حرف دل
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

مهم ترین وظیفه
"شناخت و انجام وظیفه" است.
فصلهای دلاوارنامه
پستوی دلنوشته ها
ختم صلوات
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر "ارواحنا فداه"






کاتب
قدمهای بر چشم دلاوار
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
قدمهای امروز :
قدمهای دیروز :
قدمهای این ماه :
قدمهای ماه قبل :
کل قدمها :
آخرین قدمها :
  
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
جستجو در دلاوارنامه

دوستان دلاوار
حلقه معرفت
سید جلال الدین حسینی (واعظ)
محیط مذهبی
کلبه فقه و حقوق
داهول
هشتمین ستاره
صمصام علوی
تنهایی...عشق
منتظران آفتاب
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
افلاکیان
لشگریان عشق
دست نوشته های یک نسل سومی
عصر ظهور
نوبهار دلها
مهندس مسلمان
مکائد ابلیس
پلاک هشت
پا به پایِ ماه
افسران امام خامنه ای
جا مانده از...
نسل حضور
عروس خورشید
قصه انتظار
کوثر بی کرانه
می نویسم برای مظلومیت آقام سید علی
راه نزدیک
غروب طلائیه
طلبه پاسخگو
بار امانت
سهم من
کجایی سبزترین بابای دنیا؟
میثم تمار
جای خالی...
وارثان انتظار
دلنوشته های یک بچه +
اسطوره های آسمانی
پیام شهبند
طرحی نو
محراب یار
پشت خاکریز
بالاتر از بالاترین(طنزهای سیاسی)
سراج
والعاقبة للمتقین
همسفرشهدا
المرأة ریحانه
بهشت دور نیست
این روزها که میگذرد
الهم عجل لولیک الفرج
تسنیم-تبریز
به سردی فرات
میقات
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
اشعار عاشورایی
خاکریز انتظار
شهر لاله ها
یک قدم تا خدا
خورشید
بصیرت
ضجه های زنی خسته

پیوندهای روزانه
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
آخرین دلنوشته ها
که روی توبه ندارم...
الله اکبر از این مردم...
نامه یک دوست عزیز به علی عزیز...(فرزند شهید احمدی روشن)
لاحول ولا قوة الا بالله...(از دلاوارنامه)
صــــــــــــــــــــــــبر استــــــــــــــ...(از دلاوارنامه)
عشق و چمران...
اینو دوباره گذاشتم..برای تویی که به عشق غیر خدا گفتی نه...
نفسی در هوای خامنه ای..
پیکان + پهپاد
معامله به این میگن...
حســـــــین...2(از دلاوار)
حســـــــین...(از دلاوار)
یا حسینامون بوی حسن میده
بدون عنوان!!!
کوتاه اما...
یه روز بارونی
پرندگان را بنگر...(از دلاوارنامه)
تا تو را فهمیده ام...(از دلاوارنامه)
حب دنیا و ذکر و دامن! درویش!!!(مخصوص آقایان؛ برای گرفتن رمز پیام بگذارید و آدرس وبلاگ یا ایمیلتان را قرار دهید)
عشقم تویی...(از دلاوارنامه)
از عید فطر تا عرفه...عید قربان بر همه شما عزیزان مبارکباد
شکارچی شنبه و یک حبه قند...جاهدوا باموالکم
آیت الله شاه آبادی: امام موسی صدر زنده است و به زودی به ایران باز میگردد.
حرم هستی...(از دلاوارنامه)
گرما تویی...(از دلاوارنامه)
هوس دل...(از دلاوارنامه)
دل دارم...(از دلاوارنامه)
استاد عزیز و گرامی جناب آقای دکتر مسعود درخشان و قیام وال استریت
دلم گم کرده راهش را...(از دلاوارنامه)
دور هم خوش میگذره...نه؟

ضرورت طرح اندیشه‏های امام خمینی (ره) درباره توسعه و فرهنگ

در سال های اخیر دانشمندان و صاحبنظران مسائل اجتماعی و فرهنگی، توسعه را ضرورتی اجتناب‏ناپذیر برای كشورهای جهان سوم دانسته‏اند و رسانه‏های جمعی، كتاب ها، مطبوعات و نشریات این كشورها، آئینه اندیشه‏های توسعه گردیده‏اند. انعكاس گسترده اندیشه‏های توسعه، در رسانه‏های جمعی و مطبوعات، ضمن آنكه نشان دهنده اهمیت طرح موضوع توسعه است، همگانی كردن این اندیشه‏ها و اشاعه آن را نیز ضروری می‏سازد. اما همگانی شدن و اشاعه اندیشه‏های توسعه، در كشورهای جهان سوم می‏تواند دارای كاركرد مثبت یا منفی باشد. كاركرد مثبت فراگیر شدن این تفكر آن است كه مردم این كشورها هنگامی كه ضرورت توجه به توسعه را درك كنند، به تدریج برای انجام حركتی عمومی به سوی سازندگی، بسیج می‏شوند.
كاركرد منفی اشاعه اندیشه‏های توسعه، انحراف افكار عمومی، وابستگی و گسیختگی فرهنگی و اجتماعی ناشی از پذیرش اندیشه‏ها و نظریه‏های غیر بومی و استعماری درباره توسعه مربوط می‏شود. غالب نظریه‏های توسعه، در دهه هفتاد میلادی از طرف دانشمندان غربی و یا وابسته به غرب و نظام استكباری حاكم بر جهان ارائه شده است، در نتیجه به طور آگاهانه و عمد و گاهی غیر عمد، برخی نظریه‏های توسعه، عقب ماندگی و وابستگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشورهای جهان سوم به آمریكا و چند قطب صنعتی دیگر جهان را به دنبال داشته است. گاهی نیز آشكارا ارزش های معارض با نظام ارزشی جهان سوم را - كه پذیرش آنها اساسا جز بی‏هویتی و پوچی این ملت ها ره آورد دیگری در پی ندارد - تبلیغ كرده است. الگوی نوسازی، عقیده كسانی كه اندیشه دوگانگی جامعه سنتی و جامعه مدرن را مطرح ساخته‏اند، از جمله نمونه‏های بارز آن دسته از نظریه‏هایی است كه آشكارا، در جهت نفی هویت فرهنگی ملت های جهان سوم تلاش می‏كردند. نظریه دوگانگی جامعه سنتی و مدرن كه اصطلاحا به دیدگاه نوسازی موسوم است، قائل به دگرگونی كامل جامعه سنتی (ماقبل مدرن) به جامعه‏هایی با انواع تكنولوژی، سازمان اجتماعی و فرهنگ مربوط به آن است. جامعه‏ای كه دارای ویژگی هایی نظیر اقتصاد پیشرفته و ثروتمند و از هر حیث نظیر كشورهای غربی است.

به طور كلی این نظریه‏پردازان، طبق سنتی جامعه‏شناختی، به تقسیم‏بندی دوگانه‏ای از جوامع، یعنی جوامع سنتی در مقابل جوامع مدرن پرداخته‏اند، به طوری كه در یك سو با جامعه‏سنتی - نقطه‏ای كه توسعه نیافتگی از آن آغاز می‏شود - و از سوی دیگر با جامعه‏ای مدرن، نظیر جوامع دموكراتیك غربی روبرو هستیم. فرض بر این است كه تمام جوامع، در مرحله سنتی شبیه به هم بوده‏اند و بالاخره این جوامع، همان دگرگونی هایی را از سر خواهند گذراند كه در غرب، اتفاق افتاده است. و به صورت جوامع مدرن درخواهند آمد. و این گذر، از طریق اشاعه فرهنگ، تكنولوژی و نظام ارزش های سرمایه‏داری و یا گسترش نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از نوع غربی به وجود می‏آید دانیل لرنر، رستو، مك كله لند، رایزمن و كسانی كه نظریه خود را مبتنی بر تناقض میان سنت و صنعت مدرن و ماقبل مدرن ارائه كرده‏اند، در نهایت، غربی شدن را تنها راه توسعه قلمداد كرده‏اند. حتی اگر این نظریه‏ها محصول و نتیجه تحقیقات و روش های علمی معتبر باشد، باز بیش از آنكه توسعه و پیشرفت ملی كشورهای جهان سوم را موجب شوند، زنجیره وابستگی جهان سوم به آمریكا را تحكیم و تقویت می‏نمایند. متاسفانه غیر بومی بودن و بیگانگی دانشمندان و عالمان علوم اجتماعی و اقتصادی نظریه پرداز در امر توسعه، باعث گردیده كه مفاهیمی غیر بومی و ارزش های بیگانه با نظام ارزشی كشورهای جهان سوم در این جوامع اشاعه، تبلیغ و در نهایت به آنها تحمیل گردد. از این رو كشورهای جهان سوم علاوه بر مشكل توسعه نیافتگی با مساله جدیدتری به نام توسعه اندیشه‏ها و نظریه‏های غربی و استعماری توسعه مواجهند.

 برای مقابله با این مشكل، حداقل دو راه را می‏توان پیشنهاد و دنبال كرد:

الف- اتخاذ رویكردی انتقادی به نظریه‏های توسعه.

ب- ارائه و تبلیغ دیدگاه ها و اندیشه‏های متفكران مذهبی، ملی، مردمی و بومی.

این‏راه حل در واقع تمهیدی است كه می‏تواند تا حدی ناسازگاری ها و عناصر ناسره اندیشه‏های غیر بومی و بیگانه را آشكار كند و در صورتی كه توطئه‏ای فكری یا فرهنگی در پی اغوای افكار عمومی باشد آن را خنثی سازد. این نظریه‏ها و دیدگاه ها در جامعه، خودآگاهی فرهنگی ایجاد كرده و بینش انتقادی آنان را بیشتر می‏سازد. دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) درباره فرهنگ و توسعه فرهنگی با توجه به ضرورتی كه شرح آن گذشت، یكی از نیازهای اساسی جامعه امروز ماست. اما متاسفانه در سال های اخیر، اكثرا مطبوعات كشور با ترجمه و اقتباس از كتاب ها و مجلات غربی، بیش از گذشته به تبلیغ و اشاعه نظریه‏های غربی توسعه می‏پردازند و از دیدگاه های مذهبی، ملی و شخصیت های بزرگی چون امام خمینی (ره) غافل مانده‏اند. حضرت امام خمینی (ره) با هوش و درایت كم نظیر و الهی، بینش عمیق و شناخت دقیق از مسائل انسانی، اجتماعی و سیاسی، تجربه سال های پر فراز و نشیب از تاریخ و وقایعی كه در این سده در جهان و كشورهای اسلامی رخ داد و با الهام از تعالیم عالیه اسلام و آیات قرآن، به عنوان مرجع جهان اسلام و رهبری بزرگ، با بیانی بلیغ و شیوه‏ای حكیمانه، دردها، مسائل و مصائب كشورهای اسلامی را بیان می‏كرد و راه های نجات و حل مشكلات را توصیه می‏نمود. ایشان غالبا در رهنمودهای خود از ذكر مقدمات و عبارت پردازی های معمول پرهیز نموده و به روح و محتوای مطلب اشاره می‏فرمودند و با ذكر شواهد، مثال ها، اهداف، نتایج و سیاست های كلی، هدایت و ارائه طریق می‏كردند. بنابراین بر اهل قلم و اهل علم است كه این سیاست های كلی، اهداف عالی و ظرایف عمیق را بررسی نموده و باز نمایند. حضرت امام خمینی (ره) در مناسبت های گوناگون، ایده‏ها، خط مشی‏های كلی، اصول و سیاست های كلان و استراتژی دراز مدت كشور و امت اسلامی، بلكه مستضعفان جهان را مطرح می‏فرمود و راه مجد و عزت و عظمت را به انسان های دربند می‏آموخت. در این نوشتار تلاش خواهد شد، تا آنجا كه مقدور است برخی از دیدگاه های آن بزرگ مرد تاریخ توضیح داده شود.

توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره)

مفهوم توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره) از پنج ویژگی زیر برخوردار است:

- جامعیت مفهوم توسعه به نحوی كه كلیه ابعاد وجودی انسان را فرا می‏گیرد

- اساس توسعه، مبتنی بر فرهنگ است.

- استقلال فرهنگی، عامل اصلی توسعه و وابستگی فرهنگی، عامل اصلی توسعه نیافتگی است.

- فرهنگ اسلامی، اساس و هدف توسعه فرهنگی است.

- تربیت و تعالی انسان، شرط توسعه و غایت آن است.

1- جامعیت مفهوم توسعه

تعریف و مفهوم توسعه از جنگ جهانی دوم به بعد - كه آغاز تولد آن بود - تا امروز كه چندین دهه از آن می‏گذرد، كاملا تغییر كرده است. برداشت ها و مفاهیم اولیه از توسعه، مبتنی بر كمیات اقتصادی بود و شاخص های اقتصادی، معرف سطح توسعه یافتگی یا عقب ماندگی شناخته می‏شد. اما از دهه هفتاد میلادی به بعد شاخص های اجتماعی نیز به شاخص های توسعه افزوده گردید.
رشد جمعیت، رشد شهرنشینی، دموكراسی، عدالت اجتماعی یا توزیع عادلانه ثروت، دسترسی به وسائل ارتباط جمعی، ثبات سیاسی و بودجه آموزش و تحقیقات، عواملی بودند كه به تدریج به عنوان شاخص های توسعه پذیرفته شدند. بروز حوادث مختلف، در دهه هشتاد میلادی، نظرها را بیش از گذشته متوجه عوامل فرهنگی ساخت و نواقص نظریه‏های اقتصادی توسعه را آشكارتر نمود. بروز بحران های اجتماعی، انفجار جمعیت، تضادهای قومی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نضج فعالیت های مذهبی و گرایش های دینی در غرب و فروپاشی شوروی سابق در نتیجه اختلافات فرهنگی و قومی اقوام ساكن این كشور، عواملی بودند كه متفكران مسائل توسعه را بیشتر متوجه اهمیت و نقش فرهنگ، در فرآیند توسعه و تغییرات اجتماعی ساخت.
در وضعیت كنونی، همه صاحبنظران پذیرفته‏اند كه برای هر نوع توسعه‏ای باید به عالم فرهنگ توجه ویژه داشت؛ چرا كه داشتن بینش یك سویه اقتصادی، در بررسی اجتماعی، خطایی فاحش است. اما بر ماهیت این توجه نیز همچنان بینشی مادی حاكم است، زیرا تمامی ابعاد وجودی انسان و نیازهای معنوی او را دربرنمی‏گیرد.
حضرت امام خمینی (ره) به عنوان رهبری دینی، عارفی فیلسوف، فقیهی مجتهد و مرد سیاست و عمل، در رهنمودهایی كه درباره مسائل اقتصادی و برنامه‏ریزی های توسعه ارائه كرده است، جامعیت مفهوم توسعه را در نظر داشته‏اند. بعد از پذیرش قطعنامه 598 و پدید آمدن شرایط جدید و ضرورت تجدید قوای كشور و ملت و اتخاذ تصمیمی قاطع و سرنوشت‏ساز برای بازسازی و شروع فعالیت های اقتصادی، حضرت امام خمینی (ره) طی پیامی كه در یازدهم مهرماه 1367 صادر كردند، محورهای عمده و حیاتی، در دهه بازسازی كشور را اعلام فرمودند. بر همین اساس، دهه دوم انقلاب، دهه بازسازی و سازندگی نام گرفت. بینش جامع حضرت امام درباره توسعه وبرنامه‏های اقتصادی، در این پیام كاملا مستتر است. در این پیام، محورهای زیر به عنوان كلی‏ترین پایه‏های برنامه‏ریزی آینده كشور ، مورد تاكید قرار گرفته است.
- كلیدی بودن سیاست نه شرقی، نه غربی به عنوان رمز عزت و اعتبار كشور.
- تاكید بر حفظ ارزش ها و شئون اخلاقی در جامعه.
- تاكید بر اینكه بازسازی منجر به وابستگی نشود.
- اصالت و الویت داشتن خودكفایی كشاورزی، در مقابل بازسازی مراكز صنعتی.
- توجه به رفاه مردم با رعایت شعایر و ارزش های اسلامی و انقلابی.
- بها دادن به حضور اقشار مختلف مردم در صحنه‏های بازسازی كشاورزی، صنعت و تجارت.
- تاكید بر پیچیده بودن شرایط سیاسی و اقتصادی نظام و لزوم رعایت این شرایط در برنامه‏ریزی و موضع‏گیری.
- توسعه مراكز علمی و تحقیقاتی و تشویق نیروهای خلاق و سازنده.
- همكاری همه جانبه كارشناسان و صاحبنظران با مسوولین اجرایی در بازسازی كشور.
- قدرشناسی از ایثارگران.
- توجه ویژه به تقویت بنیه دفاعی و نظامی كشور.
- این منشور بازسازی كه توسط حضرت امام خمینی (ره) صادر گردید، نشان می‏دهد كه ایشان در شكل فعالیت ها و برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حفظ ارزش ها، اعتقادات فرهنگی - اسلامی را در راس امور و رسیدن به پیشرفت مادی و تامین رفاه و امكانات زندگی، برای آحاد مردم را به عنوان یك ضرورت، توامان عنوان داشته‏اند. این بینش از سوی فردی كه سیاست گزار و تعیین كننده اهداف علمی، در برنامه‏ریزی های كشور است مفهوم جدیدی از توسعه را ارائه می‏كند.

2- اساس توسعه مبتنی بر فرهنگ است

یكی از نكاتی كه جامعه‏شناسی ماركسیستی و آراء فلسفی ماتریالیست ها به بشریت القا كرده و مدت ها نصب العین متفكران اجتماعی بوده است؛ تفكیك و طبقه‏بندی دوگانه حیات انسانی، به زیرساخت یا زیربنا و روساخت یا روبنا است. در این طبقه‏بندی، زیرساخت اجتماعی، عبارت از شیوه‏های تولید، روابط تولیدی، ابزار تولید، مالكیت و نیروهای تولیدی و در واقع، اقتصاد است، و رو ساخت یا روبنا عبارت از فلسفه، حقوق، مذهب، هنرها، و به طور كلی‏تر فرهنگ است. در این طبقه‏بندی چنین فرض شده است كه فرهنگ یك جامعه، محصول زندگی اقتصادی است. دین، فلسفه و هنر، تابعی از صنعت، كشاورزی، تجارت و محصول ساده‏ای ناشی از فرایند تولید كالا و خدمات در جامعه است. این نظریه راهنمای بسیاری از تئوری های توسعه بوده و بسیاری از تغییرات اجتماعی با توجه به این پیش فرض تبیین شده است.
حضرت امام خمینی (ره) با استناد به تعالیم عالیه اسلام و بر اساس اندیشه دینی، اساس جامعه را در فرهنگ آن می‏داند و ضمن پذیرش نیازهای مادی و اقتصادی به عنوان یكی از ابعاد وجودی انسان، نقش فرهنگ را تعیین كننده و امور دیگر را تابعی از آن می‏شناسد. برای تبیین دیدگاه های امام خمینی (ره) درباره محور بودن فرهنگ، هیچ بیانی رساتر از كلمات خود ایشان نیست: "بی‏شك بالاترین و والاترین عنصری كه در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشكیل می‏دهد و با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه از بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوك و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه‏ای وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‏كند، و بالاخره در آن مستهلك می‏شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‏دهد" (صحیفه نور، ج ‏15، ص ‏16) ایشان در جایی دیگر اساس سعادت را در فرهنگ جامعه می‏دانند و می‏فرمایند: "فرهنگ مبدا همه خوشبختی ها و بدبختی های ملت است، اگر فرهنگ ناصالح شد این جوان هایی كه تربیت می‏شوند به این تربیت های ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد می‏كنند... ". (صحیفه نور، ج ‏1، ص ‏273).

درباره فرهنگ هرچه گفته شود كم است و می‏دانید و می‏دانیم اگر انحرافی در فرهنگ یك كشور پیدا شود... دیری نخواهد گذشت كه انحراف فرهنگی بر همه غلبه می‏كند و همه را خواهی نخواهی به انحراف می‏كشاند. (صحیفه نور، ج ‏17، ص ‏3،2).

مقام معظم رهبری درباره فرهنگ كهن و پر افتخار تمدن و فرهنگ جامعه اسلامی می‏فرمایند: «خیلی جای تاسف است كه یك ملتی مثل ملت ما، با آن سوابق كهن و پر افتخار تمدن و فرهنگ و معرفت كه یك بخش از این سابقه یعنی 1300 سال بعد از اسلام كه واقعا سرشار از برجستگی ها و درخشندگی هاست حالا قبل از 1300 سال را اطلاع زیادی نداریم. اما اجمالا می‏شود فهمید كه یك ملت بزرگ با آن خصوصیات، قاعدتا فرهنگ بالغی داشته است. اگر چه از جزئیاتش، مگر بعضی از آثار، خبر نداریم لكن آنچه را در دوران ما اتفاق افتاده، می‏دانیم، ملت ایران به بركت اسلام واقعا خیلی نبوغ و برجستگی نشان دادند و منت زیادی از خودشان بر سر نه فقط اسلام، بلكه بر سر همه دنیا باقی گذاشتند كه اینها در سطر سطر تاریخ دنیا مسطور و مضبوط است. اگر خود ما كه از این مساله غافلیم به تاریخ آنها مراجعه كنیم، خواهیم دید.» (فرهنگ و تهاجم فرهنگی برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری انتشارات سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامی، ص ‏23).
حضرت امام خمینی (ره) كه ریشه تمامی معضلات جامعه را در بیماری های فرهنگی می‏دانستند، كرارا گوشزد می‏كردند كه آفات فرهنگی سموم كشنده‏ای هستند كه سیاست و اقتصاد جامعه را هلاك می‏كنند. چنین بینشی ایشان را بیش از هر چیز، به آسیب شناسی فرهنگی در جامعه اسلامی سوق می‏داد، به همین دلیل در تمامی سخنرانی ها و آثارشان نوعی جهت‏گیری آگاهانه در راستای تبیین و توضیح مسائل فرهنگی، مشهود است. ایشان غربزدگی، استعمار فرهنگی، جهل فرهنگی،... و بسیاری از آفات فرهنگی دیگر را از موانع اصلی دستیابی به الگوی جامع توسعه می‏شناخته‏اند: «... فرهنگ مسموم استعمار، تا اعماق قصبات و دهات ممالك اسلامی رخنه كرده و فرهنگ قرآن را عقب زده و نوباوگان ما را فوج فوج در خدمت‏بیگانگان و مستعمرین در می‏آورد و هر روز با نغمه تازه، با اسامی فریبنده، جوانان ما را منحرف می‏كند.» (صحیفه نور، ج 1، ص 156، تاریخ 19/11/1349).

«عمده این است كه فرهنگ یك فرهنگ بشود. یكی فرهنگی از آن غربزدگی بیرون بیاید.» (صحیفه نور، ج 8، ص 126).

توطئه‏های فرهنگی یكی دیگر از موضوعاتی است كه حضرت امام خمینی (ره) از آن به عنوان مانع توسعه و اساس عقب ماندگی جامعه یاد می‏كنند: «تردیدی نیست كه جهانخواران، برای به دست آوردن مقاصد شوم خود و تحت ستم كشیدن مستضعفان جهان راهی بهتر از هجوم به فرهنگ و ادب كشورهای ضعیف ندارند.» (صحیفه نور، ج 15، ص 267).

«و یك باب هم این فسادهایی است كه پیش آورده‏اند، این هم یك مساله‏ای نیست كه خیال شود از باب اتفاق حاصل شده، تمام این مراكزی كه برای فحشاء و خوشگذرانی درست كرده‏اند همین طوری درست نشده است، در مجلاتشان در رسانه‏های گروهی چه سمعی و چه بصری تبلیغات كردند و كلا در خدمت اینها بودند. رادیو و تلویزیونشان مشغول بود كه این جوان ها را از بازار از بیابان كه مشغول خدمت‏بودند، از ادارات به آن مراكز فساد بكشانند، از دانشگاهی یك موجود فاسد بسازند از دانشگاهی یك موجود فاسد درست كنند.» (صحیفه نور، ج 11، ص 119، تاریخ 6/10/1358).

توطئه‏های فرهنگی، امروز به شكلی دیگر و به صورت حادتر از جانب غرب روز به روز علیه جمهوری اسلامی ایران و تمامی ملل مستضعف جهان اعمال می‏شود. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‏ای در سال های اخیر مفهوم جامعی را عنوان داشته‏اند كه مبین همین معضل است. تهاجم فرهنگی مفهومی جامعه‏شناختی است كه با بینش سیاسی، اعتقادی و شناختی عمیق از واقعیات اجتماعی و فرهنگی جهان امروز به كار برده‏اند. تهاجم فرهنگی غرب همچنان یكی از آفاتی است كه بشریت و جهان اسلام را تهدید می‏كند. معظم له می‏فرمایند: «تهاجم فرهنگی كه ما بارها روی آن تاكید كرده‏ایم یك واقعیت روشنی است كه با انكار آن نمی‏توانیم اصل تهاجم رااز بین ببریم، تهاجم فرهنگی وجود دارد، اگر ما آن را انكار كردیم مصداق این فرموده امیرالمومنین صلوات الله علیه شویم كه: و من نام لم ینم عنه تو اگر در سنگر به خواب بروی معنایش این نیست كه دشمن در سنگر مقابل به خواب رفته است و لذا تو كه به خواب رفته‏ای، سعی كن خودت را بیدار كنی. ما باید توجه داشته باشیم كه انقلاب فرهنگی در تهدید است، كما اینكه فرهنگ ملی و اسلامی ما در تهدید دشمنان است». (فرهنگ و تهاجم فرهنگی، برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری، انتشارات سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، ص 8).

جهل فرهنگی و ناآگاهی از مواریث و سرمایه‏های فرهنگی، یكی دیگر از موانع توسعه و توسعه فرهنگی در جامعه اسلامی است كه حضرت امام خمینی (ره) فراوان به آن اشاره نموده‏اند و از اندیشمندان ملل مختلف خواسته‏اند كه مردم را نسبت به حفظ اصالت های خود آگاه سازند: «آن چیزی كه وظیفه همه ما مسلمین است، وظیفه علمای اسلام است، وظیفه دانشمندان مسلمین است، وظیفه نویسندگان و گویندگان در بین طبقات مسلمین است، این است كه هشدار بدهند به این ممالك اسلامی كه ما خودمان فرهنگ داریم، ما خودمان فرهنگ غنی داریم، فرهنگ ما طوری بوده است كه فرهنگ ما صادر شده است به خارج كه آنها گرفتند از ما.» (صحیفه نور، ج 6، ص 219).

3- فرهنگ اسلامی اساس و هدف توسعه فرهنگی است

یكی از موانع اصلی عدم موفقیت نظریه‏های توسعه، بی‏توجهی یا كم توجهی این نظریه‏ها به شرایط اعتقادی، فكری و فرهنگی حاكم بر جوامع مختلف است.
متاسفانه علی رغم وجود انگیزه و میل مضاعف به روند توسعه و نوسازی، فقدان درك جامع از مفاهیم و ملزومات توسعه و عدم شناخت قانونمندی های حاكم بر آن در جهان اسلام منجر به ایجاد یك دور باطل، در پروسه توسعه یافتگی گردیده است. مذهب و اعتقادات دینی، اساسی‏ترین ركن فرهنگ هر جامعه است، متاسفانه نظریه‏پردازان توسعه، به ندرت بر اساس نوع مذهب خاص هر جامعه توانسته‏اند تئوری یا الگوی توسعه خاص آن جامعه را بیان كنند. حضرت امام خمینی (ره) ضمن آنكه شرط اصلی توسعه و زیربنای آن را توسعه فرهنگی می‏شناسند، محتوای این فرهنگ را فرهنگ اسلامی می‏دانند و نادیده گرفتن و تضعیف فرهنگ اسلامی را علت اصلی توسعه نیافتگی، و ترویج و اشاعه فرهنگ اسلامی را تنها راه توسعه عنوان می‏دارند. ایشان ضمن آنكه قائل به زیربنا بودن فرهنگ و روبنا بودن اقتصاد هستند، رشد و گسترش فرهنگ اسلامی را هدف اصلی برنامه‏های توسعه می‏دانند: «نظر ما به اقتصاد نیست مگر به طور آلت، نظر ما را به فرهنگ اسلامی است... » (صحیفه نور، ج 7، ص 72).
«نظر ما به فرهنگ اسلامی است كه این فرهنگ اسلامی را از جامعه جدا كردند، باید فرهنگ، فرهنگ اسلامی باشد...» (دیدگاه های... ، ص 27).
«این جوامع (كشورهای استعمارگر) مطالعه كردند كه اگر فرهنگ اینها (كشورهای مسلمان) یك فرهنگ مستقل صحیحی باشد از توی اینها یك جمعیت سیاسی مستقل و امینی پیدا می‏شود، و این هم برای آنها مضر است. بناء علیه در جانب اسلام و روحانیت دو چیز را سد می‏دیدند یكی اصل اسلام و یكی هم روحانیت را.» (دیدگاه های... ص 20).
در همین رابطه مقام معظم رهبری نیز می‏فرمایند: «همانطور كه قرآن كریم بیان فرموده است "و لن ترضی عنك الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم" حقیقتا این بیان، از معجزات قرآن است كه تا جامعه مسلمانان از اسلام دست برندارد دشمنان راضی نمی‏شوند و مقصود از دست برداشتن از اسلام این است كه احكام زنده، نیروی حیاتی و روح اسلام، میان مسلمان ها نباشد. البته اگر مسلمان ها از مبانی عالیه اسلام بی‏اطلاع باشند هرچند به ظواهر مختصری از آن هم عمل كنند، اینها خیلی كاری ندارند و دشمنی هم نمی‏كنند. اما این دیگر آن اسلامی نیست كه پیغمبر آورده و قرآن فرمود كنتم خیر امة اخرجت للناس». (فرهنگ و تهاجم فرهنگی، سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، گروه انتشارات، ص 50).

4- استقلال فرهنگی

كشورهای جهان سوم، در آخرین دهه قرن بیستم دریافتند كه بعد از یك قرن و پذیرش مفاهیم ظاهرا علمی به نام توسعه و آرزوی دستیابی به دروازه‏های بزرگ تمدن، به كشورهای عقب مانده، عقب نگه داشته شده، توسع نیافته، مقروض، فقیر و وابسته مبدل شده‏اند و امروز كه به سال های تاریك چند دهه پیش می‏نگرند، تهی و پوچ بودن آن همه مفاهیم پر زرق و برقی كه به نام پیشرفت به آنها القاء شده بود را به خوبی درك می‏كنند. حضرت امام خمینی (ره) با توجه به آیه شریفه «لن یجعل الله الكافرین علی المومنین سبیلا» استقلال را یكی از مهمترین اصول و محورهای برنامه‏ریزی های توسعه و وابستگی و سلطه فرهنگی را اساسی‏ترین علت عقب‏ماندگی كشورهای جهان سوم می‏دانستند و بارها و بارها درباره آن به ملت های دربند، به خصوص مسلمانان هشدار دادند. از خود بیگانگی فرهنگی، استعمار فرهنگی، فرهنگ استعماری، سلطه فرهنگی، فرهنگ سلطه، استقلال فرهنگی، تحول فرهنگی و استقلال فكری، مفاهیمی هستند كه ایشان برای بیان جنبه‏های مختلف وابستگی فرهنگی ملل اسلامی و اهمیت حصول استقلال فرهنگی در سخنرانی ها و نوشته‏هایشان به كار برده‏اند:«اسلام وابستگی شما را و ما خودمان را به دیگران منكر است، می‏گوید نباید صنعت ما وابسته باشد، نباید زراعت ما وابسته باشد، نباید ادارات ما وابسته باشد، نباید اقتصاد ما وابسته باشد، نباید فرهنگ ما وابسته به غیر باشد.... مبدا این همین است كه در فكر، وابسته هستیم، فكرمان نمی‏تواند بكشد این را كه ما خودمان هم فرهنگ داریم، خودمان هم فرهنگمان غنی است خودمان هم همه چیز داریم.» (دیدگاه های... /ص 44).

5- تعالی انسان

از نظر هدف، نظریه‏های توسعه را به دو دسته می‏توانیم تقسیم كنیم. نخست نظریه‏هایی كه غایت توسعه را، تولید امكانات فرهنگی، بهبود كیفیت زندگی، رفاه مادی و بهره‏جویی بیشتر انسان از لذت ها و خوشی های دنیوی و توسعه علم می‏دانند. دوم نظریه‏هایی كه تعالی انسان، شكوفایی ابعاد معنوی و روحانی و الهی شدن او را هدف توسعه فرهنگی محسوب می‏كنند. این دو نظریه، دو الگوی سیاست فرهنگی مختلف را ایجاب می‏كند.
مكتب حیاتبخش اسلام در عین آنكه به نیازهای مادی انسان توجه كافی مبذول داشته و گسترش علم و تكنولوژی را در جامعه اسلامی لازم می‏داند، توسعه را در افزایش امكانات و گسترش تسهیلات مادی خلاصه نكرده و آن را زمینه و ابزاری برای توسعه حقیقی - كه همانا مهذب و متقی شدن انسان هاست - می‏داند.
در این دیدگاه توسعه مادی فاقد اعتبار است و هنگامی ارزشمند خواهد بود كه منجر به رشد معنوی، روحی و اخلاقی انسان گردد. بنابراین، هدف غایی توسعه در نظام اسلامی پرورش و تكامل افراد جامعه است، چنانكه قرآن نیز می‏فرماید: "قد افلح من زكیها و قد خاب من دسیها" به درستی كه رستگار شد آن كس كه خویش را از آلودگی ها پاك كرد و زیانكار شد آن كس كه فریفته شد (دچار رذایل گردید). اهمیت این موضوع تا بدانجاست كه خداوند، یكی از بزرگترین رسالات پیامبرانش را تزكیه انسان ها قرار داده است: "هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین" او خدایی است كه در میان مردم پیامبرانی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنان بخواند و آنها را از پلیدی ها پاك سازد و به آنها كتاب و حكمت بیاموزد و اگرچه پیش از آن در گمراهی آشكار بودند.
حضرت علی (ع) نیز سعادت واقعی انسان را در تهذیب نفس و توجه به درون می‏داند و می‏فرماید:
دوائك فیك و ما تشعر
          
و دائك منك و ما تبحر
و یحسب انك جرم صغیر
          
و فیك النطوی العالم الاكبر
و انت الكتاب المبین الذی
          
باحرفه یظهر المظهر
فلا حاجة لك فی خارج
          
یخبر عنك بما سطر
حضرت امام بر اساس تعالیم قرآنی، ضمن آنكه هدف از توسعه و غایت توسعه فرهنگی را، تهذیب و تزكیه انسان می‏شناسند و در برهه‏های مختلف به تعلیم و تربیت و برنامه‏ریزی برای نیروی انسانی و تربیت و پرورش و هدایت استعدادها و اندیشه‏ها پرداخته‏اند، بر كار و تولید، نظم و انضباط، پشتكار و تحقیق، جهاد و اجتهاد و ارتباط و پیوند مدرسه و دانشگاه با محیط كار، صنعت، كارخانه و مزرعه نیز به عنوان یك سیاست و استراتژی فرهنگی تاكید نموده‏اند: «نقیصه‏ها را همه با هم باید رفع بكنیم كه در راس آنها فرهنگ است. فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یك ملت است. اساس استقلال یك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده‏اند كه فرهنگ ما را استعماری كنند، كوشش كردند كه نگذارند انسان پیدا بشود، آنه از انسان می‏ترسند از آدم می‏ترسند.» (صحیفه نور، ج 6، ص 94).
«اول چیزی كه بر ملت لازم است و بر دانشگاه ها لازم است و بردانشكده‏ها لازم است... این است كه این نفری كه حالا شده است یك نفر اروپایی یا یك نفر شرقی، این مغز را بردارند یك نفر انسان خودمانی، انسانی ایرانی - اسلامی... یك مغز اسلامی - انسانی جایش بنشانیم... » (دیدگاه های... ص 44) توجه به مقوله فرهنگی در اندیشه حضرت امام خمینی (ره) از چنان برجستگی و اهمیتی برخوردار است كه به جرات می‏توان آن را هسته اصلی افكار ایشان دانست. لهذا ضروری است كه به رهنمودها و پیام های فرهنگی ایشان با دقت نظر و تعمق كامل نگریست و آنها را مبنای برنامه‏ریزی ها و سیاست های كلی قرار داد تا جامعه به سمت تعالی و ترقی حركت كرده از انحراف و انحطاط در امان بماند و بتواند به معنای حقیقی كلمه به توسعه دست یابد.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات