیونی برای درمان یک بیماری در جامعه انجام بشه همه میگن این کار تخصص ماست. اصلا نگاه کن جامعه تب داره!!!

فکر کنم اگر کمی بیشتر راجع به این موضوع فکر کنید، چنان سردر گم می شوید که احتمالا هنگام برخورد با یک بیماری تا موقعی که حالتان کاملا خوب بشود، هنوز تصمیم نگرفته باشید پیش کدام پزشک بروید. تازه اگر درست تصمیم بگیرید احتمال زیاد پزشک در شما همان بیماری را جستجو می کند که در تخصص اوست.

به هر حال تنها راه چاره ای که به ذهن من می رسه اینه که ابو علی سینا رو  بیاریم تا هم پزشک جسم باشه هم پزشک روح باشه و هم پزشک فکر. چون هم طبیبه هم حکیمه هم فیلسوف.

لطفا نظر بدهید...

سرفراز باشید


فصل : اقتصاد و فرهنگ,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

شیخ اجل سعدی شیرازی؛ معروف به افصح المتکلمین یکی از بزرگترین افتخارات ما ایرانیان و کتاب های او از شاهکارهای ادبی فارسی است. شاید فکر کنید عنوانی که برای این مطلب انتخاب کردم اغراق آمیز یا برای جذب مخاطب است، اما این مطلب را که قبلا نیز بدان اشاره کردم و با عنوان گلستان اقتصاد برای شما قابل دریافت است بدون اغراق و  با سند و مدرک خدمتتان ارائه می دهم. نه اینکه سعدی واقعا به این نیت که مطالب اقتصادی بنویسد شعر میگفته یا حکایت نقل میکرده است، بلکه آنقدر ایشان نسبت به تدبیر داشتن در امور دنیوی و رعایت اعتدال در مورد آن حساسیت داشته که به عنوان مثال در کتاب گلستان سعدی که حدود 350 صفحه دارد می توان به همین میزان یعنی به طور میانگین در هر صفحه یک مورد مطلب اقتصادی مشاهده کرد. حتی برخی از حکایت های سعدی گویا پایان نامه ای است در حوزه اقتصاد!!!

علی ای حال ادبیات فارسی سرشار است از پند و اندرزها و حکمت های حانفزا که شاعران مسلمان ایرانی متن دین را با فرهنگ اصیل و پربار ایرانی در هم آمیخته اند و شاهکارهایی اینچنین پدید آورده اند که بعد از هزار سال هنوز بوی طراوت و تازگی از آن بر می خیزد.

به این ابیات از بوستان سعدی دقت کنید:

یکی زهره ی خرج کردن نداشت                       زرش بود و یارای خوردن نداشت

نه خوردی، که خاطر بر آسایدش                     نه دادی، که فردا به کار آیدش

شب و روز در بند زر بود و سیم                   زر وسیم در بند مرد لئیم

....

زر از بهر خوردن بود ای پدر                          ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر

زر از سنگ خارا برون آورند                             که با دوستان و عزیزان خورند

زر اند کف مرد دنیا پرست                            هنوز ای برادر به سنگ اندرست

...

پس از بردن و گرد کردن چو مور                    بخور پیش از آن کت خورد کرم گور

سخنهای سعدی مثال است و پند             بکار آیدت گر شوی کار بند

امید وارم بیش از پیش برای فرهنگ غنی خودمون ارزش قائل بشیم و فرهنگ پوچ و فاسد غرب چشم مارو پر نکنه. سر فراز باشی میهن من.

سر فراز باشید


فصل : اقتصاد و فرهنگ,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

رابطه فرهنگ و اقتصاد رو با کلید واژه ها و عبارات زیر می توانیم پی گیری کنیم:(چون ادبیات این موضوع هنوز جدید است و این مطلب هم در اختیار عموم قرار میگیره سعی کردم از استفاده از ادبیات تخصصی اقتصادی و فرهنگی پرهیز کنم)

تاثیر فرهنگ بر اقتصاد: به عنوان مثال اگر سلیقه مردم در مورد یک کالا تغییر کند مثلا موجب شیفت(جابجایی) منحنی تقاضا می شود که این از نظر اقتصادی یعنی خیلی تغییر!!!!!

تاثیر اقتصاد بر فرهنگ: حالا اگر قیمت یک کالا بسیار پایین باشه و رقابت هم نباشه (ثلا به خاطر دخالت دولت و پرداخت سوبسید(یارانه)) خوب فکر می کنید رفتار مردم که جزیی از فرهنگ اونها به حساب میاد چطور تغییر میکنه. مسلما باعث خواهد شد مصرف مردم بی رویه و بدون حساب بالا بره و یا به عبارتی ممکنه منحنی تقاضای آن کالا به سمت بالا حرکت کنه و باعث میشه مردمی مسرف داشته باشیم.

فرهنگ اقتصادی: فرهنگ اقتصادی یعنی فرهنگ مصرف، یعنی فرهنگ کار، یعنی شناخت ها گرایشات و رفتارهای اقتصادی مردم جامعه که شاید بتوانیم بگوییم یکی از مهم ترین اهداف نظام اقتصادی نیز اصلاح این فرهنگ است.

اقتصاد فرهنگ: اقتصاد مربوط به نظام فرهنگی و نهادها و سازمانهای مربوط. مثلا اقتصاد سینماو ...

فرهنگسازی اقتصادی: حرکت در راستای اصلاح گرایشات شناخت ها و رفتارهای اقتصادی و نیز روابط اقتصادی میان نهادهای مختلف را گویند.

آموزش اقتصاد: اگر این عنوان را به صورت جداگانه در نظر بگیریم می توانیم به تحقق بخشیدن به ابعاد شناختی و گرایشی افراد جامعه اشاره کنیم و الا می توانیم این عنوان را ذیل همان فرهنگسازی قرار دهیم که احسن نیز همین است.

مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی: اینجا کلیک کنید


فصل : اقتصاد و فرهنگ,

بسم الله الرحمن الرحیم

مدل مهندسی فرهنگی کشور

اصلاح الگوی مصرف بر اساس آنچه مقام معظم رهبری در تبیین مفهوم آن بیان نمودند، زیر مجموعه عنوان سطح بالاتر اصلاح الگوهای رفتاری در  حوزه اقتصاد و به عبارت بهتر مهندسی فرهنگ و رفتارسازی اقتصادی می باشد که خود لازمه  مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی و در ادامه مهندسی فرهنگی کشور خواهد بود. از این رو در اینجا  مختصرا به بحث مهندسی فرهنگی و رابطه و تعامل بین نظام های مختلف از جمله نظام اقتصادی و  نظام فرهنگی پرداخته و به این نکته اشاره می کنیم که اصلاح الگوی مصرف بیان دیگری از مهندسی فرهنگی نظام اقتصادی می باشد که شرطی لازم و کافی برای اجرای فعالیت های فرهنگی و آموزشی در این زمینه خواهد بود.

مهندسی فرهنگی:

مهندسی فرهنگی عبارت است از فرآیند بازطراحی و وحدت بخش هدفمند بین نظام فرهنگی  مهندسی شده (مهندسی فرهنگ) با سایر نظام های فرعی به عنوان یک نظام یک پارچه و واحد. در این  فرایند کارکردها و ساختارهای هر یک از نظام های فرعی مبتنی بر مفروضات و ارزش ها و باورهای  نظام فرهنگی باز بینی و بازسازی می شود. این گفته دارای دو اصل اساسی می باشد. اول اینکه یک  جامعه هنگامی از تعامل و نظم اجتماعی برخوردار است که نظام های فرعی چهار گانه [1]آن در یک  تعامل پویا و سازنده باشند. و دوم اینکه جهان بینی ها و ایدئولوژی های مختلف معمولا غلبه یک نظام  بر سایر نظام ها را تجویز می کنند. نظام سرمایه داری حاکمیت نظام اقتصادی را تجویز کرده در  صورتی که نظام اسلامی تأکید بر نظام فرهنگی، اعتقادی جامعه به عنوان جهت دهنده سایر نظام های  فرعی دارد.(شکل بالا) با این اوصاف و با فرض اینکه نظام فرهنگی مهندسی شده باشد مسأله اساسی سطح بالاتر،  چگونگی تعامل اثربخش و پویا بین نظام فرهنگی(به عنوان سیستم هادی و اثر بخش) با سایر نظام  های فرعی اقتصادی سیاسی و اجتماعی می باشد. از سوی دیگر روشن است که مهندسی فرهنگِ مربوط به نظامات مختلف جامعه اعم از اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یعنی تحقق ابعاد شناختی، گرایشی و رفتاری در هر نظام لازمه بلاشک مهندسی فرهنگی آن نظام و مهندسی فرهنگی کشور می باشد تا بدان وسیله رابطه نظامات مختلف را بر اساس اهدافی واحد و همسو تعیین نموده و در نتیجه جامعه پیشرفت خود را در تمام زمینه ها و به طور فزاینده مشاهده نماید. به عبارت دیگر هدف مهندسی فرهنگی کشور برقراری انسجام محتوایی( باورها و ارزش های هنجاری) بین سیستم های فرعی یک جامعه و با محوریت نظام فرهنگی می باشد. برای نمونه باورها و ارزش های حاکم بر نظام اقتصادی و نظام سیاسی می بایست هماهنگ با ارزش های نظام فرهنگی جامعه باشد.

از آنجا که رابطه ای محکم و دو سویه بین دو نظام اقتصادی و فرهنگی وجود دارد بحث مزبور یعنی مهندسی فرهنگی و رفتار سازی اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. با دقت در این دو جمله از مقام معظم رهبری این نکته واضح و روشن خواهد بود:

1. وقتی تولید اقتصادی هم می کنیم در واقع از این طریق فرهنگی را تولید می کنیم، اشاعه می دهیم یا اجرا می کنیم.

و شبیه این مطلب از دنیس گولت که می گوید:

هر مصنوعی که مبتنی بر فرهنگ ماتریالیسم سکولار مهندسی و تولید شده است نمی تواند بار فرهنگی الهی را منتقل کند، بلکه همان فرهنگ ماتریالیسم سکولار را باز تولید خواهد کرد.(دنیس گولت،1374)

2. فرهنگ ما باید در تولید صنعتی ما اثر بگذارد، ما چه چیزی را تولید کنیم؟ چگونه تولید کنیم؟ برای چه تولید کنیم؟

البته این در کنار این مطلب است که هر کالایی که در جامعه تولید می شود، یا نشات گرفته از فرهنگ همان جامعه است و یا بعد از تولید، فرهنگ جامعه ای را که سبب تولید آن شده است باز تولید خواهد کرد. پس فرمایش ایشان دستوری است به سمت تولید کالاهایی متناسب با فرهنگ بومی. مثلا کالاهایی که بر اساس این فرهنگ که هر چه بیشتر مصرف کنی بهتر است تولید شده اند مسلما فرهنگی را در جامعه باز تولید خواهد کرد که: the more is better .

خلاصه اینکه تلاش در جهت مهندسی فرهنگی کشور توجه ویژه ای را در زمینه نگاه صحیح به رابطه بین نظام اقتصادی و نظام فرهنگی می طلبد و مهندسی فرهنگ اقتصادی اولین قدم موثر در این راه خواهد بود که این اتفاق میمون نیز نخواهد افتاد مگر در کنار تولید علم و نظریه پردازی اقتصادی به همراه نهادسازی اقتصادی و اصلاح آن(اقتصاد سیاسی).

 



1. سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی


فصل :

بسم الله الرحمن الرحیم

"ما از حصر اقتصادی نمی ترسیم

ما از حمله نظامی نمی ترسیم

ما از وابستگی فرهنگی می ترسیم"

این جمله آخر حضرت امام یعنی چه؟ "وابستگی فرهنگی"

وقتی بحث از وابستگی فرهنگی می شه مصادیقی که توی ذهنتون می آد کدومه؟

نوع لباس پوشیدن مردم، اساتید با تفکرات غربی، فیلم های با مظامین فمینیستی و ...درسته همه اینها نشون از وابستگی فرهنگیه ولی تنها مصداقی که توی ذهن من میاد این مطلبه که وقتی توی یک جمع نشستم که همه از جوونهای خوب و اهل علم و به قول خودمون دکتر و مهندس این مملکت هستند و صحبت از غرب و کشورهای غربی و فرهنگ و علم و اخلاق در غرب می شه ، همه اونها می شن سینه چاک نظام های غربی. انگار بچه اونجان. یک طوری از کشورهای غربی تعریف میکنند که آدم فکر میکنه تازه دو روزه از اونجا تبعید شده ایران و اونجا بهشتی بوده که اکنون از نعمتش محروم شدند. بعد که بهشون میگی این حرفهایی که راجع به اونها می زنی از کجا آوردی؟ میگه نمی دونم ولی می دونم!!! که میگی اونجا مردمش دروغ نمیگن توی رفاهن به هم اعتماد دارن و همدل و همیار همن، فساد اخلاقی نیست، هیچ کس به کسی نگاه چپ نمی کنه ، یا به قول یکی از همین افراد می گفت اگر اونها یک چادر سر زنهاشون بکنی و دو رکعت نماز هم بخونن از ما مسلمون ترن. یا به قول یکی از اساتیدمون کور داره با عصاش می آد (کور همون غربیه عصاشم علمه) و داره از ما بیشتر به اسلام عمل میکنه.این آخری رو کاری ندارم چون روی حساب و کتاب می گه ولی حرفم سر اون افرادیه که بدون هیچ اطلاعی شدن سینه چاک نظام غربی...

اونم توی یک کشوری که حرف انقلابش امامش شهداش متفکرینش رهبرش و ...همه بر اساس مبانی اسلامی و مبارزه با نظام های شرق و غرب بوده(نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی).

ولی چرا؟ چرا دوست من که فردی مومن انقلابی و پیرو ولی فقیه هم هست اینطور شده مبلغ نظام لیبرالی غرب.

جوابش رو نمی دونم ولی می دونم باید از چه کسانی پرسید که جوابش رو خوب می دونند.

لاریجانی. ضرغامی. وزیران علوم.وزیران آموزش پرش.شورای عالی انقلاب فرهنگی و ...

مخصوصا اون دوتا اولی.


فصل : گوناگون,

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار شوراى‏عالى انقلاب فرهنگى‏‏

 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

 

این جلسه‏ى سالانه‏ى ما در درجه‏ى اول فرصتى است براى من كه شما دوستان عزیز و اعضاى ارزشمند این شوراى بسیار مهم را زیارت كنم و هم خداقوّتى بدهم و از زحماتى كه كشیده مى‏شود - چه در داخل شورا (صحن اصلى شورا)، چه در عقبه‏هاى شورا (دبیرخانه و بقیه‏ى مجموعه‏هایى كه كار مى‏كنند) كه بسیارى از آن دوستان هم در این جلسه حضور ندارند - تشكر كنم و هم اگر نكته‏یى در ذهن دوستان هست، بشنوم؛ و اگر نكته‏یى در ذهنم هست، به دوستان عرض بكنم.

حرف اصلى‏یى كه من امروز مى‏خواهم به شما عرض بكنم، همان حرف قدیمىِ اهمیت این شورا و اهمیت فرهنگ در كشور است، كه بارها این را ما گفته‏ایم، شما گفته‏اید، دوستان هم همه تكرار كرده‏اند، لیكن احساس مى‏شود كه تكرار مجدد و مؤكد این مطلب همچنان براى همه‏ى ما؛ براى بنده، براى رؤساى محترم قوا، براى شما مشتركانِ در این شورا و براى دست‏اندركاران فرهنگ كشور لازم و ضرورى است.


سلام

طرح تشكیل سازمان غیر دولتی نظام مهندسی فرهنگی كشور  / نویسنده:  علیرضا سعید آبادی

←  رسانه‌ها و مهندسی فرهنگی  

  بررسی مفهومی - كاربردی مهندسی فرهنگی / نویسنده:  علیرضا سعید آبادی

 مهندسی فرهنگی در کلام مقام معظم رهبری / نویسنده:  علیرضا تاجریان

←  تازه‌ترین شماره دوماهنامه «مهندسی فرهنگی» منتشر شد 

 مهندسی فرهنگی در سیره امام رضا(ع) / نویسنده:  امیرعلی حسنلو

←  نخستین همایش منطقه ای مهندسی فرهنگی كشور برگزار می شود 

←  تازه‌ترین شماره ماهنامه «مهندسی فرهنگی» به پیشخوان مطبوعات آمد 

←  فرهنگ، مهندسی فرهنگ و ابعاد آن / نویسنده:  ابوالفضل میرزاپور

←  مهندسی فرهنگی در سه حرکت(2) / نویسنده:  علیرضا مرامی

←  مهندسی فرهنگی در سه حرکت(1) / نویسنده:  علیرضا مرامی

←  مهندسی فرهنگی «از تئوری تا عمل» / نویسنده:  موظف رستمی

←  سنگ زیرین خانه جانها / نویسنده:  علیرضا باوندیان

←  اعتدال فرهنگی گرانیگاه مهندسی فرهنگی / نویسنده:  مهدی بهشتی نژاد

←  ده مرحله برای مهندسی فرهنگی  / نویسنده:  رضا غلامى

←  مهندس فرهنگی كشور / نام گفت و گو شونده:  فیروز رازنهان,برزو فرهی بوزنجانی

 مهندسی فرهنگ / نام گفت و گو شونده:  حسن بنیانیان

 مهندسی فرهنگی جامعه 

←  نگرشی بر ابعاد برنامه ریزی مهندسی فرهنگی / نویسنده:  مهدی شكیبا نیا

←  رصد فرهنگی مقدمه مهندسی فرهنگی است / نام گفت و گو شونده:  محمد علی كی‌نژاد

←  گفتمان نو در حوزه فرهنگ / نویسنده:  غلامرضا بصیرنیا

←  رویكرد مهندسی در كنترل پدیده‌های اجتماعی 

←  تفاوت‌های مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی / نام گفت و گو شونده:  علی اکبر رشاد


نگاهی اجمالی به الگوی مصرف از منظر قرآن
دین اسلام، دین اعتدال، میانه روی و دوری از افراط و تفریط است.
اسلام سعی می كند با برنامه های متعدد پیروان خویش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفریط در هر امری مخالف است و آنرا برای زندگی دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی مسلمانان مضر می داند.
در این مقاله نویسنده سعی كرده است كه نگاهی گذرا و اجمالی به لزوم رعایت اعتدال و دوری از اسراف و بخل داشته باشد.
اینك مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
جایگاه و اهمیت كسب و كار حلال
در آیین اسلام، درآمدهای مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جایگاه ویژه ای داشته و قرآن مجید آن را مایه قوام و هستی شخص و جامعه و مایه زینت و آرامش در زندگی این دنیا می خواند؛ آنجا كه می فرماید: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التی جعل الله لكم قیاما...»
[1] و در جای دیگری می فرماید: «المال و البنون زینه الحیاه الدنیا...»[2]. قرآن افراد متمكن را كه از طریق مشروع اموالی به دست آورده اند، افراد خوب معرفی می كند[3] و اساسا داشتن مال و تمكن مادی را نوعی امداد الهی به حساب آورده و عنایت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بیان می كند.[4]
رسول خدا (ص) مردانگی را در این دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادی اش را بهبود ببخشد
[5] و امام صادق (ع) فرموده اند: «شایسته نیست كسی از تلاش مالی و مادی باز ایستد كه در سایه آن می تواند آبرویش را حفظ كند و قرض هایش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.»[6]
با توجه به آیات و روایاتی كه در زمینه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، می توان چنین بیان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظیفه دارد در كسب و تحصیل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادی یاری رساند. نظام اقتصادی اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلی خود می داند، استفاده عاقلانه از منابع طبیعی و امكانات خدادادی را در راه نیل به هدف مقدس خویش، مورد تاكید قرار داده است. الگوی مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پدیده ناشایست «تجمل گرایی» نیز به عنوان یك بیماری اقتصادی مقابله كرده است.
انسان نیازهایی دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها می پردازد و برای رسیدن به مقصود خود، در سایه فكر و تدبیر، روش های متعددی را به كار می گیرد. از دیدگاه قرآن، انسان موجود نیازمندی است كه خداوند برای رفع نیازهایش زمین را برای او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختیار وی قرار داده تا مصرف كند.
[7] قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بیان مضرات آن و دعوت به اعتدال و میانه روی در تمام امور زندگی، در حقیقت بهترین الگوی مصرف را برای زندگی سعادتمندانه به آدمیان ارائه می دهد.
قرآن در آیات متعددی به بحث اسراف پرداخته و جنبه های مختلف این امر مذموم را بررسی كرده است.
[8] آیاتی كه اعلام می دارد خداوند اسراف و مسرفین را دوست ندارد، بیانگر این حقیقت است كه اسراف موجب می شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضایل اخلاقی و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهی برسد. امام صادق (ع) در این باره فرمودند:«دعای چهار گروه مستجاب نمی شود، یكی از آنها كسی است كه مالی داشته باشد و آن را ضایع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزی عنایت كند. خداوند نیز در جواب می فرماید: آیا به تو دستور میانه روی و اعتدال در مصرف نداده بودم؟»[9] امام عسگری (ع) نیز در نامه ای كه برای یكی از شیعیان فرستادند، او را به توانگری بشارت داده و توصیه فرمودند: «بر تو باد به میانه روی و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زیرا این عمل از كارهای شیطان است.» [10]
اسراف نكردن تنها در خوردن و آشامیدن نیست، بلكه موارد آن بسیار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و میانه روی در همه امورات زندگی، امری لازم و ضروری است.
[11] روزی پیامبر اسلام (ص) از راهی می گذشت، ناگاه چشم حضرت به یكی از یارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولی آب زیادی می ریخت. حضرت خطاب به او فرمود: ای سعد! چرا اسراف می كنی؟ سعد عرض كرد: یا رسول الله! در آب وضو نیز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاری استفاده كنی! [12]
دوری از اسراف و رعایت اعتدال و میانه روی حتی شامل كارهای خیر نیز می شود. قرآن با صراحت تمام به پیامبر (ص) دستور می دهد: «و لاتجعل یدك مغلوله الی عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسودا»
[13] این آیه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاری بخشنده می داند و در آیه دیگری پس از بیان نشانه های بندگان صالح و شایسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش می فرماید: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما» [14] در این آیه نیز زیاده روی در احسان را روشی ناپسند بر شمرده است.
نه اسراف، نه خست
قرآن،اسراف را نمی پذیرد و در نقطه مقابل آن سختگیری در مخارج زندگی را نیز قبیح و ناپسند می شمارد و اجازه نمی دهد كه افراد حریص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهیز از اسراف در دامن خساست و سخت گیری در مصرف بیفتند. امام علی (ع) فرموده است: «هر كه ثروتی دارد، مبادا آن را تباه كند؛ زیرا صرف كردن بی مورد آن ریخت و پاش و اسراف است. این كار او را در میان مردم كوته بین بلند آوازه می كند اما در نزد خدا بی مقدار است.
[15] رسول خدا (ص) نیز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چیز است: به كارهای باطل می نازد، آنچه را فراخور حالش نیست می خورد، در كارهای خیر بی رغبت است و هر كس را كه به او سودی نرساند، قبول ندارد.»[16]
برخی به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زینت ها و پرهیز از غذاها در روزهای پاك و حلال نشانه زهد و پارسایی و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان می فرماید؛ «قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین امنوا فی الحیاه الدنیا خالصه یوم القیامه ؛
[17] (ای پیامبر!) بگو زیورهایی را كه خدا برای بندگانش پدید آورده و روزهای پاكیزه را چه كسی حرام گردانیده؟ بگو: این (نعمت ها) در زندگی دنیا برای كسانی است كه ایمان آورده اند و روز قیامت (نیز) خاص آنان می باشد.»
لزوم رعایت اعتدال در زندگی
در اسلام همان طور كه تجمل گرایی افراطی كه از آن به تجمل پرستی تعبیر شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زیبایی های پاك و حلال مانند لباس زیبا و مناسب و زیبایی های طبیعت و... پسندیده نیست؛ زیرا انسان زیبایی پسند است. امام مجتبی(ع) هنگامی كه به نماز برمی خاست، بهترین لباس خود را می پوشید. پرسیدند: چرا بهترین لباس خود را می پوشید؟ فرمودند: «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. از این رو من لباس زیبا را برای راز و نیاز با پروردگارم می پوشم، همو كه دستور داده زینت خود را به هنگام بیرون رفتن به مساجد برگیرید.»
[18]و[19]
زندگی اسرافگرانه علاوه بر اینكه روح عاطفی و انسانی را از بین می برد و انسان را از درد و سوز دیگران بی خبر می سازد، از نظر اقتصادی نیز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسیب می رساند؛ چرا كه سرمایه ها را پایان می بخشد و فرد و جامعه را به نابودی می كشاند. امام علی(ع) می فرماید: «هركس اعتدال و میانه روی را خوب رعایت نكند، در اثر اسرافگری به نابودی كشیده می شود.»
[20] بنابراین راه نجات و موفقیت در اعتدال است و این روش باعث ثبات و بلكه پیشرفت می شود. كسی كه آن را ترك كند، بی ترید گرفتار آفت ها می شود و سرانجام به هلاكت معنوی از یك سو و تهی دستی از سوی دیگر دچار خواهد شد.
امام علی(ع) در این باره فرموده اند: «نادیده گرفتن برنامه اعتدال در زندگی باعث فقر و بدبختی می گردد.»
[21] دوری از خداوند و هدایت او، جزء یاران شیطان قرار گرفتن و هلاكت دنیوی و اخروی از جمله كیفرهایی است كه خداوند برای اسرافكاران درنظر گرفته است.[22]
قرآن میانه روی را الگوی مصرف و عامل پایداری خانواده و جامعه معرفی می كند. «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما»
[23] «قوام» به معنای حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامی برای افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگترین رنج تاریخی او كه مسئله معیشت و غصه تأمین مایحتاج زندگی است، نجات می دهد. همچنین جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتی كفر و بی دینی است، محفوظ نگه می دارد.
یكی از تدابیر مهم اسلام برای تأمین زندگی و جلوگیری از فقر ارائه الگوی صحیح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت می كنم كسی كه میانه روی كند، فقیر نشود.»
[24] رعایت اعتدال در هزینه های زندگی به قدری مهم است كه امام علی(ع) درك لذت ایمان واقعی را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انسانی كه این سه خصلت را نداشته باشد، حقیقت ایمان را نخواهد چشید: ژرف اندیشی در علم دین، شكیبایی در حوادث، اندازه گیری نیكو در امر معیشت.»[25] امام كاظم(ع) نیز فرموده اند: «هیچ انسانی با میانه روی نیازمند نمی شود.»[26]
لزوم صرفه جویی و قناعت
صرفه جویی و قناعت در زندگی و هزینه های مختلف، مایه آرامش روحی و روانی است و كسی كه آن را سرلوحه زندگی خود قرار می دهد، از فقر و بدبختی نجات می یابد و شرافت و عزت اجتماعی و رضایت و خشنودی الهی را به دست می آورد.
[1] . نساء / 5.
[2] . کهف / 46.
[3] . نحل / 71.
[4] . اسراء / 6؛ نوح / 12.
[5] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص166.
[6] . شیخ کلینی، اصول کافی، ص72.
[7] . بقره / 29؛ ملک / 15.
[8] . اسراء / 27 و 28؛ انعام / 141؛ اعراف / 131؛ یونس / 12 و 83؛ شعراء / 151؛ غافر / 28؛ فرقان / 76؛ نساء / 6.
[9] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج15، باب 27، ح4.
[10] . شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج1، ص616.
[11] . بقره / 143.
[12] . آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج12، ص87.
[13] . اسراء / 29: «و دستت را به گردنت زنجیر مکن (کنایه از خساست) و بسیار گشاده دستی منما (کنایه از اسراف) تا ملامت شده و حسرت زده بر جای مانی».
[14] . فرقان / 67: «و کسانی اند که چون اتفاق کنند، نه ولخرجی می کنند و نه تنگ می گیرند و میان این دو، حد وسط را بر می گزینند».
[15] . نهج البلاغه، نامه 21.
[16] . ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص22.
[17] . اعراف / 32.
[18] . اعراف / 31.
[19] . وسائل الشیعه، ج3، باب 7.
[20] . عبدالواحد آمدی، غرر الحکم، ص641، ح551.
[21] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج76، ص314.
[22] . اعراف / 31؛ غافر / 34؛ یونس / 12؛ اسراء / 27؛ آل عمران / 147؛ طه / 127؛ ذاریات / 34؛ انبیاء / 9؛ انفال / 33.
[23] . فرقان / 67.
[24] . من لایحضره الفقیه، ج2، ص64.
[25] . سفینه البحار، ج1، ص431.
[26] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج10، ص4890.

فصل :

سلام

این قسمتی از صحبت های جناب آقای دهنمکی عزیز است که در برنامه دیروز امروز فردا بیان داشته اند.

متن کامل در ادامه مطلب آمده است.

اما نقد بنده به جناب آقای دهنمکی 

 موضوع بحث اشرافی گری و خوی اشرافی گری است.

به جملات زیر توجه کنید:

هنر، جزء شعارهای انقلاب و مطالبات مطرح از سوی حضرت امام(ره) بود.

وی افزود: در تعریف هنر چنین آورده‌اند كه هنر متعهد هنری است كه جنگ فقر و غنا را نشان دهد كه این نكته هم بخشی از مطالبات عمومی انقلاب می‌باشد.

(مطمئنا منظور از جنگ فقر و غنا جنگ با خوی اشرافیگری است.)

ده‌نمكی ادامه داد: آن چیزی كه ما و مردم از هنر توقع داریم همان چیزی است كه در تعریف آن ذكر شده است و بر این اساس باید گفت، نقد مسئولان و اشرافی‌گری یك مطالبه آرمانی است و دلایل این‌كه این مورد در عمل اجرا نشده است، متعدد می‌باشد.

سوال اول: خوی اشرافیگری مربوط به چه کسانی است و چه کسانی اسیر چنین خوی پلیدی می شوند؟

مسئولین، فرزندان مسئولین ، ثروتمندان، دولتمردان، اشراف زاده ها و ...

آیا فقط این افراد گرفتار این خوی می شوند و اگر من آمدم در صدا و سیما روی مبل آن چنانی و دکور آن چنانی تر برای مردم از خوی اشرافیگری صحبت کردم و احتمالا قبل و بعد از برنامه هم یک سریال بسیار عالی با محتوایی برای فرهنگسازی خوی اشرافیگری !!! پخش شده(البته خدارو شکر وضع اقتصاد طوری است که تقاضای تبلیغات کم شده وگرنه با 5دقیقه پیام بازرگانی میان برنامه این پازل تکمیل می شد!) تاثیری در جان مردم خواهد گذاشت یا نه؟ صدا و سیمایی که خود اولین مروج خوی اشرافیگری در مردم است و یا بهتر بگویم تریبون اشرافیگری است چطور به خود اجازه میدهد حرف ما پابرهنه ها و ضعیفان جامعه را بزند؟ و این در صورتی است که هدفش این است که این خوی را هر چه بیشتر و تمام تر در بین ما نیز فرهنگسازی کند...

این فعال فرهنگی اظهار داشت: اگر روزی دیدیم كه در یك دانشگاه بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی كنار هم و در یك صف قرار گرفته‌اند و از یك مسئول سوال می‌كنند كه اموالش را از كجا آورده و چطور از نازی‌آباد به محله مرفه‌نشین رفته آن روز، روزی است كه همه مردم با هم متحد شده‌اند و باید مطالبات این‌چنینی بیش از گذشته در كشور طرح شود.

سوال دوم: صحبت از این است که همه دست در دست هم بدهیم و بپرسیم اموالت را از کجا آورده ای آقای مسئول و برویم و تجمع کنیم و ...(مادانشجوهام که بیکار و علاف صبح تا شب بریم این طرف و اون طرف تجمع کنیم و یه عده هم حال کنند). اما به کجا چنین شتابان سوال این نیست که اموال از کجا آمده است. سوال این است که اولا چرا این فرد که یک دفعه اینگونه از طریق حرام به مال و منال رسیده است چرا مسئول است؟چه کسی او را انتخاب کرده است؟ غیر از این است که مستقیم یا غیر مستقیم خود ما او را انتخاب کرده ایم؟

خود مردم ...

به جمله زیر توجه کنید...

ده‌نمكی گفت: ما در خصوص مردم حرف نمی‌زنیم و نقد ما نقد قدرت است و در این راستا باید گفت لبه بحث اشرافی‌گری به سمت مسئولین است و مسئولین باید بپذیرند كه ساده‌زیست باشند كه امام علی(ع) هم در نهج‌البلاغه بر این نكته تأكید داشته است و مردم ما هم از مسئولین چنین انتظاری دارند.

نمی دونم چطور این جملات از دهان آقای دهنمکی عزیز  با تمام ارادتی که نسبت به ایشان دارم بیرون آمده است. جمله اول را دقت کنید. ما در مورد مردم حرف نمی زنیم. خب مشکل اساسی همین است که شما با مردم حرف نمی زنید شما هم وارد بازی قدرت شده اید و مردم را فراموش کرده اید.شما هم یادتان رفته که هنر باید در خدمت مردم باشد نه اینکه برویم سراغ دعوای چپ و راست و قرمز و آبی. یک برنامه بیاورید که در آن به مردم گفته باشید خوی اشرافیگری بد است. یک برنامه بیاورید که در آن هدف فرهنگسازی جهت ساده زیستی باشد. یک برنامه بیاورید که در آن نقش اول فیلم که داشته باشد اما ساده زندگی کند. این جمله اول...

اما این ره که تو می روی به ترکستان است ...

اگر لبه بحث رو به مسئولین است به این سوال باید اینگونه پاسخ داده شود.

سوال: مردم با اشرافیگری مخالفند یا با خوی اشرافی گری ؟

پاسخ: با هیچ کدام با اشرافیگری مسئولین

و آن جمله آخر را ببینید که مردم ما از مسئولین چنین انتظاری دارند. بله انتظار دارند اما این انتظار چند گونه است.

یعنی مبارزه با اشرافیگری 2 نوع است. و غفلت از این موضوع است که سبب شده این مطالب را بنویسم.

یک وقت مردم ناراحت هستند که چرا مسئولین دارند ولی خودشان ندارند(که الآن مشکل اساسی نیز همین جاست). یعنی اگر خوشان هم داشتند دیگر ساده زیستی ارزش نبود. ال

یک وقت هست مردم با خوی اشرافیگری مخالفند و این مربوط به مسئول و غیر مسئول نمی شود. دقت کنید، وقتی می گوییم خوی اشرافیگری این هم مربوط می شود به یک شخصی که در ماه 200هزارتومان درآمد دارد یا نه 200میلیون درآمد دارد.فرقی نمی کند. وقتی خوی در انسان بود آنوقت است که می بینیم فرد در نازی آباد رای می آورد بعد می رود فرمانیه...پس مشکل سر این نیست که چرا این آقا آنجاست.مشکل این است که چرا رفت آنجا.مشکل اساسی این است که اگر من هم مسئول بشوم همان گونه وشاید بدتر رفتار می کنم.

وی افزود: در ایام جنگ تحمیلی هم رزمندگان ما براساس سیره ائمه عمل كردند و امروز انتظار دارند كه مسئولان كشور چنین رفتاری داشته باشند چرا كه مسئولان در آن زمان رزمندگان را تشویق می‌كردند كه به جنگ بپردازند و حتی روی مین بروند.

قربون آدم چیز فهم...

ده‌نمكی با اشاره به نام‌گذاری سال‌ها از سوی مقام معظم رهبری اظهار داشت: این كه رهبری می‌گوید یك سال را به نام امام علی(ع) نام‌گذاری كنیم و یا سال دیگری را سال اصلاح الگوی مصرف بنامیم، نباید تنها به اعمال جزیی در این خصوص اكتفا شود و باید در عمل نیز مسائل را رعایت كنیم كه متأسفانه در سال‌های بعد از جنگ بسیاری از مسئولان به موارد یاد شده عمل نكردند.

آره امسال هم به اصطلاح سال اصلاح الگوی مصرفه. شما چه کار کردید.

خیلی مختصر و تیتر وار علل اینکه خوی اشرافیگری در جامعه رایج می شود

1. الناس علی دین ملوکهم. این همون جایی است که با آقای دهنمکی موافقم

2. صداو سیما با این برنامه های مزخرفش که دین و دنیای مردم رو به باد فنا داده.

3. اشرافیگری روحانیت (بدون شرح)

4. فرهنگ سرمایه داری

5. بی دینی یعنی هر وقت رنگ دین در جامعه کم شد دنیاطلبی پررنگ می شود.

ویک جمله خطاب به مسئولین

توی اون دنیا از اونجاهایی که اصلا فکرش رو هم نمی کنید بیشتر می پرسند تا اونجاهایی که تقلب نوشتید.


فصل :

سلام

امروز سالروز ورود تاریخی حضرت امام خمینی به ایران است.

چه جالب!

ببخشید ولی نمیخوام راجع به انقلاب و این حرفها بنویسم. فقط می خوام اشاره کنم به یه جمله از حضرت امام در بهشت زهرا در 12 بهمن 1357که اساس تفکر بنده حقیر و شکل گیری فعالیت های ما در راستای فرهنگسازی اقتصادی می باشد...

حضرت امام بعد از اینکه فرمودند که اقتصاد ما را حکومت پهلوی خراب کرده و قبرستان های ما را آباد کرد به این نکته اشاره کردند که اگر بخواهیم اقتصادمان دوباره درست شود باید همه مردم دست به دست هم دهند و این کار کار یک نفر و یک دولت و یک قشر خاص نیست. یعنی اگر مردم الآن توقع دارند که یک دولتی که آمد سرکار باید تمام مشکلات اقتصادی حل شود این اشتباهی است که مقصر اصلی این اشتباه مردم تفکر غلط اقتصاددانان ما و نیز عملکرد نادرست نهادهای فرهنگی ماست. وقتی حضرت امام می فرمایند که این کار ، کار همه مردم است بدین معنی نیست که وظیفه مردم و دولت یکسان است و یا اینکه هیچ رابطه ای بین این دو نیست. حضرت امام فرمودند همه باید تلاش کنند. اما این تلاش یعنی چه؟ سوال اصلی اینجاست. یعنی اینکه مردم باید یک عملی انجام دهند و یک نقشی ایفا کنند که دولت نمی تواند آن عمل را انجام دهد و تازه نه یک دولت خاص بلکه هر دولتی که فکرش را بکنی نمی تواند چنین عملی را به تنهایی انجام دهد . اما این عمل چیست و نقش مردم در اقتصاد و پیشرفت اقتصادی چیست؟ نمی خوام خیلی مطلب رو مبهم جلوه بدم.اتفاقا بحث خیلی ساده است. به این مثال دقت کنید:

حضرت امام در همون 12 بهمن بحث کشاورزی رو مطرح کردند و در جاهای دیگری نیز بر اهمیت نقش کشاورزی در اقتصاد اشاره دارند. فرض کنید تمام دولت ها نه یک دولت تمام تلاششون رو بذارند روی اینکه به کشاورزی رونق بدهند،فقط یه مشکل وجود داشته باشه و اونم این که مردم کلاس کارشون بالاتر از کشاورزی باشه و ارزشی برای این کار قائل نباشند. حالا دولت یا هر کس دیگه چه کار باید بکنه. وقتی کشاورز نداری و افراد باسوادت نمی روند به سوی این فعالیت اقتصادی و با ارزش آونوقته که می فهمیم حرف امام چی بود. وقتی حضرت آقا می فرمایند اصلاح الگوی مصرف یعنی همین. حالا فکر کنم بهتر بفهمیم که چرا وضع اقتصاد ما درست نیست و درست نخواهد شد( البته با این شیوه و با این رفتار مردم و دولت.)

یادمه با رییس جمهور گفتم آیا رفتار اقتصادی مردم ایران خوبه؟

گفت عالیه!!!!!!!

بعد نفهمیدم چرا حضرت آقا گفتند اصلاح الگوی مصرف؟!

والسلام


فصل : اقتصاد و فرهنگ,
سازش و سازش
به قلم:دلاوار 11:51 ق.ظ

سلام

با همدیگر بسازید  و (بسازید) تا آینده ای روشن بسازید.

عزیزی این جمله رو گفت و گفت نمی خواد بنویسی. یه کم دقت کردم دیدم وای ...

یکی دیگه از اون جملاتی که اگر کسی بفهمه دیگه مشکلی در زندگی مشترکش نخواهد داشت.

بیاید یه کم در این جمله دقت کنیم. ساختن و ساختن. دو تا عبارت که دو تا معنی کاملا متفاوت داره.

راستی میدونید که قسمت اول این جمله از حضرت امام نقل شده. حضرت امام رحمه الله علیه به زوج های جوونی که براشون صیغه عقد میخوندند این جمله رو می فرمودند که البته مثل همه جمله های خوب دیگه می تونه ازش معنی بدی نیز برداشت بشه.

برگردیم به بحث خودمون. ساختن اولی دو تا معنی داره. ساختن دومی یک معنی داره.

جوونهای عزیز باید دو تا کار بکنند. اول اینکه همدیگه رو درک کنند و با بدی های همدیگه بسازند. نه فقط بدی ها با شرایط همدیگه بسازند. خانواده همدیگر رو ، شرایط اقتصادی همدیگر رو تحمل کنند و با اونها بسازند چون خیلی از چیزها رو نمی شه تغییر داد و فقط باید اونها رو تحمل کرد. زن و شوهر با مشکلات همدیگر بسازند و به قول قدیمی ها بسوزند. سوختن همیشه بد نیست.نمی دونم چرا ما اینقدر مردم پاستوریزه ای شده ایم.یه کم سختی کشیدن توی زندگی بد نیست.یه کم صبر کردن بر سختی ها فقط اینطوری نیست که آدم رو خسته کنه یه اثر دیگه هم داره که اون رشد و بزرگی روحه. (اگر مجالی شد یه سر ی به سرگذشت زندگی حاج آقای حداد از شاگران بزرگ آسد علی آقای قاضی بزنید ). اما ساختنی که امام گفت فقط این نبود که بروید و فقط صبر کنید. بروید و فقط بسازید و بسوزید. به نظر من امام فرموده بسوزید و بسازید. ساختن یعنی اینکه یه دست نمی تونه یه کوزه رو بسازه.حتما نیاز داره به دو تا دست.یعنی بروید بسازید و بسازید تا آینده ای روشن بسازید.


فصل : گوناگون,

سلام                                                                                     همه پست ها

یکی از دوستان عزیزم گفت(...؟) که در جوابش فقط گفتم چیزی گفتی که اگر هر کس این مطلب رو بفهمه هرگز زندگیش دچار مشکل جدی نخواهد شد و بدون شک ریشه طلاق از جامعه کنده خواهد شد.

و آن کلیدواژه طلایی چیزی نیست جز : حب ایمانی

ما در زندگی با دو مشکل اساسی مواجهیم که افراد مختلف از مشاورین خانواده گرفته تا هر کس که در راستای سامان دادن به زندگی خانواده ها سخنی گفته و یا قلمی رانده در راستای حل این دو مشکل می کوشند.

اول ایجاد اختلاف و ناراحتی است یعنی اینکه چه کار کنیم زن و مرد در زندگی دچار اختلافات و ناراحتی های قابل کنترل نشوند.

دوم اینکه اگر اختلافی پیش آمد چه طور آن را حل کنیم.

با ذکر یک مثال به طور خلاصه به اثر حب ایمانی به عنوان یگانه راه حل اختلافات در زندگی و مهم ترین عامل در عدم بوجود آمدن اختلاف می باشد.

یک ردیف از آجرهای روی دیوار را در نظر بگیرید که چگونه به یکدیگر پیوند خورده و باعث استحکام دیوار شده اند.

محبت در زندگی مثل آجرهای یک دیوار است.یعنی تا محبت هست زندگی دارای ثبات و پایداری است. اما اگر دقت کنیم خواهیم دید که استواری دیوار فقط به وجود آجر ها وابسته نیست، بلکه بین آجرها فواصلی است که بوسیله مواد دیگری پر شده و آجرها به یکدیگر پیوند خورده است. اگر کسی را پیدا کردید که گفت من می توانم دو نفر را به شما نشان دهم که در زندگی هیچ گاه با یکدیگر اختلاف پیدا نکرده اند به او بگویید خود را و آن دو نفر را به سازمان میراث فرهنگی معرفی کند زیرا آن دو فرد که ما وجودشان را منکر نمی شویم از استثنائات روزگار می باشند.

علی ای حال هنگامی که بین زن و مرد اختلافی پیش می آید محبت بین آنها بسیار کمرنگ میشود و حتی گاهی از بین می رود. یعنی در هنگامی که اختلاف وجود دارد و دو طرف از دست یکدیگر ناراحت هستند محبتی هم بین آن دو وجود ندارد. حال چگونه می توان از این حالت بیرون آمد و نگذاشت که آن شکاف بین آجرهای دیوار زندگی عمیق تر و گسترده تر شود. این که می شنوید دو نفر که از یکدیگر طلاق گرفته اند اختلافشان بر سر یک موضوع جزیی بوده است همین مطلب است یعنی زن و مرد نتوانسته اند اختلافشان را مدیریت کنند و به کمرنگ شدن محبت بین خود پایان دهند.

حال این مطلب چه ربطی به حب ایمانی دارد؟

به این عبارات دقت کنید:

... و ولی لمن والاکم یعنی دوست دارم هر آن کس که تو را دوست دارد و هر کس که تو او را دوست می داری

انی احبک فی الله حبا شدیدا  یعنی تو را در ( به خاطر ) خدا دوست دارم نه اینکه مثل گداها که می گویند به خاطر خدا کمک کنید. نه بلکه می گوید چون خدا را دوست داری تو را دوست دارم و یا اینکه چون خدا تو را دوست دارد تو را دوست دارم.

خب اگر انسان می تواند به کسی بگوید من تو را دوست دارم به خاطر اینکه امام حسین علیه السلام را دوست داری آنگاه اگر خود او هم فرد را دوست نداشته باشد این دوستی می تواند وجود داشته باشد. به عبارت دیگر فرض کنید کسی را دوست ندارید و بعد از آن می بینید که او عاشق امام زمان است و امام زمان هم احتمالا او را دوست دارد، بعد یک حبی نسبت به او در دل شما پیدا می شود. مگر می شود انسان کسی را که امام زمانش را دوست دارد و امام زمانش هم او را دوست دارد ، دوست نداشته باشد.

حال برگردیم به آنجا که اختلافی بین دو نفر پیش آمده و محبت بین آندو کم رنگ و کم رنگ تر می شود. در اینجاست که اگر حب بر اساس ایمان و محبت خدا وجود داشته باشد، زن ومرد اولا می توانند از یکدیگر بگذرند و ثانیا می توانند یکدیگر را در همه شرایط حتی در مواقعی که از طرف مقابلشان ناراحت هستند دوست داشته باشند و ثالثا لفظ دوست داشتن را به زبان بیاورند و اختلاف بینشان را مدیریت کنند. یعنی مثلا زن(یا مرد) می تواند به همسرش بگوید با اینکه اکنون از دست تو ناراحت هستم(تا این قسمتش را بهتر است در دلش بگوید) اما اینو بدون که خیلی دوست دارم. چون می دونم امام حسین رو دوست داری و هر کس امام حسین را دوست داشته باشه مادر او فاطمه زهرا سلام الله علیها او را دوست خواهد داشت.پس من هم تو را دوست دارم. اگر به نظر شما این ادبیات و اینگونه سخن گفتن به درد کتابها می خوره و توی واقعیت زندگی نمی شه اینطوری و با این ادبیات سخن گفت می تونید بزنید یه شبکه دیگه ولی من هم که دارم این مطالب رو براتون می نویسم توی همین دنیا زندگی می کنم و ادعا می کنم ریشه اختلاف رو به یاری خداوند متعال از زندگیم کندم. منظورم هم از اختلاف اون چیزی نیست که ابتدائا به نظر می رسه بلکه اون چیزیه که ...(ادامه دو خط پایین تر)

یعنی از بین بردن فاصله بین آجرهای محبت یعنی زندگی سراسر محبت که بر اساس ایمان شکل گرفته .

نکته قابل ملاحظه دیگر این است که اگر محبت بر اساس ایمان باشد و تقوی و اخلاق در زندگی اصل باشد اصولا اختلاف و ناراحتی پیش نخواهد آمد.(یعنی همون مطلبی که حضرت امام در مورد جامعه ای که همه افراد آن پیامبران الهی هستند بیان نمودند. نمی گم ما پیامبریم و می تونیم باشیم. دارم ویژگی این گونه زندگی ها رو می گم. یعنی هر چه به این سمت برویم به این ویژگی بیشتر نزدیک می شویم) اما...

اما بسیاری از اختلافات و ناراحتی ها ذاتی انسان است و انسان به سختی می تواند جلوی آنها را بگیرد .اینجاست که میگم حب ایمانی. حب به تنهایی وقتی است که اختلاف پیش نیامده اما مشکل ما آنجایی است که اختلاف پیش می آید. اینکه مقام معظم رهبری می فرمایند اصل قضیه محبت است در کنار این دو جمله است که در زندگی نباید مادیت بر معنویت غلبه پیدا کند و اینکه زنان و مردان باید همدیگر را در راه خدا و اجرای احکام الهی یاری نمایند.  

امیدوارم خلاصه نوشتن این مطلب که نیاز به توضیحات دقیق تری دارد باعث اشتباه شما دوستان عزیز در فهم آن نشده باشد. به هر حال اگر نیاز به توضیح بیشتر داشتید و یا سوالی در ذهنتان راجع به این مطلب بود در خدمتتان خواهم بود انشاء الله

زندگی ای همراه با عاقبت به خیری داشته باشید.

یا حق


فصل : گوناگون,

سلام

می خوام مطلبی راجع به مهریه و طلاق و رابطه این دو براتون بنویسم که ممکنه خیلی از خانم های گرامی ناراحت بشن.اما واقعیتیه که قابل انکار نیست. خیلی مشتاقم نظرتون رو راجع به این مطلب بدونم.

یاحق 


فصل : گوناگون,

بِسمِ اللّهِ الرَّحمَنِ الرَّحیِمِ

 

رابطه بین مهریه و طلاق

 

اگر دختری به پسری که به خواستگاری او آمده است بگوید من تو را به همراه 500 سکه بهار آزادی می خواهم و اگر کمتر بدهی تو را نمی خواهم آنگاه به راحتی به او خواهد گفت که به خاطر 500 سکه تو را از دست خواهم داد. اگر کمی منصف باشیم خواهیم دید که این مطلب مثل دو دو تا چهار تا واضح و منطقی است. یعنی زن می گوید قیمت من این قدر است. اگر دادی تو را قبول می کنم و اگر ندادی برو پی کارت. این مطلب را بگذارید در مقابل این نکته که یک عاشق به معشوقش می گوید تو اگر همه زندگیم را بخواهی به تو میدهم نه اینکه اگر این مقدار به من ندهی تو را نمی خواهم.

در اینجا به تعبیر مقام معظم رهبری وزنه مادیت سنگین تر از معنویت است. به عبارت دیگر هنگامی که پسری به خواستگاری دختری می رود و می گوید من تو را به خاطر ایمان حیا و اخلاقت می خواهم و نشانه مهر و صداقت من نیز این مهریه و صداق است دختر در موضعی قرار می گیرید که می خواهد انتخاب کند. اگر دختر بگوید من تو را به خاطر ایمانت غیرتت و اخلاقت می خواهم و بس آنگاه حکم خدا را خواهیم فهمید که می فرماید مرد مستحب است مهریه را بدهد و زن مستحب است که نگیرد.


فصل : گوناگون,

فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

این را برای دل خودم نوشتم ، نگویید که کسی به وبلاگ تو سر نمی زنه که این رو بخونه.

جناب آقای مهندس ضرغامی

رییس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

اگر به خاطر بیاورید سال گذشته هنگامی که جنابعالی به دانشگاه ما تشریف آورده بودید ، به شما مطلبی را گفتیم که در نتیجه آن با موافقت و ابراز خشنودی شما مواجه شدیم. شما بعد از گرفتن شماره تماس از ما و بیان این نکته به طور ضمنی که انسان روشن فکر و فهمیده ای هستید حتی بعد از آنکه مقام معظم رهبری در راستای همان موضوع که ما خدمتتان عرض کردیم امسال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند ، از سوی جنابعالی اقدامی مشاهده نکردیم. ما نیز برای اینکه بار دیگر حجت را بر خود و شما تمام کرده باشیم این مطلب را خدمتتان عرض کرده و امیدواریم حداقل به خاطر اجرای امر مقام معظم رهبری در این راه قدمی بردارید.

آن موضوع مربوط به فرهنگسازی اقتصادی بود که عنوان سطح بالاتر اصلاح الگوی مصرف می باشد. یعنی اصلاح الگوی مصرف از آن جهت که متوجه نهادهای فرهنگی و از جمله صدا و سیما می شود زیر مجموعه موضوع اصلاح الگوهای رفتار اقتصادی می باشد که آن روز خدمتتان عرض نمودیم. اکنون نیز ما با تمام توانمان آماده ایم تا در راستای امر مقام معظم رهبری و به حکم شرع و عقل انجام وظیفه نموده و در این راستا نهایت همکاریمان را با صدا و سیما داشته باشیم. امیدواریم جنابعالی و همکارانتان غیر از ایجاد سرگرمی و تفریح اهداف فرهنگی! دیگری هم داشته باشید.

و السلام

نماینده جعی از دانشجویان

دانشگاه امام صادق علیه السلام

گروه فرهنگ و اقتصاد

 

 


فصل :

بِسمِ الله الرَّحمن الرَّحیم

سال اصلاح الگوی مصرف... (1)                                           راستی از ضرغامی چه خبر؟!

آخر سال و اتفاقاتی که خواهد افتاد...

                سمینهار ها 

                پژوهش ها

               راستی از ضرغامی چه خبر؟!

              فراخوان مقالات

              جشنواره ها و

              اسراف ها ، اتراف ها و اتلاف های بسیار... در راستای اصلاح الگوی مصرف

به هر حال یه جوری بودجه پژوهشی باید خرج بشه تا از دست نره. در ضمن احتمالا برخی از ایشان (مسئولین) مورد سوال هم قرار خواهند گرفت که : ای پیروان ولایت ؛ چه کردید؟

راستی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (صلوات) چی فرمودند؟

اصلاح الگوی مصرف؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به قول قُل مراد : ها؟! مصرف؟!

مگه خرابه که اصلاح بشه؟

مگه در مورد مصرف اصلا خرابی معنا داره؟

مگه الگویی هم براش قابل تصوره؟

مگه اصلا در ادبیات امروز علم اقتصاد میشه از مصرفِ بد گفت و بدگفت. ارزش گذاری (استغفرالله). مصرف یه قائده داره: (بی زحمت) « هر چی بیشتر بهتر[1]» تموم شد رفت پی کارش. راستی از ضرغامی چه خبر؟!

حافظه تاریخی: اسفند سال 1387

منتشر شد... دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق علیه السلام تقدیم می کند... داستان مصرف مواد... آنی لئوناردو... (به این میگن پیرو ولی فقیه، قبل از اینکه فرمانده فرمان بده زده و خط رو گرفته). که به همت آقایان دکتر پیغامی و دو تن از دانشجویان عزیزمون تهیه شد. می تونید برید بگردید بیابید بخرید بگیرید ببینید و بخونید. متنش ترجمه شدش و لینکش رو فعلا داشته باشید تا فایل تصویریش رو در اختیارتون بگذارم. اینجا کلیک کنید.

بگذریم...راستی روی صحبت آقا با کی بود؟جواب : روی صحبت آقا با مجامع علمی و بهتر بگم چند نفر از چهره های علمی که قدرت اجرایی بالا و مسئولیت های بزرگ هم دارند و همیشه هم آقا تمام کارهایی که داره اول درگوش اونها میگه بعد تو بوق کرنا می کنه! این چند نفر که هویتشون هم مشخص نیست و پنهان از چشم گمنامان بی نشان امام زمان نیز هستند، قراره هم کمپوت علم تولید کنند هم نهضت نرم افزاری را جایگزین نهضت سواد آموزی کنند و هم مهندسند ولی به جای ساختمون فرهنگ رو می هندسند. خدا خیرشون بده...

هِی بابا! چی بگم؟ راستی از ضرغامی چه خبر؟

امر مولا رو مردم که جدی گرفتند ، مسئولین جدی تر گرفتند ، احمدی نژادم خیلی جدی گرفت، (سال 2011سال اصلاح الگوی مصرفه دیگه) ما هم جدی گرفتیم ، پس کی جدی نگرفت؟ جواب : همه. خُب چرا ؟ جواب : فکر کنم تقصیر آقاست. خیلی جدی نگفت. شایدم باید ما دارای حدس بالینی یا از این جور چیزا می بودیم و می فهمیدیم که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (صلوات دوم رو ...) اولا جدی گفتند و خامسا با ما بودند !!!(ثانیا و ثالثا و رابعا رو نتونستم حدس بزنم )

می دونید... پیش خودم می گم وقتی خدا گفته ، رسولش گفته ، جانشینان رسول خدا فریاد زدند که : اسراف نکنید ؛ و ما می کنیم (به همین سادگی) اونوقت از کی توقع داریم که به حرف نائب بالحق امام زمان علیه السلام حضرت آیت الله خامنه ای (صلوات سوم رو جلی تر ختم کن) گوش بده . البته کسانی که در صدد کسب درآمدند و همواره به دنبال این جور کارها که بودجه های خوبی هم پاش ریخته می شه هستند فعالیت های بی نزیری!!! انجام می دهند که به سرعت کتابشون در تمام کشور به شکل معجزه آسایی پخش شده و به شکل شگفت انگیزتری به فروش می رسه!!! این قصه سر دراز دارد... آمّا............راستی از ضرغامی چه خبر؟؟؟

این طرز صحبت کردن احتمالا چنین چیزی رو در ذهن شما تداعی می کنه که اینم یکی دیگه از اون امام صادقی های بیکار و مفت خور و تنبله (مگه اینجوریشم داریم؟! ) که فقط بلدن به این و اون گیر بدن ، خودشون هم هیچ کاری نمی کنند و شعارشونم اینه که :

            ای رهبر آماده     رزمنده ات آزاده       اِهِن اوهونش با من        تبر زدن چه ساده       

حقیر حداقل حدود 4ماهه به صورت جدی روی این قضیه دارم کار می کنم و الحمد لله به نتایج خوبی هم رسیدم که من باب وظیفه باید اون ها رو در اختیار بقیه هم بگذارم . البته الحمدلله الآن یک گروهی تشکیل شده و عزیزانی هم که می خواهند به ما بپیوندند  ،آغوش اسلام بازِ باز است. یاعلی.

راستی ؛

 یکی از مهم ترین انگیزه های این گونه طرح کردن مباحث ، استفاده از انتقادات و پیشنهادات مخاطبین می باشد. انتقادات و پیشنهادات شما فرصتی است برای اینکه کاری هر چند کوچک در این زمینه و در راستای امر ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای (اللهم صل علی محمد و آل محمد ) انجام داده باشید.

    راستی از ضرغامی چه خبر؟

   ضرغامی هم قصه داره که خدمتتون عرض می کنم.

ادامه دارد... یاحق  


[1]The more is better” , “The most is best”


فصل :
تمرکز حواس
به قلم:دلاوار 03:45 ب.ظ
  این مطلب رو دوست عزیزم آقای اسماعیل رحیمی نژاد فرستاده. نمی دونم از زبون خودشه یا کس دیگه ولی من باب حفظ امانت باید می گفتم.

 

" یکی از دوستان می گه اگر کسی سراغ کاری، تخصصی و یا گرایشی می ره حتما یک خواستگاه درونی برای فرد وجود دارده. حالا ماجرای موضوع این مطلب همینه. این روزها به شدت تمرکزم را از دست می دم و تمرکز کردن شده یکی از سخت ترین کارهای دنیا. بخاطر همین تحقیقی کردم درباره دلایل از دست رفتن تمرکز که نتایجش شده موضوع این مطلب".

توی اولین لینکهایی که پیدا کردم به این سایت رسیدم. سایت Enahnce Life منبع جالبیه برای بهبود تواناییهای شخصی و در زمینه های مختلف بهبود کیفیت شخصی مطلب داره. بیشتر موارد این مطلب از همین سایت برداشته شده.

در قدم اول باید تمرکز را تعریف کنیم. تمرکز یعنی موضوعی که تمام حواسمان را بر آن معطوف می کنیم. تمرکز یک اتفاق غیر ارادی نیست بلکه مجموعه ای از تصمیمات، روشها و تواناییهاست که به ما کمک می کند تا حواس خود را به سمت موضوع مورد نظر هدایت کنیم. مسئله اینجاست که تمرکز اساس انجام درست یک کار است. بدون تمرکز تقریبا کاری را نمی توان به درستی انجام داد. تمرکز در سطح شخصی برای انجام فعالیتها و حتی در سطح کسب و کار (تمرکز بر تخصص) هم مطرح می شود. شاید افرادی را سراغ داشته باشید که در طول زندگیشان هر دفعه یک کاری انجام می دهند و همه کارها هم نیمه می مانند. مهمترین نکته اینجاست که اگر آگاه هستیم که تمرکزمان را از دست می دهیم باید برای رفع آن دلایل از دست رفتن تمرکز را شناخت. اگر آگاه نیستیم که …. ولی خوب مهمترین نشونه از دست رفتن تمرکز نیمه کاره رها کردن یک فعالیت و پرداختن به کاری دیگر است که ممکن است حتی از نظر خودمان فرد فعالی به نظر بیاییم اما خروجی کارمان قابل ارزیابی نباشد. اما دلایل ۶ دلیل اصلی را می شود بعنوان از دست رفتن عامل تمرکز نام برد:

  • Share/Bookmark

ملت عزیز ایران

ایرانیان مسلمان و غیر مسلمان که در راهپیمایی روز چهارشنبه در برابر توهین به مقدسات الهی برخواستید ، خدا خیرتان دهد. تشکر از شما فقط کار صاحب قرآن جل و علا و حضرت ابی عبدالله الحسین است و زبان ما کوتاه و وصف ما حقیر است از آنچه شما آفریدید.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
مترفین
به قلم:دلاوار 08:02 ب.ظ

اجازه بدید بدون مقدمه و حاشیه دو کلوم حرف حساب بزنیم

همیشه

انقلاب ها مال پابرهنه ها بوده و

همیشه انقلاب مال پا برهنه ها هست

انقلاب را پابرهنه ها نگه داشتند

انقلاب رو پابرهنه ها نگه می دارند

انقلاب کردن کار پابرهنه هاست

اصلا انقلاب یعنی پابرهنه بشی و فریاد بزنی

از جان و مال و همه چیزت بگذری و برای هدفت قیام کنی

اما نمی دونم چرا برخی خیال کردن با قر دادن و سوت و کف زدن و پشت تویتا کمری نشستن و بوق زدن می تونن انقلاب کنن

انقلابی که از بالاشهر تهرون بخواد شروع بشه تکلیفش معلومه

وقتی توی انتخابات پابرهنه ها اومدند تو صحنه باید حساب کار دستشون می اومد که

از آن نترس که های و هو دارد             از آن بترس که سر به تو دارد

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,دل نوشته های اقتصادی,

بِسمِ اللّهِ الرَّحمَنِ الرَّحیِمِ

حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا:

اگر یقین نداشتم نمی‌گفتم، هرکس با رهبر انقلاب مخالفت کند،خدا از او نمی‌گذرد ، این مرد بزرگ عزّ اسلام است.

حجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا از علما و خطبای سرشناس تهران، در پایان یکی از جلسات سخنرانی خود، با توجه به شرایط موجود در جامعه، مطالب مهمی را پیرامون شخصیت رهبر معظم انقلاب و تبعیت از ایشان مطرح نموده اند که نظر به اهمیت این اظهارات، متن کامل سخنان ایشان به همراه فایل صوتی آنرا در اختیار کاربران محترم قرار می‌دهیم :

برای دریافت فایل پی دی اف اینجا کلیک کنید.

برای دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
امام عزیزم
به قلم:دلاوار 10:55 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام سلام بر امامم عزیزم امام دلبرم امام زیبایم امام مهربانم ...

سلام بر عشقم سلام بر محبوبم سلام بر همه خوبیها...

سلام بر امامم

گر چه دل از غم هجرت شده بیمار اماما                 ز غمت دل شده بیدار و چه هشیار اماما

گر بسوزد همه کاغذ به جهان خصم تو جانا               می شـوم بهـر تـو و نــام تــو دیــوار اماما

 

 

 


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,

بسم الله الرحمن الرحیم

چقدر به جسمت می رسی؟ چقدر به روحت؟ چقدر به فکرت؟

اقتصاد جسم جامعه است، فرهنگ روح آن و سیاست فکرش. به نظر می رسه جامعه باید توجهش رو روی هر قسمت از جامعه به میزان اهمیتش قرار بده. همنون قدر که انسان باید به روحش بیشتر از جسمش توجه کنه جامعه هم باید به فرهنگش بیشتر از اقتصادش توجه داشته باشه.


فصل : دل نوشته های اقتصادی,اقتصاد و فرهنگ,
عشق
به قلم:دلاوار 01:31 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیم به مولایمان و امام زمانمان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه

بی نام شما فصل بهارم چو خزان است      یادت همه شـادی دلـم در دو جهان است

ای یار پری چهر مرا عشق تو امید             وان قند که از لعـل لــبان تــو روان است

خواهم که بنوشم ز سبویت می نابی        زان روکه برویت دل و چشمم نگران است

بر من نظری یار نظر بر من و بنگر                با گـریـه و زاری به لـبم ذکـر امان است

گفتم که بده سوزی و اشکی و فغانی          گفتش که دلاواری تـو از چه عــیان است

گشتیم خراب از پی جامی و ندیدیم            رویی و ندانم زچه او شمس نهان است

خواهم چو کویر دلم ای یار سرایت               گویی که چمن جای گل و سرو و چمان است

صد بارطلب کردی از او ذکری و گفتش           آن را بنگر بر لب و دندان و دهان است

آن لحظه که از فقر ننالیدی و گفتی               فخرم بود آن ثروت عشاق همان است

گفتی همه عمرم به فغان بودم و هیهات        اینجا نه سخن از زمن و کون و مکان است

این ناله عشاق نه سخت است بر آنان          این ناله شکر خند لب پاک دلان است

من را چو نباشد به زمین خانه خشتی          خشتی بنهم بالش و سقفم آسمان است

هر مصرع شعری که دلاوار سرودست             تیری به دل از چله ابروی کمان است


فصل : شعر دلاوار,

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیم به تمام متاهلین عاشق

صد آه که گفتش که تو هشیار نبودی            بودی به جهان عاشــق دلـدار نبودی

ای بی خبر از عشق دلت را خبری ده            بر پشــت در آمد سحر آن یـار نبودی

آنگه که بدی تشنه به یک قطره ز لعلش         لـب بر لـب لـب بـود خبـردار نبودی

سر را ز سر سجده بی باده تو بردار               حق بر سـر دار اسـت تـو بر دار نبودی

نالی تو ز بی یاری و ماهش تو نبینی          خورشیدچه سوداست چودرغار نبودی

هر شب به کنارت بود آن یار خوش اندام        لـذت نتــوان بــرد چـو بیـدار نبودی

غافل شو ز صورت تو دلی پاک بدست آر        عاشق شو خـدا در پــی کـردار نبودی

زان سرخ لبت جز سخن تیز نیاید                بی سبز سخــن کاش که منقار نبودی

گر چشم نبارد به زمین دل خون اشک          یــاری ز بـــرای دل خــونبـار نبودی

آن را که برد هوش ز سر یار پری چهر           از شوق برایـش سـر و دستــار نبودی

گردیده خزان باغ عبادت به سحرگاه              در خـانـه مـگر عاشـــق عـیار نبودی

حیران شده چشمت ز جمال زخ دنیا             درچشم جمیل این همه بسیار نبودی

هر بار که گفتی می نابت شده حاجت            در خم می ات دید که میخوار نبودی

محراب نمازت چو نباشد خم ابروش              صحــن حـرمت کـور ز اغـیار نبودی

نقدت به چه کار آید اگر طالب غیری             یوســف نبـود کـاش که بـازار نبودی

گلها همه گویند که او عاشق رویت               نشنـیدی اگــر لایــق اســرار نبودی

از گلرخ رویش گل لبخند نچیدی                   دانی زچـه رو دست تو در خار نبودی

آن خار که از پای تو گردید برون باز                 در پـای تـو شـد عـالـم گـلزار نبودی

یک حرف بود حرف دلاواریت آن هم               محتــاج بـدی طـالـب دیــدار نبودی

خواهم که بگویم سخنی با لب لعلت          وایــم اگـر ایـن حـاصـل اشعار نبودی


فصل : شعر دلاوار,
شهید
به قلم:دلاوار 01:23 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیم به همه عاشقان شهدا

شهیدان عشق را چون بال بودند       به همت بر کمر چون شال بودند

الف قامت اگر چــون یـار رفتند       به وقت بنـدگـی چون دال بودند


فصل : شعر دلاوار,

سلام

برای دریافت فایل وردی اینجا کلیک کنید


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

"الغناء عن الشیء خیر من الغناء به"

To learn that a rich person is not one who has the most


But is one who needs the least

...تا یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد


بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد .

قال امیر المومنین علی علیه السلام

القناعه مال لا ینفد

قناعت ثروتی است که نابود نمی شود

نهج البلاغه حکمت 54 صفحه 1113


 


بسم الله الرحمن الرحیم

سه کلمه است، اما هر چه بنویسیم کم است. اغراق نمی کنم. بگذارید کمی از موضوعاتی که باید در رابطه با اصلاح الگوی مصرف را در نظر گرفت و متاسفانه از آن غفلت شده را با شما عزیزان در میان بگذارم.

اصلاح الگوی مصرف و اقتصاد

اصلاح الگوی مصرف و فرهنگ

اصلاح الگوی مصرف و اسلام

اصلاح الگوی مصرف و وضعیت موجود در دنیا

اصلاح الگوی مصرف و افق پیش رو

اصلاح الگوی مصرف و مباحث فلسفی آن

اصلاح الگوی مصرف و سیاستگذاری های اقتصادی

اصلاح الگوی مصرف و سیاستگذاری های فرهنگی

اصلاح الگوی مصرف و نهادسازی اقتصادی

اصلاح الگوی مصرف و رسانه

...

از نظر من تا کنون کسی نتوانسته ادعا کند که تمام مباحث مربوط به اصلاح الگوی مصرف را توانسته احصا کند و در یک مجموعه بیاورد. کاری که به امید خداوند متعال تا یکی دو ماه آینده گروه پژوهشی ما در دانشگاه امام صادق علیه السلام انجام خواهد داد. اما هر چه هم در مورد الگوی مصرف تخصص پیدا کنیم و بتوانیم خوب حرف بزنیم و خوب بنویسیم اصلا اگر خدا خودش در این رابطه بنویسد هیچ گاه شیر آبی که اکنون چکه می کند بسته نمی شود و سیستم پر هزینه و معیوب انتقال انرژی و ... در کشور اصلاح نخواهد شد. کتاب نوشتن ، مقاله نوشتن، همایش و سمینارهای با هزینه های آنچنانی برپا کردن هیچ کدام اصلاح الگوی مصرف نیست. اما شرط لازم برای اصلاح الگوی مصرف ، شناخت مصرف و الگوی صحیح آن و نیز تحقیق در مورد چگونگی رسیدن به وضعیت مطلوب و اصلاح الگوی مصرف می باشد.

 


فصل :
عید غدیر
به قلم:دلاوار 02:44 ب.ظ

عید سعید غدیر خم

عید ولایت عید اتمام و اکمال دین و بزرگترین عید امت اسلام مبارک ترین روزها بر صاحب و مولایمان فرزند بزرگوار امیر المومنین علیه السلام حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و ولی امر مسلمین نائب بر حق امام زمانمان و رهبر پر سوز و گدازمان سید علی خامنه ای عزیز  و بر شما خوبان تهنیت باد.

مناسب دیدم در سال اصلاح الگوی مصرف و در شب عید سعید غدیر خم کلامی از مولایمان در مورد قناعت برایتان بنویسم.

قال امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام

القناعه مال لا ینفد

قناعت ثروتی است که نابود نمی شود

نهج البلاغه حکمت 54 صفحه 1113


فصل : گوناگون,
صفحات دلاوارنامه: ... | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | « 8
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات