تبلیغات
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

حرف دل
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

مهم ترین وظیفه
"شناخت و انجام وظیفه" است.
فصلهای دلاوارنامه
پستوی دلنوشته ها
ختم صلوات
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر "ارواحنا فداه"






کاتب
قدمهای بر چشم دلاوار
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
قدمهای امروز :
قدمهای دیروز :
قدمهای این ماه :
قدمهای ماه قبل :
کل قدمها :
آخرین قدمها :
  
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
جستجو در دلاوارنامه

دوستان دلاوار
حلقه معرفت
سید جلال الدین حسینی (واعظ)
محیط مذهبی
کلبه فقه و حقوق
داهول
هشتمین ستاره
صمصام علوی
تنهایی...عشق
منتظران آفتاب
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
افلاکیان
لشگریان عشق
دست نوشته های یک نسل سومی
عصر ظهور
نوبهار دلها
مهندس مسلمان
مکائد ابلیس
پلاک هشت
پا به پایِ ماه
افسران امام خامنه ای
جا مانده از...
نسل حضور
عروس خورشید
قصه انتظار
کوثر بی کرانه
می نویسم برای مظلومیت آقام سید علی
راه نزدیک
غروب طلائیه
طلبه پاسخگو
بار امانت
سهم من
کجایی سبزترین بابای دنیا؟
میثم تمار
جای خالی...
وارثان انتظار
دلنوشته های یک بچه +
اسطوره های آسمانی
پیام شهبند
طرحی نو
محراب یار
پشت خاکریز
بالاتر از بالاترین(طنزهای سیاسی)
سراج
والعاقبة للمتقین
همسفرشهدا
المرأة ریحانه
بهشت دور نیست
این روزها که میگذرد
الهم عجل لولیک الفرج
تسنیم-تبریز
به سردی فرات
میقات
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
اشعار عاشورایی
خاکریز انتظار
شهر لاله ها
یک قدم تا خدا
خورشید
بصیرت
ضجه های زنی خسته

پیوندهای روزانه
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
آخرین دلنوشته ها
که روی توبه ندارم...
الله اکبر از این مردم...
نامه یک دوست عزیز به علی عزیز...(فرزند شهید احمدی روشن)
لاحول ولا قوة الا بالله...(از دلاوارنامه)
صــــــــــــــــــــــــبر استــــــــــــــ...(از دلاوارنامه)
عشق و چمران...
اینو دوباره گذاشتم..برای تویی که به عشق غیر خدا گفتی نه...
نفسی در هوای خامنه ای..
پیکان + پهپاد
معامله به این میگن...
حســـــــین...2(از دلاوار)
حســـــــین...(از دلاوار)
یا حسینامون بوی حسن میده
بدون عنوان!!!
کوتاه اما...
یه روز بارونی
پرندگان را بنگر...(از دلاوارنامه)
تا تو را فهمیده ام...(از دلاوارنامه)
حب دنیا و ذکر و دامن! درویش!!!(مخصوص آقایان؛ برای گرفتن رمز پیام بگذارید و آدرس وبلاگ یا ایمیلتان را قرار دهید)
عشقم تویی...(از دلاوارنامه)
از عید فطر تا عرفه...عید قربان بر همه شما عزیزان مبارکباد
شکارچی شنبه و یک حبه قند...جاهدوا باموالکم
آیت الله شاه آبادی: امام موسی صدر زنده است و به زودی به ایران باز میگردد.
حرم هستی...(از دلاوارنامه)
گرما تویی...(از دلاوارنامه)
هوس دل...(از دلاوارنامه)
دل دارم...(از دلاوارنامه)
استاد عزیز و گرامی جناب آقای دکتر مسعود درخشان و قیام وال استریت
دلم گم کرده راهش را...(از دلاوارنامه)
دور هم خوش میگذره...نه؟

ایــــــــــــــــــ جانمــــــــــــــ...

 مردمــــــــــــ همیشهـــــــــــــــ در صحنهــــــــــــ

 

اماما...بر عهد خود مانده ایم ما...

چونان که تو

 قلبت آرام و مطمئن خواهد ماند

تا علم در دست علی است...

اللهـــ اکـــبر...

اللهـــ اکـــبر...

اللهـــ اکـــبر...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
نامه ای از کسی که 25 سال پیش مثل امروز تو بود
سلام علی جان! چقدر بزرگ شدی در کمتر از یک ثانیه، علی جان از امروز همه تو را با یک پسوند و پیشوند خواهند شناخت، تو فرزند شهیدی و این یعنی بابایت از خودت مهم تر می شود در تمام زندگیت
خیلی سخت است که کسی نباشد که تا دیروز بود، اما از امروز بابایی داری مهربان تر از همه ی باباهای عالم
بابایی که داشتنش به تمام تحقیرهای عالم می ارزد، بابایی که نگاه سنگین به یتیمی را از سرت بر می دارد
علی عزیز! خیلی ها با تو مهربان نخواهند بود، همانطور که با بابایت نبودند، این روزها تو آنقدر کوچکی که معنی سهمیه را نمی فهمی، معنیه معاف شدن از خدمت را نیز، این ها همه ی آن چیزی است که فرداتر دیوانگانی جای خالی بابا مصطفی را با آن متر می سنجند. راستی آماده باش بزرگ تر که شدی باید جواب محکمی برای این پرسش داشته باشی که بابایت حقش بود که بکشندش، علی عزیز، همه ی این ها به این می ارزد که بابایی داری که می توانی در همه ی جاهای خوب با او حرف بزنی، بابایی که شب های قدر کنارت بنشیند، بابایی که در حرم امام رضا دستت را بگیرد. بابایی که بشقاب خالی اش سر سفره ی افطار تمام اجر روزه ات باشد. بابایی داری که یک روز تو از او پیر تر می شوی، و البته بابای دیگری که بهترین بابای دنیاست
راستی علی جان، یک عکس خیلی خوشگل از بابا مصطفی قاب شده نگه دار برای شب عروسی ات در مراسم لازم می شود. آن روزی که نبودش را خیلی احساس می کنی خیلی.
و آخر، مواظب مادرت باش . . . هیچکس برایش علی نمی شود

فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

تقدیم به مولا...
از خنجر چشمت شده صد خصم تباه
سید علی ای، هلال ابروی تو ماه
تکبیر زدم چو چشم مستت دیدم
لاحـــول و لا قـــــوة الا بــــالله

2ft9a2v9owsyx63xld.png


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,شعر دلاوار,
عشق و چمران...
به قلم:دلاوار 04:01 ب.ظ

یادش به خیر...دهلاویه بودم این جمله شهید چمران رو روی یه ظرف یه بار مصرف نوشتم...الآن رو دیوار کنارمه همیشه...شادی روح بلندش صلوات....شادی روحش بلند صلوات...صلوات


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

 

نذر کردم برای خامنه ای............که  کنم جان فدای خامنه ای

قبله ام گشته سوی چشم ولی............می پذیرد خدای خامنه ای

نشود از مسیر حق بیرون............آنکه بیند لوای خامنه ای

گشته ام غرق و آرزو دارم............نفسی در هوای خامنه ای

خشم حق را به جان مخر تو بجو............لطف حق در رضای خامنه ای

می عشق علی بنوشم در............لب لعل و صفای خامنه ای

از صفا تا به مروه من رفتم............تا ببوسم منای خامنه ای

هر که دارد هوای روح خدا............برود پا به پای خامنه ای

هر که خواهد برات کرب بلا............بشود آشنای خامنه ای

می روم تا خدا به ظلمت شب............با چراغ هدای خامنه ای

صحن چشمان من قدمگه اوست............همه قلبم سرای خامنه ای

شد هیاهو بلند و شد آرام...........به یکی هوی و های خامنه ای

چون مسیحا نی وجود مرا............می دهد جان چو نای خامنه ای

جان من تا ابد شود آرام............دم به دم با نوای خامنه ای

مرغ عشقم ببین که می خواند............در هوای همای خامنه ای

با ولای علی و آل علی............دم زنم از ولای خامنه ای

همه عقل و دلم ببرد و شدم...........من "دلاوار" رای خامنه ای

 


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,

سرد است بی طلوع تو تهرانمان ببین
زنده است آسمان و زمین نیمه جان ببین
خاکم به سر که غیرت من دود و خون شدست
خون تو هست آبی این آسمان ببین
راه حسین و خون تو از جنس غیرت است
با دود گشته ای تو به غیرت نشان ببین
شاه و گدا و مرد و زن و پیر و هم جوان
با عشق توست ساز نفسهایشان ببین
ای مقدمت مبارک اهل سما حسن
راه نفس بگیر و مقدّم بر آن ببین

....
خدایا دیگه شهادت میخوام...میخوام نابود بشم...نیست بشم...شهادتی که دادی به حاج حسن...بازم داری؟
ولی نه...خدایا نمیخوام نفس این مردم رو به من آلوده کنی...یه کاری کن که دق کنم...یه کاری کن که بگن دق کرد و شهید شد...میدونم اگه آلودگی هامو بریزن تو آسمون و دریا همشون نجس میشن...یه طوری نابودم کن که هیچ چیز حتی به قدر نفس کشیدن ازم باقی نمونه...حاج حسن...نفس شدی...قلم شدی...روح شدی...نور شدی...داشت یادمون میرفت حاجی علی اکبرو...همت بیدارمون کرد...داشت یادمون میرفت همتو آوینی قلبمونو تسخیر کرد...داشتیم گم میکردیم آوینی رو صیاد صیدمون کرد...داشت موج صیاد آروم میشد طوفان کاظمی شروع شد...داشت طوفان کاظمی فرو مینشست زلزله مقدم شروع شد و دود حاج حسن توی سینه هامون نشست...
آسمون...یه چند روزی آروم باش...بارون نیا...باد بایست...میخوام خون حاج حسنو نفس بکشم...میخوام با غیرت بشم...میخوام مرد بشم...میخوام شهید بشم...آسمون نگاه کن...ابر حاج حسن میخواد خون بباره...امسال محرم آه سرد سینه هامون بوی خون میده...
یا حسینامون بوی حسن میده...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
بدون عنوان!!!
به قلم:دلاوار 12:36 ق.ظ

دختر پدر (فروشگاه): سلام آقا! جوراب مردونه دارید؟

بله خانم کوچولو! یه جفت میخوای؟

نه! یه دونه برای پای چپ...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

نیازی به توضیح نیست که چرا باید بریم این دو فیلم را در سینما ببینیم. اما مختصر و مفیدش اینه که من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق...به جای اینکه فقط بشینیم و به سینما و سینماگران فحش بدیم به سینما بریم و حمایت کنیم از فیلم های ارزشی. اینم خیلی ساده بگم که اگر مردم از فیلم های ارزشی استقبال کنند ضد انقلابها هم میان و فیلم ارزشی میسازن...به این میگن اقتصاد رسانه. به این میگن صنعت سینما. به این میگن فرهنگ اقتصادی و نه اقتصاد فرهنگی...حالا که وضع اینجوریه ما هم چاره ای نداریم تا با اموالمون جهاد کنیم و حمایت کنیم از کارهای ارزشی. البته به نیت پاک و اخلاق خالقین این آثار کوچکترین شکی ندارم. روی حرفم با کسانی است که هیچ ملاک و ارزشی ندارن و فقط به دنبال پولن.

اگر میخواید به کسی هم عیدی بدید یا خوشحالش کنید دعوتش کنید سینما به صرف یک حبه قند. البته بهتره شنبه برید شاید شکارچی شنبه هم شکار خوبی زده باشه...

یا حق علی


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

متن زیر قسمتی از سخنان ارزشمند جناب آقای دکتر مسعود درخشان

درباره قیام وال استریت در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است.

نفوذ سرمایه داری به جمهوری اسلامی

 شیوه تفکر این نظام که در همین دانشکده هم رایج است، تفکری که رشد انسان را در گرو رشد سرمایه می داند، نهادها، نحوه ارزش افرینی را مسئول می دانند که خواستار تغییر آن هستند. سرمایه داری تا جایی پیش می رود که در همین اتوبان مدرس در تهران تابلویی می بینیم که روی ان نوشته شده است شخصیت شما نوع ساعتی است که به دست دارید؛ این مسئله نشان می دهد سرمایه داری در جمهوری اسلامی ایران هم رسوخ کرده است. یعنی همه چیز را در خدمت سرمایه می دانند. این تفکر سرمایه داری است که مقصر بوده و مانند هوای مسمومی است که نمی دانیم وجود دارد و آن را استشمام می کنیم و دچار بیماری می شویم.

الهام گرفتن از میدان التحریر مصر

نکته دیگری هم که باید به آن توجه کرد اذعان مردم امریکاست که می گویند جنبش انها تحت تاثیر میدان التحریر مصر است و باید گفت نظام استعماری که سالیان سال مصر را تحت سلطه خود قرار داده بود، حال مردم همان کشور استعمار زده الهام بخش جنبش وال استریت شده اند. باید پرسید چند کتاب درباره بحران مالی کشور ما در این ۳ سال نوشته شده است. در همین مجله پژوهش های اقتصادی دانشگاه علامه اعلام کرده ایم که تمام مقالات انتقادی درباره نظام سرمایه داری را چاپ می کنیم اما یک مقاله هم برای ما ارسال نشده است. یعنی اساتید ما و همکاران بنده در این زمینه کم کاری کرده اند.

هر نظامی به نام غیر خدا حکومت کند دچار فروپاشی می شود.

باید گفت چیزی به عنوان فرو پاشی اندیشه های سرمایه داری نداریم و بنده با تاکید می گویم هر نظامی به نام هرکسی الا خدا حکومت کند دچار فروپاشی خواهد شد. اندیشه های شیطانی هم همیشه وجود داشته است و خواهد داشت. فروپاشی سرمایه داری اتفاق نمی افتد زیرا این نظام به شدت با حس شیطانی انسان همخوانی دارد و انسان ها دنباله آن خواهند بود.
برخی می گویند همه رشد کردند چرا ما رشد نمی کنیم. ۳۰ سال است از اقتصاد اسلامی حرف زده اید و کار ما به اینجا کشیده است که اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی را شاهد هستیم، در جواب باید گفت ۳۰ سال است گفته ایم این نظام بانکی اشکال دارد و غیر اسلامی است و چون به نام اسلام است کار را خراب کرده است. همان سرمایه داری را دارید به اسم اسلام به خورد مردم می دهید.
جایگزین سرمایه داری از ایران شکل می گیرد

فروپاشی نظام سرمایه داری که می گویند اتفاق نخواهد افتاد. اما باید پرسید جایگزین این نظام چیست؟ جایگزین این نظام بر مبنای الهی خواهد بود. جایگزین این نظام با مبانی اسلامی اگر بخواهد شکل بگیرد فقط و فقط در نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. فقط باید گفت این نظام در ایران و در دانشکده های اقتصاد این کشور است. شما می گویید پس حوزه چی؟ من می گویم اول باید در دانشکده های اقتصاد شکل بگیرد. ما در ابتدا حوزه ها را به اندیشه های فریدمن و ادام اسمیت مجهز کردیم بعد گفتیم حالا بسازید که این موضوع شدنی نیست. درد را ما ایجاد کردیم و باید حال خود هم دوا کنیم.
ساختن نظام جایگزین توسط شما دانشجویان انجام خواهد شد و شما نباید بگویید دیگری انجام خواهد داد اگر بسم الله الرحمن الرحیم را درست بگویید من به شما می گویم می توانید.
منبع: جهان نیوز


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,گوناگون,

قابل وصف نیست آنچه در بین لبهای ماه و روی ماه

 ستارگان اتفاق افتاد.

هزار بار آرزو کردم که ای کاش تمام اعضای بدنم قطعه

 قطعه میشد تا یک لحظه روی ماهت را ببینم.

شهدا چه حالی دارند؟

 که اربابشان رویشان را بوسه میزند...

ای ماه؛ صد بار فدای آن لحظه ای شوم که دست بر

 محاسن ستاره ای کشیدی و گفتی:

 به به عجب ریش قشنگی!

تعداد بوسه هایت را میشمردم...

مثل ستارگانت بیشمار بود.

ای ماه؛

زبانم لال که نمیتوانم آنچه دیدم را بنویسم.

مگر می شود عشق را و تری لبهایت را

 با کلمات وصف کرد؟

مگر میتوان گرمای آغوشت را نوشت؟

چه میکردی ماه با ستارگانت؟چه میدیدی و

چه می گفتند آنان که می گفتند با تو حرف دلشان را

 با دهان باز و فقط با دو حرف از حروف عشق،آه.

پیش خود گفتم میخواهند لبهایت را ببوسند...

آنقدر ماه و ستارگانش جمع بودند؛گویا یکی شده بودند. 

زبان که هیچ؛ درک انسان عاجز است

 از درک این بوسه های یار و عشقبازی ستارگان.

سرت که بالا و پایین می رفت زندگی می بخشید

و لبخند که میزدی بهشت را می دیدم

 و چون می بوسیدی دیگر ...

یکی گفت با این جسم نهیف جلوی همه دنیا ایستاده ام؛ مرا در آغوش گیر...آغوشش گرفتی سینه به سینه.

یکی میگفت میخواهم پیشانیت را ببوسم؛ سرت را خم کردی و او بوسید.گفت لبت را.سرت را خم کردی و او بوسید. گفت صورتت را؛ سرت را خم کردی و او بوسید. گفت آنطرفش را؛ باز سرت را خم کردی و او بوسید...

یاد این شعر از حافظ افتادم:

 

هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه!

کنون که مست و خرابم صلاح بی ادبیست

 

ای ماه؛ تو خواندی برای ستارگانت که:

هر بلایی کز تو آید رحمتی است

هر که را رنجی دهی خود راحتی است

زان به تاریکی گذاری بنده را

تا ببیند آن رخ تابنده را

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند

 تاکه با عشق تو پیوندم زنند

من میخوانم:

نور است همه نور خدا خامنه ای

خورشید علی را تو علی آینه ای

گقتم که تویی آیه ای از سوره حق

حقی همه، ای ماه تو یک آیه نه ای 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بعد از 64 روز زندگی در جنگلهای گلستان و آمدن به تهران تا شنبه دوم مهر ماه این جانباز عزیز به همراه خانواده محترمشان در کنار خیابان و در چادر اقامت داشتند. سپس به امید اینکه شاید بتواند فرزندانش را به مدرسه بفرستد به گرگان بازگشته و در خانه یکی از اقوام ساکن شدند. برای پیگیری و به امید اینکه فریادش به فریادرسی برسد به تهران باز خواهد گشت.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

 

جانبازی که آبرویش را خرج میکند تا گرسنه نماند. جانبازی که شرمنده زن و بچه شده است. جانبازی که التماس می کند...وای برما...وای برما...حاشا به غیرتمان اگر قدم از قدم برنداریم...یک روز سینه اش را سپر کرده بود تا اسلام بماند. امروز سینه اش را شرحه شرحه کرده تا گرسنه نماند....بشنوید شرح حال تاج سرمان را که خونش خاک قدمهایمان شده است...خاک پای فرزندانش بر سرمان که امسال ماه مهر ندارند...

اگه یه جو غیرت داریم حداقل زنگ بزنیم و دلجویی کنیم...اگه مردیم به اندازه توانمون کمک کنیم...

قلب امام زمان خونه...به خدا قلب آقا خونه...

جانباز شیمیایی محمد رفیعی نژاد با زن و بچه تو خیابون چادر زدن و من و تو بشینیم تو خونه و دم از انسانیت بزنیم..وای برما...

به نام خدا

سلام...اینجانب محمد رفیعی نژاد مجروح شیمیایی اعصاب و روان در سال 64 در عملیات والفجر هشت شیمیایی شدم. بعد از سالها در سال 86 در کمیسیون بدوی سپاه مجروحیتم تایید شد و به کمیسیون عالی پزشکی سپاه معرفی شدم مجروحیتم احراز شد. با گواهی مجروحیت صورت سانحه و تایید پزشکان متخصص و یگان اعزام کننده همراه مدارک پزشکی به بنیاد شهید و امور ایثارگران معرفی شدم. در کمیسیون احرازبنیاد جانبازی شیمیایی و اعصاب و روان احراز شدو به کمیسیون تعیین درصد جانبازی معرفی شد. بعد ازدو سال انتظار در نوبت کمیسیون هیچ درصدی به من تعلق نگرفت. در چند بار اعتراض هم نتیجه نگرفتم.چندین بار هم به من گفتن پیگیری نکن.مدارک همزمان مجروحیت نداری. به سپاه مراجعه کردم گفتند که رای کمیسیون عالی داری بنیاد دارد تخلف میکند، پیگیری کنید. ولی تا به امروز هیچ نتیجه ای نگرفتم.چندین سال است توان کار و فعالیت را از دست دادم.متاهلم، دو فرزند دارم، بیکارم، بیمه نیستم، درآمدی ندارم، مستاجرم. هرچه داشتم در این سالها هزینه درمان و زندگی شد. حتی مجبور شدم بخش زیادی از لوازم زندگی رابفروشم. برای گذراندن زندگی چهار سال و چند ماه است که نتوانستم اجاره بدم و بدهکار شدم. بهمن ماه سال 89 با کمک........توانستم بخشی از بدهی اجاره های عقب افتاده را بدهم.ولی چون توان تسویه حساب کامل را نداشتم و نمیتوانستم اجاره بدم صاحب خانه ما را جواب کرد. توان اجاره محل دیگری را نداشتم. ناچار شدم از تاریخ 12/4/90 در حاشیه شهر گرگان چادر بزنم. دو ماه هست که همراه خانواده ام مجبور شدیم در بدترین شرایط در چادر زندگی کنیم و تا به امروز با اینکه اطلاع رسانی کردم و حتی چند بار از بنیاد و استانداری تماس گرفتن آدرس محلی که چادر زدیم را گرفتن ولی هیچ خبری نشد. و هیچ مسئولیبه مشکل ما رسیدگی نکرد. چند سایت و وبلاگ وضعیت ما را اطلاع رسانی کردند ولی هیچ خبری نشد. و هیچ مسئولی رسیدگی نکرد. در طی این سالها بارها به ریاست محترم جمهوری، سپاه، بنیاد، استانداری، فرمانداری نامه و تقاضا نوشتم ولی اثری نداشت.بارها حضوری رفتم ولی رسیدگی نشد و فایده ای نداشت.

 از اینکه در دفاع مقدس حضور داشتم افتخار میکنم. به آرمانهایم پایبندم.

 رهبرم را دوست دارم. وطنم را دوست دارم و از اینکه به خاطر دفاع از

دین و ناموس و وطن آسیب دیدم افتخار میکنم.

ولی شرمنده همسر و فرزندانم هستم.

زندگی در این شرایط بد جسمی و روحی در فقر و در یک

چادر و در آوارگی را زیاد نمیتوان تحمل کرد. امام (ره) فرموده بودند نگذارید پیشکسوتان جهاد خون شهادت در پیچ و خم زندگی به فراموشی سپرده شوند. روزی نظام مقدس زمینه حضورم را در دفاع مقدس مهیا کرد. حالا هم نیازمند حمایت هستم.از کسی طلبکار نیستم. ...زندگی در این وضعیت حق ما نیست.مشکل مسکن.معیشت و درمان

دارم.خواهشمندم قبل از اینکه بیشتر از این خود و خانواده ام آسیب ببینیم.

 بفریاد ما برسید. از آوارگی نجاتمان بدهید.

والسلام

 

دعاگوی شما مجروح شیمیایی اعصاب و روان.محمد رفیعی نژاد.شماره تماس09358983080

 

شما را به جان مادرمون فاطمه زهرا قسم میدم هر کاری از دستتون برمیاد انجام بدید.

برید تو مسجد پول جمع کنید.زنگ بزنید دلجویی کنید.خودتون کمک کنید.

به خدا روی پل صراط جلومون رو میگیرن...اصلا به فکر مسئولین نباشید.

این یه امتحانه برای ما...بذارید مسئولین توی درد بی دردی بمیرن...

التماستون میکنم نگید نمیتونیم کاری بکنیم...تا همین قدرشم که باعث شدیم یه مرد اینطوری خودشو بشکنه و شرمنده زن و بچش بشه و التماس کنه باید بمیریم...ای خدااااااااااااااااا غلط کردیم...

شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۰۴۰۲۰۶۳۹۷

شماره حساب    ۰۳۰۰۲۱۱۶۳۶۰۰۹ 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
 

خاک مرا بین که ز روح خدا،جان بگرفتست و گلستان شدست

 

قلعه چشم همه دشمنان، خاک به سرگشته و ویران شدست

*****

بشکند آن دست که از غرب پست ، تاج خیانت بسر آورده بود

 

با نفس روح خدا خاک من، پاک ز اهریمن و شیطان شدست

...

 


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,

 

هان ای امام خامنه ای بر تو صد سلام

 

شد آسمان و مهر و مه و بحر فرش گام

 

چون قند لب بدیدم و لعلت چو گل شکفت

 

یکجا فروختم همه جان و تبار و نام

 

...


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,

صدبار شدی عاشق و عیار نبودی   صد یار گرفتی تو، نه آن یار نبودی

عشقش به دل انداز و لبت  را به لبش ده     در عالم مستی به از این کار نبودی

صدبار طبیب آمد و حال تو نظر کرد     چشمش تو  ندیدی چو تو بیمار نبودی

خرماست همه نخل علی شاه  ولایت    فقرت همه اینست که تمار نبودی

در راه ولایت نبود گرد و غباری         گمراه کسی کز پی عمار نبودی

سنگین بود ار ،دست ولایت به سرتو      برخیز و بدان لایق این بار نبودی

دین صوم و صلاتست و اگر حج و زکاتست  بی رکن ولایت همه این چار نبودی

دل صید علی خامنه ای کردی و دیدی    دیگر نه اسیر و نه دلا   وار نبودی


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,

  بسم الله الرحمن الرحیم

 السلام علیك یا رسول الله

 برادران و خواهران عزیز، مردم قهرمان ایران انقلابی، امروز ما در یكی از حساس ترین فرازهای تاریخ اسلام بسر می بریم. درك زمانی كه در آن زندگی می كنیم یكی از رسالتهای بسیار مهمی است كه بر دوش تك تك ما قرار گرفته این رسالت مكتبی ماست كه امروز پس از گذشت قرنها مجدداً به تاریخ اسلام بازگشت می كنیم و حماسه های عظیم تاریخ صدر اسلام را بار دیگر در صحنه زمان زنده می نمائیم...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

و اما حجاب...

مسئله ای که سالهاست ذهنم رو به خودش مشغول کرده و قلبم رو مجروح...

مسئله ای که بواسطه اون از دو جهت ناراحت میشم...اول از سمت افرادی که این واجب الهی رو ترک کردن و مرتکب منکر میشن...اما بیشتر از اون کسانی که مشوق حجاب هستن و با مسئله بدحجابی برخورد میکنن و به عبارتی قصد دارن نهی از منکر کنن...تعجب نکنید...وقتی جهل برخی مسئولین رو می بینم و مدیرانی رو مشاهده میکنم که بودجه های بیت المال رو حیف و میل میکنن و به عبارتی صد منکر انجام میدن تا به قول خودشون یک نهی از منکر انجام بدن میخوام خودم رو آتیش بزنم...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,
کمپوت گوجه!!!
به قلم:دلاوار 09:31 ب.ظ
داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه  هو یه خمپاره اومد و بوممممم.....
نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین دوربینو برداشتم رفتم سراغش .بهش گفتم تو این لحاظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو...
در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت :من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم .اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستش و اون کاغذ روشو نکَنید.
بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزون پخش بشه ها؛ یه جمله بهتر بگو برادر...
با همون لهجه اصفهونیش گفت: اخوی آخه نمی دونی که، تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده...
 

البته این عکس مربوط به مطلب بالا نیست...اما بی ربط هم نیست!!!

مأخذ:

فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان و همراهان گرامی سلام،‌ وقتتون به خیر

حسب الامر دوستان تصمیم گرفتم تا تفصیلی راجع به پست قبلی که راجع به جهاد اقتصادی بود خدمتتون ارائه بدم.

در قسمت قبل خدمتتون عرض کردم که انقلاب اسلامی با این مبنا شکل گرفت که شروع نهضتی باشد برای ورود اسلام به عرصه ها و ساحتهای مختلف جامعه در ابعاد فردی و اجتماعی آن. ۲۲ بهمن روزی بود که این پروژه مبارک کلید خورد و آغاز حرکتی عظیم شد تا زمینه ساز باشد برای حکومت جهانی اسلام به دستان مبارک امام عصر ارواحنا فداه. می توان انقلاب اسلامی را در ابعاد مختلفی بررسی کرد و حرکت با نشیب و فراز آن را که البته همواره رو به جلو و با پیشرفت همراه بوده را به ریز انقلابهای دیگری تقسیم نمود. انقلابهایی که در هم تنیده بوده و این تقسیم بندی به سبب سهولت کار و بیان دقیق تر این مسئله است:

۱. انقلاب سیاسی: انقلاب سیاسی در ایران را شاید بتوان گفت پیش از ۲۲ بهمن و در ۲۶ دیماه ۵۷ با فرار شاه شروع شد و با حرکت مردمی در بهمن ۵۷ و پس از آن انتخابات ۱۲ فروردین ۵۸ و رای دادن به جمهوری اسلامی گام اساسی در راستای تشکیل حکومت اسلامی که مبنای آن مردم سالاری دینی است را برداشت. برگزاری انتخابات متعدد، عزل و نصب ها، تغییرات ساختاری در نظام سیاسی کشور و مهم تر از همه تدوین و تصویب قانون اساسی یکی پس از دیگری قطعات پازل انقلاب سیاسی را در ایران تکمیل کرد و البته هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله هست!؟

۲. انقلاب فرهنگی: فرهنگ به عنوان رکن اساسی نظام اسلامی از همان ابتدا در دستور کار انقلاب و امام قرار گرفت و تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی از گامهای نخست در زمینه ورود انقلاب به عرصه فرهنگ بود. بحثهایی چون اسلامی کردن دانشگاه ها و بعد از امام در دوره رهبری مقام معظم رهبری عناوینی چون شبیخون فرهنگی،‌مهندسی فرهنگی و ...در راستای انقلاب فرهنگی مطرح شد که ضعف حرکت در این عرصه بر هیچ کس پوشیده نیست.

۳. انقلاب اجتماعی: انقلاب اجتماعی و یا شکل گیری جامعه ای واحد،‌با اهداف مشترک و یکرنگ و یکدل که ازطرفی نظام حاکم خود را قبول داشته و از سوی دیگر نسبت به نظام پیش از خود احساس برتری می کنند در ایران شکل گرفت و مهمترین عامل آن ۸ سال دفاع یکپارچه مردم ایران در برابر دشمن واحد و خارجی بود. مباحثی چون اتحاد ملی و انسجام اسلامی،‌وحدت کلمه و شعارهای اساسی که مقام معظم رهبری از سال ۷۸ به عنوان شعار سال مطرح کردند از جمله سال امام خمینی رحمت الله علیه و سال پیامبر اعظم و امام علی علیهما السلام و ...شعارهای اساسی بود که نشان از...

راهپیمایی های گسترده و مراسمات بزرگ مذهبی نبز از پتانسیل های بالفعل شده بسیار عالی در جهت حرکت این انقلاب بوده و هستند.

۴. انقلاب علمی: شرط لازم برای هر حرکتی شناخت و علم کافی نسبت به تمام جوانب حرکت می باشد. شناخت وضعیت موجود،‌وضعیت مطلوب و ترسیم الگوی تغییر بدون شک نیازِ هر حرکتی است که می خواهد به سلامت و با حداکثر سرعت و اطمینان به مقصدش برسد.

تولید علم،‌نهضت نرم افزاری و مرجعیت علمی از کلید واژه های این انقلاب بوده که در سالهای اخیر سرعت رو به رشد آن طبق آمارهای غربی ها ۱۱ برابر میانگین جهانی است و سال ۸۸ را سال رنسانس علمی در ایران نامیدند. مباحثی چون اسلامی کردن دانشگاه ها،‌کرسی های آزاد نظریه پردازی و آزاد اندیشی،نوآوری و شکوفایی و....گامهای بزرگی بودند که در سالهای اخیر به یک گفتمان نیز تبدیل شدند.

۵. انقلاب اقتصادی: (مقاله ای با این موضوع در سایت سیاست ما از حقیر به چاپ رسیده که برای مشاهده اینجا کلیک کنید)


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,دل نوشته های اقتصادی,
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عزیز و همراهان گرامی سلام علیکم
در پست قبل به این نکته اشاره شد که حرکت موجود و سیاستهای اقتصادی در حال اجرا در راه رسیدن به (یاء) اقتصاد سرمایه داری ای است که الفش را دولت آقای هاشمی گفت و سینش را آقای خاتمی.
این سیاست ها برگرفته از نظام حاکم بر اقتصاد جهانی است و همسو با ادبیات اقتصاد سرمایه داری سروده شده اند. در پایان قسمت قبل و در ابتدای این قسمت به این موضوع خواهیم پرداخت که آیا می توان با قیود و شعارها اثرات این سیاستهای اقتصادی را کنترل کرد و آیا اصولا چنین دغدغه ای برای متولیان این امور وجود دارد و اندیشه ای در این فضا تولید می شود یا نه؟
استاد ترکشدوز در ادامه بحث به  این نکته اشاره کرده اند که:
اما باری! اجازه دهید از این اشکال صرفه نظر کنیم  و فرض کنیم که سیاست و فرهنگ ما  در مقابل لیبرالیزم نفوذ ناپذیرند ، با این وصف ، مطرح کنندگان این توجیه، توجه نکرده اند که" واقعیتها سرسختند" و تبعات سوء اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی یک سلسله سیاستهای خاص اقتصادی  ،مستقل از خواست خیر متولیان امر  تحقق خارجی خواهد یافت. مگر اینکه تضمینهای موثری در مقابل سرمایه داری ،در سیاستهای واقعا" موجود اقتصادی موجود باشد ؛ که ظاهرا" موجود نیست .
به عنوان مثال اگر یارانه برداشته شد قیمت کالا بالاتر از آنچه باید برود می رود(انتظارات تورمی). اینکه فکر کنیم می توانیم با امر و نهی و ارشاد جلوی این افزایش قیمت را بگیریم خیالی است باطل. همانطور که می گوییم چون قیمت ها پایین است هدر رفت منابع وجود دارد و نمی توانیم جلوی آنرا با کار فرهنگی صرف بگیریم و باید قیمت ها واقعی باشد خود اعتراف به این امر است. (مباحث دیگری در رابطه با اثرات این سیاست وجود دارد که انشاء الله در پست های بعدی خدمتتان ارائه خواهم داد)..
اما ایشان در ادامه مطلب آورده اند:
(بد نیست لحظه ای هم که شده توقف کنیم و تبعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سیاستهای اقتصادی بعد از جنگ را در ذهن مرور کنیم .فراموش نکنیم که پسا دوم خرداد ریشه در پیشا دوم خرداد داشت !
این عبارت انسان را به فکر فرو می برد و خوب است به آن زمان نگاه دقیق تری داشته باشیم. کافی است به سراغ روزنامه های حامی دولت در ابتدای دولت جناب آقای هاشمی برویم (مثلا روزنامه کیهان) و مطالب آن را مقایسه کنیم با مطالب اکنون آن. در آن زمان هم همین وعده و وعیدهایی که در حال حاضر در این روزنامه ها داده می شود، داده می شد که تورم کنترل خواهد شد و هیچ مشکلی وجود ندارد و ...
اگر یادتان باشد در مناظره کذایی سال گذشته آقایان احمدی نژاد و موسوی، رییس جمهور به این نکته اشاره کرد که هم تورم 50 درصد بوجود آمد هم بحرانهای اجتماعی ناشی از آن. (که از آقای موسوی پرسیدند که در آن هنگام شما نگران نشدید و احساس خطر نکردید.)
اکنون نیز همان بحث را می توان به میان آورد و گفت چه تظمینی است که می توان این اثرات را کنترل کرد. اینکه یک بحران اجتماعی بوجود آید و بعد آن را کنترل کنیم با هزینه های بسیار زیادی که خواهد داشت دیگر ارزشی ندارد. هنر این است و اصل بر این بوده و هست که نگذاریم کار به اینگونه جاها برسد. وقتی شما این سیاست را دربست حمایت کردید آنگاه این می شود که شما نخواهید توانست نارضایتی مردم را در مورد سختی های آن و اثراتش مدیریت، کنترل و پیشگیری کنید.
استاد ترکشدوز در ادامه این مقاله آورده اند:
همانطور که پیش از این آمد در این نوشته پای هیچ انتظار نامعقول و اتو پیستی در میان نیست  ؛ یعنی انتظار نداریم که در مقیاسهای کوتاه مدت یا حتی میان مدت  شاهد نابودی کامل  سر مایه داری در میهنمان باشیم ،اما این انتظار هست که داعیه داران عدالت برنامه گذار از سرمایه داری داشته باشند تابتوان در بازه های زمانی مشخص چند و چون عملکردشان را با توجه به آن برنامه سنجید و ملاحظه کرد که تاچه میزان توانسته اند مناسبات سرمایه دارانه را از عرصه زیست اجتماعی عقب برانند. اما افسوس که نه تنها آن برنامه ( دقت بفرمائید "برنامه"!)در میان نیست که  در همین برنامه ها و سیاستهای موجود  و مثلا" برنامه پنجم توسعه به قواعد و اصولی که رنگ کاپیتالیستی آنها قابل انکار نیست و پس از جنگ نیز  راهنمای دولتهای وقت بود( اما تجری عملیاتی کردن آن را به تمامی نداشتند، اما به هر تقدیر آثار سوء آنرا متحمل شدیم) راه داده شده است   ( با این وصف  معلوم نیست که دعوای مدیریت قوه مجریه با آقای  هاشمی بر سر چه بوده و هست ؟)این سوال هم بی راه نیست که آیا حاصل آنهمه محاسن ادعائی که مسئولین محترم در وصف انحلال سازمان برنامه  بیان می داشتند چنین برنامه ای بود ؟کجا شاهد تفاوتی چشمگیر و موثر  میان جوهره این برنامه با برنامه های اول و دوم  هستیم  ؟باز هم جای شکرش باقی است که جریانی در مجلس در برخی مواضع ( و فقط برخی مواضع) برنامه ارائه شده از سوی دولت را تعدیل و اصلاح کرده است !
 
نکته اساسی در این قسمت این است که اگر شعار می دهیم که نظام سرمایه داری در حال نابودی است و اعتقاد داریم نظام های غیر الهی نابود شدنی اند آیا اگر همان نظام در میهن خودمان باشد دیگر غیر الهی و نابود شدنی نیست. همین که نام نظام ما نظام جمهوری اسلامی است کافی است تا هر حرکتی به هر سمتی داشته باشیم و نهادها و ترتیبات و مناسبات را به هر شیوه ای که می خواهیم و می پسندیم پیش ببریم. مسلما اگر قرار است حرکت ما در جهت نهضت اسلامی که در 22 بهمن 57 جان دوباره گرفت و حرکتش را دوباره شروع کرد باشد باید علاوه بر سیاست و ظاهر نظام باطن نظام و نظامات اجتماعی اقتصادی و فرهنگی نیز در این حرکت همسو با آرمانها و اهداف اصلی نظام که گوشه ای از آن در قانون اساسی آمده و حضرت امام خمینی رحمه الله علیه برای ما ترسیم فرموده اند و اسلام مبنای اصلی و سنجه نهایی آن است شود. نمی شود که از یک طرف شعار اقتصاد اسلامی و تولید علم بومی سر دهیم و از طرف دیگر طبق سیاست هایی که بر اساس مبانی سکولار غرب نوشته شده پیش رویم.
اینکه ما باید برنامه گذار از سرمایه داری داشته باشیم تازه قدم اول است و به عبارتی (لااله) توحید است. (الا الله) اش مانده. اینکه بگوییم حال که نمی دانیم چه کار کنیم باید آن کاری را بکنیم که می دانیم اشتباه است نه از باب اضطرار قابل توجیه است و نه از هیچ باب عقلی. وقتی نمی دانی باید سعی کنی بدانی.
نکته دیگر هم اینکه وقتی خوب نگاه کنیم خواهیم دید تفاوت چشمگیری میان وضعیت اقتصادی پیش از انقلاب بعد از انقلاب قبل از جنگ بعد از جنگ بعد از دوم خرداد و حال حاضر آن نخواهیم دید. اینکه انقلاب در اقتصاد وارد نشده امری است که نیازی به توضیح ندارد اما اینکه چرا ما برنامه ای برای این هدف نداریم سوالی است که نیازی به پاسخ جدی دارد.
ضرورت مشخص کردن رابطه بسته سیاستی در حال اجرا، با سیاستهای کاپیتالیستی از سوی مسئولین  ، آنگاه نُمود بیشتری خواهد داشت که برخی از مسئولین خارج از قوه مجریه ، طی ماه‌های نخست سال 86 مضمون سیاستهای ابلاغی را فراتر از خصوصی سازی دانسته و اظهار داشتند که بند «الف» سیاستها که ناظر به آزادسازی اقتصادی است و متأسفانه بحث کمتری در مورد آن صورت گرفته، نسبت به بند «ج» که ناظر به واگذاری اموال عمومی است، در نظر ایشان دارای اهمیت بیشتری می‌باشد.
در اینچنین شرایطی، مدافعان مجموعه سیاستهای در حال اجرا ، چه تضمینی دارند که با اوصاف پیش‌گفته، حاکمیت سرمایه بر مقدرات کشور را پیش رو نداشته باشیم؟ آیا مغفول گذاردن این پرسش از سوی تقریباً تمامی جریانهای سیاسی، از پوزیسیون گرفته تا اپوزیسیون، نمایانگر ویژگی خاص برخی رویاروییها و جناحبندی‌ها در میهن ما نیست؟
جدا از تمام این مطالب اینکه ما یک سیاست اقتصادی را در حد اصول دین بالا برده و از آن حمایت کنیم و هیچ آثار منفی در آن نبینیم و برنامه ای جهت جلوگیری از آن آثار منفی نداشته باشیم و حتی فکر این را هم نکنیم که ممکن است این سیاست اشتباه باشد و یا باید به شیوه ای دیگر فکر کرد که مورد تایید اسلام و در راستای اهداف و آرمانهای انقلاب باشد نه اهداف و آرمانهای نظام کاپیتالیزم.
ادامه دارد...

فصل : نهضت اسلامی احیاء,انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,

بسم الله الرحمن الرحیم

بدون شرح:

اینكه بنده درباره‌ى علوم انسانى در دانشگاه‌ها و خطر این دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانى‌اى كه امروز رائج است، محتواهائى دارد كه ماهیتاً معارض و مخالف با حركت اسلامى و نظام اسلامی است؛ متكى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران مى‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد كشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. حوزه‌هاى علمیه و علماى دین پشتوانه‌هائى هستند كه موظفند نظریات اسلامى را در این زمینه از متون الهى بیرون بكشند، مشخص كنند، آنها را در اختیار بگذارند، براى برنامه‌ریزى، براى زمینه‌سازى‌هاى گوناگون. پس نظام اسلامى پشتوانه‌اش علماى دین و علماى صاحب‌نظر و نظریات اسلامى است؛ لذا نظام موظف به حمایت از حوزه‌هاى علمیه است، چون تكیه‌گاه اوست.

ممكن است یك معناى غلطى از تحول اراده بشود و فهم بشود، كه حتماً باید از آن پرهیز كرد. تحول به معناى رها كردن شیوه‌هاى سنتىِ بسیار كارآمد حوزه در تعلیم و تعلم و تبدیل این شیوه‌ها به شیوه‌هاى رائج دانشگاهىِ امروز نیست؛ اینچنین تحول و تغییر و دگرگونى‌اى غلط اندر غلط است؛ این عقبگرد است.

 امروز شیوه‌هاى گوناگون سنتىِ قدیمى ما دارد در دنیا شناخته میشود؛ بعضى یا از روى تقلید یا از روى ابتكار دارند همین شیوه‌ها را رائج میكنند. ما شیوه‌هاى دانشگاهى خودمان را كه برگرفته و نسخه‌نویسى‌شده‌ى از شیوه‌هاى قدیمى غربى است، بیاوریم در حوزه حاكم كنیم؛ نه، ما این را تحول نمیدانیم. اگر چنین دگرگونى‌اى رخ بدهد، قطعاً ارتجاع و عقبگرد است؛ این را قبول نداریم. ما در حوزه‌ى علمیه شیوه‌هاى بسیار خوبى رائج داریم، از قدیم معمول بوده؛ شیوه‌ى انتخاب آزادانه‌ى استاد به وسیله‌ى طلبه. طلبه وارد حوزه كه میشد و میشود، میگردد استاد مورد قبول و مورد علاقه‌ى خودش را پیدا میكند، به درس او میرود. اساس كار طلبگى، فكر كردن و دقت كردن و مطالعه كردن است، نه حفظ كردن. حفظ‌محورى، همان چیزى است كه امروز بلاى تعلیم و تربیت جدید ماست و ما مدتهاست كه داریم با آن مقابله و مبارزه میكنیم و هنوز هم روبه‌راه نشده است و باید روبه‌راه شود. در حوزه، اساس سنتى ما بر پایه‌ى فكر كردن است.

یكى از چیزهائى كه در تحول مثبت حتماً لازم است، این است كه ما خودمان را و تلاش و فعالیت علمى خودمان را با نیازها منطبق كنیم. یك چیزهائى هست كه مردم ما به آنها احتیاج دارند، پاسخش را از ما میخواهند؛ ما باید آنها را فراهم كنیم. یك چیزهائى هم هست كه مردم احتیاجى به آنها ندارند؛ زیاد كار شده، زیاد تلاش شده؛ خودمان را سرگرم آنها نكنیم. اینها خیلى مسائل اساسى و مهمى است.

 ما از دانشگاه‌ها میخواهیم كه فعالیت خودشان را با نیازهاى جامعه تطبیق دهند. با دانشگاه، با اساتید، با دانشجوها كه مواجه میشویم، این را مكرر از اینها میخواهیم؛ میگوئیم رشته‌هاى علمى‌تان را بر نیازهاى جامعه منطبق كنید، ببینید چه لازم داریم. این در مورد حوزه‌ها به طریق اولى‌ صادق است.

سخنرانی مقام معظم رهبری(مدظله­العالی)

در جمع طلاب فضلا و اساتید حوزه علمیه قم

1389/7/29


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

 

سخنان زیادی راجع به ولایت فقیه از زبان افراد مختلفی شنیده اید. شاید مهم ترین منبع استناد افراد برای دفاع از نظریه ولایت فقیه سخنان امام خمینی (ره) باشد.علی ای حال در این پست متنی رو در اختیارتون قرار میدهم که در  اون بحثی پیرامون ولایت فقیه بین امامین عادلین خمینیین بوجود آمده و در جریان این مذاکرات مطالب ارزشمندی ثبت شده است.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بسم الله الرحمن الرحیم

بالاخره بعد از گذشت 1 سال خلاصه ای از مشاهدات مستقیمم از فعالیت های خیابانی بعد از انتخابات رو آماده کردم که در خدمتتون می گذارم.

اما مشاهدات من ....

بسم الله الرحمن الرحیم

24 خرداد 1388 تهران (مسجد دانشگاه):

حدود ساعت 10 بود و تازه رسیده بودم دانشگاه رفتم طرف مسجد نماز بخونم که دیدم مسجد شلوغه و بچه ها بعد از نماز انتهای مسجد دور هم جمع شدن. رفتم نماز خوندم و برگشتم که ببینم چه خبره دیدم دو تا از بچه ها با صورت زخمی و چهره برآشفته دارن صحبت می کنن.

- بحث از اعتراض خیابونی و شعار و این حرفها گذشته اگر بفهمن این طرفی هستی ممکنه به راحتی کشته بشی.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

از هالیوود تا احمدی نژاد و فراماسونرها و آنچه باید درباره صهیونیزم بدانید را در وبلاگ صهیون پژوه ببینید. مدیر وبلاگ از مردهای گل این روزگاره که از خطه یزد در قم مشغول به تحصیل و فعالیته. حلوای تنترانیه...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، قرار گرفتن عید نوروز با چنین ارزشهای والایی به عنوان آغاز سال نو در میان برخی ملتها را یك امتیاز برای آن ملتها برشمردند و افزودند: با وجود آنكه عید نوروز یك جشن ملی است و جزو اعیاد دینی محسوب نمی شود اما در روایات متعددی از نوروز تجلیل شده و به همین دلیل نوروز فرصتی برای یاد خدا و اظهار عبودیت انسانها در مقابل پروردگار شده است.

ایشان خاطرنشان كردند: بر همین اساس در ایران بنا بر یك رسم دیرینه، مردم به هنگام روز نوروز و لحظه تحویل سال، در اماكن زیارتی و عبادتگاهها حضور می یابند و از خداوند خیر و بركت و سالی نیكو، طلب می كنند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ثبت بین المللی عید نوروز تأكید كردند: این ثبت جهانی در واقع می تواند نوعی انتقال فرهنگ و هدیه از جانب ملتهایی كه نوروز را گرامی می دارند به ملتهای دیگر به ویژه غرب باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در شرایطی كه متأسفانه جریان فرهنگی همواره از غرب به شرق است، ثبت بین المللی نوروز فرصت

 انتقال و صدور ارزشهای والای فرهنگی شرق به ملتهای غربی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأكید بر اینكه ملتهای منطقه می توانند یك مجموعه با ارزش و والای فرهنگی تشكیل دهند، افزودند: جمهوری اسلامی ایران از تقویت روابط و همكاریها میان كشورهای منطقه و همسایه كه دارای فرهنگ مشترك هستند، استقبال می كند و پیشرفت و ارتقای هریك از كشورهای همسایه را به سود خود و مایه سرافرازی می داند.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

آیا من هم شامل صحبت آقا می شم...؟

لزوم کار بومی و اسلامی درحوزه علوم انسانی

   فرازی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار اساتید دانشگاه ها (8/6/88)

************

...طبق-آنچه-به-ما-گزارش-دادند-در-این-مجموعه-عظیم دانشجویی کشور که حدود سه ونیم میلیون در دانشگاه های دولتی، آزاد و پیام نور و بقیه دانشگاه های کشور دانشجو داریم، طبق آن چیزی که به من گفته شده است، حدود دو میلیون نفر از اینها دانشجوی علوم انسانی هستند. این به یک صورت انسان را نگران می کند!

ما در زمینه علوم انسانی، کار بومی و تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟! کتاب آماده در زمینه های علوم انسانی مگر چقدرداریم؟! استاد مبرزی که معتقد به جهان بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه شناسی یا روانشناسی با مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم که این همه دانشجو را برای این رشته ها می گیریم؟! این نگران کننده است!

 بسیاری از این علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی هستند که مبنایش مادی گری است مبنایش حیوان انگاشتن انسان است. عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است. نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است.

این علوم انسانی را ترجمه کنیم؛ آنچه را که غربی ها گفتند و نوشتند عینا همان را بیاوریم و به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع با این کار شکاکیت و تردید و بی اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزش های خودمان را در غالب های درسی به جوانها منتقل خواهیم کرد. این چیز خیلی مطلوبی نیست این از جمله چیزهایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد...


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اول و قبل از هر چیز بخونید متن بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولین صنعت خودرو را(در ادامه مطلب).

بعد به این سوال ها پاسخ بدید:

1. اگه همه اساتید دانشگاهی از بالا تا پایین تا حالا می گفتند که باید تعرفه خودرو بیاد پایین و واردات اون آزاد بشه و مجلس هم با اون اقتصاد دان های با سوادش هم این کار رو کرد، مشکل کجاست که رهبری میگه دارید اشتباه می کنید؟

الف- رهبری بدون آگاهی و علم صحبت کردند؟

ب- اساتید دانشگاه و اقتصاددان های ما روی علم و آگاهی حرف نمی زنند؟

ج- من و شما نمی فهمیم؟

د- موضوع چیز دیگری است؟


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

 اولویت اصلاح فرهنگی

اگر بخواهید ملت شما نجات پیدا كند نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاه‌ها باید طرح بشود… رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگی است. صحیفة امام (ره)/ ج 10/ ص 356

فرهنگ صحیح، ملت را می‌سازد

در هر صورت، آن چیزی كه ملت‌ها را می‌سازد فرهنگ صحیح است. آن چیزی كه دانشگاه را بارور می‌كند كه برای ملت مفید است، برای كشور مفید است، آن عبارت از آن محتوای دانشگاه است، نه درس است. صنعت ما عدای ایمان فساد می‌آورد، علم ما عدای ایمان فساد می‌آورد، اِذا فَسدَ العالِم فَسدَ العالَم.([1]) هرچه علم بیشتر شد، فسادش هم بیشتر است. صحیفة امام (ره)/ ج 17/ ص 153

اتكاء بر فرهنگ و اصالت خویش

… و من امیدوارم كه جوان‌های ما، اساتید ما، اساتید دانشگاه ما، همة نویسندگان ما، روشنفكران ما همه بیدار بشوند، متوجه بشوند كه غفلت‌ها شده است. تا حالا اغفالمان كردند، مغزهای ما را عوض كردند … یك دسته‌ای منافعشان را به این دیدند كه غربی‌ها در اینجا حكومت بكنند، یا امثال این خائن‌ها بیایند سركار، آنها نمی‌خواهند. اما آنهایی كه این‌طور نیستند، آن دسته از نویسنده‌ها، از روشنفكرها، از اساتید دانشگاه، از معلمین، از سایرین كه این‌طور نیستند … باید فكر این معنا باشند كه ما خودمان انسانیم، ما خودمان فرهنگ داریم، ما خودمان می‌توانیم تربیت و تعلیم كنیم، می‌توانیم كار انجام بدهیم و مشغول بشویم … صحیفة امام (ره)/ ج 10/ ص 439

 ذلت یا عظمت یك ملت در گرو فرهنگ

[فرهنگ] بزرگترین مؤسسه‌ای است كه ملت را یا به تباهی می‌كشد یا به اوج عظمت و قدرت می‌كشد

تأثیر فرهنگ بر انسان ها

فرهنگ مبدأ همة خوشبختی‌ها و بدبختی‌های ملت است. اگر فرهنگ ناصالح شد، این جوان‌هایی كه تربیت می‌شوند به این تربیت‌های ‌فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد می‌كنند. فرهنگ استعماری، جوان استعماری تحویل مملكت می‌دهد. فرهنگی كه با نقشة دیگران درست می‌شود و اجانب برای ما نقشه‌كشی می‌كنند و با صورت فرهنگ می‌خواهند تحویل جامعة ما بدهند، این فرهنگ، فرهنگِ استعماری و انگلسی است. و این فرهنگ از همة چیزها، حتی از این اسلحه این قلدرها بدتر است. این قلدرها اسلحه‌شان بعد از چند وقت می‌شكند، و حالا هم شكسته، اما وقتی فرهنگ فاسد شد، جوان‌های ما كه زیر بنای تأسیس همه چیز هستند از دست ما می‌روند و انگل بار می‌آیند، غربزده بار می‌آیند… اگر فرهنگ فرهنگ صحیح باشد جوان‌های ما صحیح بار می‌‌آیند. اگر فرهنگ فرهنگ حق باشد، فرهنگ الهی باشد، فرهنگی باشد كه برای منفعت اهل ملت، برای منفعت مسلمین باشد، این افرادی كه می‌بینید كه الان سر كار هستند، اینها از آنها بیرون نمی‌آمد. فرهنگ ما یك فرهنگ استعماری است، فرهنگ ما در دست صٌلَحا نیست، صالح اداره‌اش نمی‌كند. صحیفة امام (ره)/ ج 3/ ص 306

مفهوم فرهنگ

فرهنگ، اساس استقلال كشور

… فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یك ملت است، اساس استقلال یك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده‌اند كه فرهنگ ما را استعماری كنند. كوشش كردند كه نگذارند انسان پیدا بشود. آنها از انسان می‌ترسند. از آدم می‌ترسند… صحیفة امام (ره)/ ج 7/ ص 57

 مفهوم فرهنگ

… بی‌شك بالاترین و والاترین عنصری كه در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشكیل می‌دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوك و میان‌تهی است.  صحیفة امام (ره)/ ج 15/ ص 243

 استقلال كشور در گرو انسانی های متعدد

فرهنگ می‌تواند حل عقده‌ها را بكند. اگر فرهنگ، یك فرهنگی شد كه انسان بار آورد، متعهد بار آورد، معتقد به یك ماورا بار آورد، معتقد به اینكه اگر این از دیگری باشد این مسئولیت دارد، اگر این دزدی باشد مسئولیت دارد، آنكه اعتقاد به این معنا دارد و ایمان دارد به یك پرده ماورای این عالم، آن است كه می‌تواند مملكت حفظ بكند؛… اینها كه به فرهنگ حمله كردند، به مدارس قدیمه حمله كردند، به دانشگاه‌ها حمله كردند ـ حمله باطنی یا ظاهری ـ اینها می‌خواهند نگذارند از دانشگاه آدم بیرون بیاید، از مدارس قدیمه انسان پیدا بشود. و لهذا جلوی فرهنگ ما را محكم گرفتند كه پیش نرویم. برای اینكه اگر چنانچه از فرهنگ كسانی كه بعد مقدرات مملكت دست آنهاست، از فرهنگ یك اشخاص متعهد و صحیح، بیرون بیایند، كلاه آنها پس معركه است. صحیفة امام (ره)/ ج 7/ ص 432


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

ضرورت طرح اندیشه‏های امام خمینی (ره) درباره توسعه و فرهنگ

در سال های اخیر دانشمندان و صاحبنظران مسائل اجتماعی و فرهنگی، توسعه را ضرورتی اجتناب‏ناپذیر برای كشورهای جهان سوم دانسته‏اند و رسانه‏های جمعی، كتاب ها، مطبوعات و نشریات این كشورها، آئینه اندیشه‏های توسعه گردیده‏اند. انعكاس گسترده اندیشه‏های توسعه، در رسانه‏های جمعی و مطبوعات، ضمن آنكه نشان دهنده اهمیت طرح موضوع توسعه است، همگانی كردن این اندیشه‏ها و اشاعه آن را نیز ضروری می‏سازد. اما همگانی شدن و اشاعه اندیشه‏های توسعه، در كشورهای جهان سوم می‏تواند دارای كاركرد مثبت یا منفی باشد. كاركرد مثبت فراگیر شدن این تفكر آن است كه مردم این كشورها هنگامی كه ضرورت توجه به توسعه را درك كنند، به تدریج برای انجام حركتی عمومی به سوی سازندگی، بسیج می‏شوند.
كاركرد منفی اشاعه اندیشه‏های توسعه، انحراف افكار عمومی، وابستگی و گسیختگی فرهنگی و اجتماعی ناشی از پذیرش اندیشه‏ها و نظریه‏های غیر بومی و استعماری درباره توسعه مربوط می‏شود. غالب نظریه‏های توسعه، در دهه هفتاد میلادی از طرف دانشمندان غربی و یا وابسته به غرب و نظام استكباری حاكم بر جهان ارائه شده است، در نتیجه به طور آگاهانه و عمد و گاهی غیر عمد، برخی نظریه‏های توسعه، عقب ماندگی و وابستگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشورهای جهان سوم به آمریكا و چند قطب صنعتی دیگر جهان را به دنبال داشته است. گاهی نیز آشكارا ارزش های معارض با نظام ارزشی جهان سوم را - كه پذیرش آنها اساسا جز بی‏هویتی و پوچی این ملت ها ره آورد دیگری در پی ندارد - تبلیغ كرده است. الگوی نوسازی، عقیده كسانی كه اندیشه دوگانگی جامعه سنتی و جامعه مدرن را مطرح ساخته‏اند، از جمله نمونه‏های بارز آن دسته از نظریه‏هایی است كه آشكارا، در جهت نفی هویت فرهنگی ملت های جهان سوم تلاش می‏كردند. نظریه دوگانگی جامعه سنتی و مدرن كه اصطلاحا به دیدگاه نوسازی موسوم است، قائل به دگرگونی كامل جامعه سنتی (ماقبل مدرن) به جامعه‏هایی با انواع تكنولوژی، سازمان اجتماعی و فرهنگ مربوط به آن است. جامعه‏ای كه دارای ویژگی هایی نظیر اقتصاد پیشرفته و ثروتمند و از هر حیث نظیر كشورهای غربی است.

به طور كلی این نظریه‏پردازان، طبق سنتی جامعه‏شناختی، به تقسیم‏بندی دوگانه‏ای از جوامع، یعنی جوامع سنتی در مقابل جوامع مدرن پرداخته‏اند، به طوری كه در یك سو با جامعه‏سنتی - نقطه‏ای كه توسعه نیافتگی از آن آغاز می‏شود - و از سوی دیگر با جامعه‏ای مدرن، نظیر جوامع دموكراتیك غربی روبرو هستیم. فرض بر این است كه تمام جوامع، در مرحله سنتی شبیه به هم بوده‏اند و بالاخره این جوامع، همان دگرگونی هایی را از سر خواهند گذراند كه در غرب، اتفاق افتاده است. و به صورت جوامع مدرن درخواهند آمد. و این گذر، از طریق اشاعه فرهنگ، تكنولوژی و نظام ارزش های سرمایه‏داری و یا گسترش نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از نوع غربی به وجود می‏آید دانیل لرنر، رستو، مك كله لند، رایزمن و كسانی كه نظریه خود را مبتنی بر تناقض میان سنت و صنعت مدرن و ماقبل مدرن ارائه كرده‏اند، در نهایت، غربی شدن را تنها راه توسعه قلمداد كرده‏اند. حتی اگر این نظریه‏ها محصول و نتیجه تحقیقات و روش های علمی معتبر باشد، باز بیش از آنكه توسعه و پیشرفت ملی كشورهای جهان سوم را موجب شوند، زنجیره وابستگی جهان سوم به آمریكا را تحكیم و تقویت می‏نمایند. متاسفانه غیر بومی بودن و بیگانگی دانشمندان و عالمان علوم اجتماعی و اقتصادی نظریه پرداز در امر توسعه، باعث گردیده كه مفاهیمی غیر بومی و ارزش های بیگانه با نظام ارزشی كشورهای جهان سوم در این جوامع اشاعه، تبلیغ و در نهایت به آنها تحمیل گردد. از این رو كشورهای جهان سوم علاوه بر مشكل توسعه نیافتگی با مساله جدیدتری به نام توسعه اندیشه‏ها و نظریه‏های غربی و استعماری توسعه مواجهند.

 برای مقابله با این مشكل، حداقل دو راه را می‏توان پیشنهاد و دنبال كرد:

الف- اتخاذ رویكردی انتقادی به نظریه‏های توسعه.

ب- ارائه و تبلیغ دیدگاه ها و اندیشه‏های متفكران مذهبی، ملی، مردمی و بومی.

این‏راه حل در واقع تمهیدی است كه می‏تواند تا حدی ناسازگاری ها و عناصر ناسره اندیشه‏های غیر بومی و بیگانه را آشكار كند و در صورتی كه توطئه‏ای فكری یا فرهنگی در پی اغوای افكار عمومی باشد آن را خنثی سازد. این نظریه‏ها و دیدگاه ها در جامعه، خودآگاهی فرهنگی ایجاد كرده و بینش انتقادی آنان را بیشتر می‏سازد. دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) درباره فرهنگ و توسعه فرهنگی با توجه به ضرورتی كه شرح آن گذشت، یكی از نیازهای اساسی جامعه امروز ماست. اما متاسفانه در سال های اخیر، اكثرا مطبوعات كشور با ترجمه و اقتباس از كتاب ها و مجلات غربی، بیش از گذشته به تبلیغ و اشاعه نظریه‏های غربی توسعه می‏پردازند و از دیدگاه های مذهبی، ملی و شخصیت های بزرگی چون امام خمینی (ره) غافل مانده‏اند. حضرت امام خمینی (ره) با هوش و درایت كم نظیر و الهی، بینش عمیق و شناخت دقیق از مسائل انسانی، اجتماعی و سیاسی، تجربه سال های پر فراز و نشیب از تاریخ و وقایعی كه در این سده در جهان و كشورهای اسلامی رخ داد و با الهام از تعالیم عالیه اسلام و آیات قرآن، به عنوان مرجع جهان اسلام و رهبری بزرگ، با بیانی بلیغ و شیوه‏ای حكیمانه، دردها، مسائل و مصائب كشورهای اسلامی را بیان می‏كرد و راه های نجات و حل مشكلات را توصیه می‏نمود. ایشان غالبا در رهنمودهای خود از ذكر مقدمات و عبارت پردازی های معمول پرهیز نموده و به روح و محتوای مطلب اشاره می‏فرمودند و با ذكر شواهد، مثال ها، اهداف، نتایج و سیاست های كلی، هدایت و ارائه طریق می‏كردند. بنابراین بر اهل قلم و اهل علم است كه این سیاست های كلی، اهداف عالی و ظرایف عمیق را بررسی نموده و باز نمایند. حضرت امام خمینی (ره) در مناسبت های گوناگون، ایده‏ها، خط مشی‏های كلی، اصول و سیاست های كلان و استراتژی دراز مدت كشور و امت اسلامی، بلكه مستضعفان جهان را مطرح می‏فرمود و راه مجد و عزت و عظمت را به انسان های دربند می‏آموخت. در این نوشتار تلاش خواهد شد، تا آنجا كه مقدور است برخی از دیدگاه های آن بزرگ مرد تاریخ توضیح داده شود.

توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره)

مفهوم توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره) از پنج ویژگی زیر برخوردار است:

- جامعیت مفهوم توسعه به نحوی كه كلیه ابعاد وجودی انسان را فرا می‏گیرد

- اساس توسعه، مبتنی بر فرهنگ است.

- استقلال فرهنگی، عامل اصلی توسعه و وابستگی فرهنگی، عامل اصلی توسعه نیافتگی است.

- فرهنگ اسلامی، اساس و هدف توسعه فرهنگی است.

- تربیت و تعالی انسان، شرط توسعه و غایت آن است.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,اقتصاد و فرهنگ,

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار...

حول حالنا الی احسن الحال

واقعا اگه دیوونه بشیم حق داریم.

چقدر دقیق چقدر حساب شده چقدر هوشیارانه و ...

چی بگم، واقعا بهتر از این نمی شد. دومین قدم دهه عدالت و پیشرفت. همت و کار و تلاش و ...

همت بلند دار که مردان روزگار               از همت بلند به جایی رسیده اند

اما چرا؟ چرا بعد از اصلاح الگوی مصرف همت و کار و تلاش؟ چه رابطه ای بین این دو وجود داره که مقام معظم رهبری امسال را اینگونه نامیدند؟ و مطلب دوم اینکه جایگاه این مطلب در دهه عدالت و پیشرفت کجاست؟

اولین قدم مثل پارسال اینه که خوب حرفهای مقام معظم رهبری رو بفهمیم. برعکس بسیاری از کسایی که سال پیش نفهمیدن اصلاح الگوی مصرف یعنی چی، امسال هم اول میریم سراغ (مرحوم مصنف که خدا رو شکر سایشون بر سر ما هست). بیانات آقا رو دوباره و چند باره باید خوند تا دوباره دچار کج فهمی های سال پیش نشیم.

در اینجا سعی شده گزیده بیانات مقام معظم رهبری و اون مقداری که به این بحث امسال بیشتر (!!!) مربوطه رو بیاریم. البته تمام سخنان ایشان از صدر تا ذیل یک سیر کاملا منطقی و پیوسته داره که برای فهم این بحث باید به همه اون دقت کرد. پس اول پیشنهاد میکنم متن کامل بیانات رو که در پست قبلی خدمتتون ارائه شده با دقت مطالعه کنید، بعد این قسمت های انتخاب شده رو بخونید و ببینید شاهکار خطابه رو...

اما گزیده بیانات:

امسال سى و دومین سالى است كه نظام جمهورى اسلامى تشكیل شده است؛ یعنى دومین سال از دهه‌اى است كه اعلام شد دهه‌ى پیشرفت و عدالت است. شعار پیشرفت و عدالت، یك شعار محورى است؛ یك مطلب اساسى است؛ یك نیاز است. در این مرحله، هدف كلان ملت عزیز ما و مسئولان باید پیشرفت و عدالت باشد. «پیشرفت» و «عدالت» دو خواسته‌اى است كه انسانها به آن نیازمندند. پیشرفت، یعنى از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنیا براى یك جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم یعنى میان انسانها تبعیض وجود نداشته باشد، بى‌عدالتى نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‌هاى اساسى و اصلى و دیرین بشریت است، كه تا تاریخ بشر وجود داشته است، این دو خواسته، خواسته‌ى اصلى انسانها بوده است: پیشرفت و عدالت. این شعارها را میشود داد؛ مهم این است كه كِى میشود به این شعارها عمل كرد. ما در نظام جمهورى اسلامى، این دهه‌ى چهارم را هنگام مناسب براى عمل در جهت رسیدن به این دو شعار یافتیم. پیشرفت را میشود به معناى حقیقى كلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدى كه در جامعه‌ى ما هست، با آگاهى و بصیرتى كه مردم ما بحمداللَّه پیدا كرده‌اند، موانع را شناخته‌اند، اهداف را تشخیص داده‌اند، دوست و دشمن را امروز جوانهاى ما تشخیص میدهند، اگر مسئولى در پى عدالت باشد، میتواند در جامعه‌ى ما مقدمات استقرار عدالت كامل را فراهم كند. البته این كارِ كوتاه‌مدت نیست، كارِ بلندمدت است. بنابراین این دهه را، دهه‌ى پیشرفت و عدالت در نظر میگیریم. هر اقدامى كه میشود، هر برنامه‌ریزى‌اى كه میشود، باید این دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پیشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد.

 كشور آمادگى‌هاى زیادى دارد. عزیزان من! در این سى سال، ملت و كشور در همه‌ى زمینه‌ها پیشرفت كرده است. زمینه براى یك حركت عظیم و بنیانى، یك حركت محسوس كه اثر آن را در زندگى مردم بشود ملاحظه كرد، فراهم است. ما هم در زمینه‌ى زیرساختهاى اقتصادى پیشرفتهاى زیادى كرده‌ایم. در زمینه‌ى زیرساختهاى ارتباطى و مواصلاتى كارهاى بزرگى انجام گرفته است. در زمینه‌ى پیشرفت علمى و فناورى، یك روند پرشتابى از چندى قبل تاكنون آغاز شده است. ملاحظه میكنید؛ در زمینه‌هاى علمى، جوانان ما، دانشگاهیان ما، برجستگان و نخبگان ما به یك مراحلى دست پیدا میكنند كه براى یك كشورى كه از مرحله‌ى دانش و تحقیق و فناورى و ابتكار علمى بسیار دور بوده است و فاصله داشته است، بسیار چیزهاى عجیبى است.

 جوانان عزیز! امروز در كشور شما چیزهائى كه ایران را در ردیف ده كشور اول دنیا قرار میدهد، یا در ردیف هشت كشور اول دنیا قرار میدهد، كم نیست. در بخشهاى مختلف، در بخشهاى علوم زیستى، علوم نانو، علوم فضائى، علوم گوناگون، شما مى‌بینید دانشمندان كشور - كه عمدتاً هم همین جوانان پرشور و پرشوق و پرنشاط هستند - توانسته‌اند كشور را به اینجا برسانند كه بگویند در این مقوله، ایران جزو هشت كشور دنیاست؛ در این مقوله، ایران جزو ده كشور اول دنیاست؛ یعنى این پیشرفت عظیمى است، این یك جایگاه مهمى است براى كشور.

 در زمینه‌ى اعتبار و اقتدار منطقه‌اى و بین‌المللى، امروز نظام جمهورى اسلامى و دستگاه اسلامى در كشور ما، آنچنان از ابهت و اهمیتى در چشم كشورها برخوردار است كه دشمنان ما هم اعتراف میكنند كه اعتبار بین‌المللى جمهورى اسلامى جزو برترینِ كشورهاى همسطح خود و كشورهائى است كه میتوانند اثرگذار باشند. میتوان گفت جمهورى اسلامى از لحاظ اعتبار بین‌المللى و سیاسى در منطقه، در درجه‌ى اول قرار دارد. افرادى كه بهترین تعبیر درباره‌ى آنها این است كه انسان بگوید كوته‌بینند و دقت نظر ندارند، میشنوید از آنها كه گاهى از اینكه فلان رئیس كشورِ مستكبر غربى یا فلان وزیر خارجه یا فلان مأمور بین‌المللى درباره‌ى ایران بدگوئى‌اى كرده است، این را دلیل بى‌اعتبارى نظام جمهورى اسلامى میشمارند؛ این خطاست. جمهورى اسلامى امروز در چشم ملتها، در چشم دولتها، حتّى در چشم دشمنانِ خودش داراى اعتبار و اقتدار است؛ یك دولت اثرگذار است. در مسائل جهانى، حضور نظام جمهورى اسلامى، یك حضور محسوس است؛ قابل مقایسه نیست با یك كشورى كه از لحاظ وضع اقتصادى و وضع ثروت عمومى، در حد ایران است. یعنى ایران از همه‌ى كشورهائى كه از لحاظ اوضاع اقتصادى از او جلوترند یا در سطح او هستند، از لحاظ تأثیر در سیاستهاى منطقه‌اى، بالاتر است.

 اینها همه زمینه‌هاست؛ سى سال تجربه‌ى خدمتگزارى و مدیریت هم امروز متراكم، در اختیار مسئولان نظام جمهورى اسلامى است. استمرار حركت این نظام و استقرار و ثبات نظام جمهورى اسلامى، این اهمیت را داشته است، این اثر بزرگ را گذاشته است كه یك تجربه‌ى متراكمِ ذى‌قیمتى در برخورد با مسائل جهانى و منطقه‌اى و مسائل داخلى در كشور جمع شده است؛ این خودش یك زمینه‌ى بسیار مهمى است، یك زیرساخت قابل توجهى است.

 چشم‌انداز روشنى تعیین شده است - یعنى سند چشم‌انداز بیست ساله‌ى جمهورى اسلامى - این سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر یكدیگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آیند، میتوانند بر اساس این سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، یكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسلامى است.

 یكى از امكانات بزرگ نظام، این نسل جوانِ تحصیلكرده‌ى پرانرژىِ پرانگیزه‌اى است كه در كشور ما وجود دارد. اینها تحصیل كرده‌اند، درس خوانده‌اند، باانگیزه‌اند، در راه فهم و درك مسائل گوناگون در بخشهاى مختلف تلاش میكنند، داراى اعتماد به نفس‌اند. ما امروز در جوانهایمان احساس میكنیم یك اعتماد به نفسى وجود دارد كه در گذشته وجود نداشته است، و در كمتر ملتى هم این را مشاهده میكنیم. هر كدام از این مسائل گوناگون اقتصادى و فنى و سیاسى و اجتماعى و مسائلى كه احتیاج به دانش و تخصص دارد، اینها را وقتى انسان با مجموعه‌هاى جوان و اهل تحقیق مطرح میكند، مى‌بیند اینها با اعتماد به نفس، میگویند میتوانیم. احساس نمیكنند كه عاجزند، ناتوانند؛ احساس میكنند میتوانند. این اعتماد به نفس خیلى ارزش دارد براى یك ملت كه احساس كند میتواند؛ چون سالهاى متمادى به ما تلقین میشد كه شما نمیتوانید. به ملت ما گفته میشد شما عُرضه ندارید. سیاستمداران كشور، حكام جائرى كه بر كشور ما مسلط بودند و غالباً با دشمنان این ملت دستشان در یك جیب و در یك كیسه بود، اینها غالباً به كشور ما، به مردم ما، به جوانهاى ما تلقین میكردند كه نمیتوانید؛ زحمت بیهوده نكشید. یعنى باید ما بنشینیم، دیگران تحقیق كنند، پیشرفت پیدا كنند، ما برویم از آنها دریوزگى كنیم، گدائى كنیم، از آنها بگیریم؛ خودمان نمیتوانیم از درون خود بجوشیم. این به ملت ما و جوانهاى ما و نسل ما تلقین میشد و جزو باورهاى این ملت بود.

 در دوران جوانى ما، آنطورى كه در جامعه واضح بود، این احساس وجود داشت كه ایرانى نمیتواند؛ فرنگى‌ها، اروپائى‌ها، آمریكائى‌ها باید پیش بروند، ما باید دنبال آنها حركت كنیم و از آنها یاد بگیریم. اینكه ما هم میتوانیم یك راهى را باز كنیم، یك حركتى را شروع كنیم، یك قلمروى را از قلمروهاى مهم زندگى فتح كنیم، این براى ملت ما یك امر باور نكردنى بود. امروز درست بعكس شده است. جوان ایرانى، هیچ مقوله‌اى از مقوله‌هاى مهم نیست كه برایش مطرح بشود و احساس كند كه نمیتواند. عرض كردم؛ در مسائل علمى، در مسائل فنى، در مسائل سیاسى، آنچه كه براى مجامع اهل تحقیق و پژوهش ما - كه عمدتاً هم جوانهاى كشورمان هستند - مطرح میشود، كارها و پیشرفتهاى گوناگونى كه مطرح میشود، جوان ایرانى احساس میكند كه میتواند. این اعتماد به نفس، چیز بسیار مهمى است. این اعتماد به نفس در مجامع علمى پشتوانه‌اى دارد از اعتماد به نفس ملى؛ آن چیزى كه من در چند سال قبل از این مطرح كردم كه باید ملت به اعتماد به نفس ملى برسد؛ یعنى احساس كند كه همه‌ى كارهاى بزرگ را میشود با اراده، با خواست، با حركت انجام داد. در هیچ كارى ما عاجز نیستیم. اینها زمینه‌هاى پیشرفت است.

 خوب، ما امسال را عرض كردیم «سال همت مضاعف و كار مضاعف»؛ یعنى همت برتر و كار بیشتر. این تعبیر مضاعف - یعنى چند برابر - شكل آرمانى است. اگر دو برابر هم شد، اگر سه برابر هم شد، اگر ده برابر هم شد، ما قانع نیستیم. اما اینجور هم نیست كه اگر یك جائى نتوانستیم دو برابر كار كنیم، یك برابر و نیم توانستیم كار بكنیم، مأیوس شویم؛ نه، مهم این است كه همت برترى داشته باشیم از آنچه در گذشته داشتیم، و كار بیشترى بكنیم از آنچه در گذشته میكردیم. این، شعار امسال است. این شعارها نه فقط یك امر نمایشى است، و نه هم اینجورى است كه ما خیال كنیم در این سال، این شعار همه‌ى مشكلات كشور را حل خواهد كرد؛ نه، این تشریفاتى نیست، نمایشى نیست؛ این خط روشنى را به ما نشان میدهد.

 سال گذشته ما عرض كردیم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همین جا در روز اول سال تصریح كردم: اصلاح الگوى مصرف چیزى نیست كه در یك سال بتواند اتفاق بیفتد. سال گذشته را گفتیم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز شد. من نمیتوانم این را بگویم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خیلى فاصله داریم. تا وقتى الگوى مصرف را اصلاح نكنیم، تا وقتى ندانیم آب را چه جور باید مصرف كرد، برق را چه جور باید مصرف كرد، نان را چه جور باید مصرف كرد، پول را چه جور باید مصرف كرد، تا اینها را درست مصرف نكنیم، راه‌هاى مصرف را ندانیم، مشكلات ما به حال خود باقى خواهند ماند. باید ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنیم. سال 88 مسئولین كارهائى كردند، برنامه‌ریزى‌هائى كردند، تحقیقاتى كردند، اما این كار نباید متوقف بماند. این، جهت را نشان داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف یك مسئله‌ى اساسى است و باید دنبال شود. امسال هم همین است. امسال ما عرض میكنیم همت بیشتر. این همتِ بیشتر مخصوص امسال نیست. همت برتر مخصوص سال 89 نیست. ما باید این را به عنوان یك انگشت نمایشگر راه در مقابل چشم خودمان قرار بدهیم؛ همتمان را نباید كم كنیم. كارهاى بزرگى داریم، اهداف بلندى در مقابل ماست؛ باید همت را بلند داشت تا بتوانیم به آن هدفها برسیم. كار هم باید بیشتر بشود. كار باید متراكمتر بشود تا بتوانیم به آن اهداف برسیم.

 

....

 حالا همت برتر و كار بیشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر این اساس باید انجام بگیرد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد. ما نباید بگذاریم وقت بگذرد. هر سالى از سالهائى كه دوران انقلاب گذرانده است، و در هر سالى هر ماهى، و در هر ماهى هر روزى، وزن و مقدارى دارد، ارزشى دارد؛ نباید این را از دست داد. ممكن است در هشت ماه از سال 88 كه اشتغالات فتنه‌انگیزان بعضى از ذهنها را به خود مشغول كرد، برخى از كارها نیمه‌كاره مانده باشد؛ باید جبران بشود. باید حركت، یك حركت سریعى باشد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد: عرصه‌ى علم و تحقیق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقیقاتى در همه‌ى زمینه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخشهائى كه براى كشور مورد نیاز است، بایستى همتشان را در تحقیق و علم افزایش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشمشان و مد نظرشان قرار بدهند؛ كار را باید متراكمتر كنند.

 من عرض كردم؛ باید جوانان ما همتشان این باشد كه با گذشت یكى دو دهه‌ى دیگر، كشورشان را یك مرجع علمى براى دانشمندان جهان قرار بدهند. پس این شد همت مضاعف و كار مضاعف در عرصه‌ى علم و تحقیق.

 همت مضاعف و كار مضاعف در استفاده‌ى بهینه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد. از همه‌ى آن چیزهائى كه میتواند براى سازندگى كشور در دورانهاى آینده مورد استفاده قرار بگیرد، یا زندگى عمومى مردم را رفاه و رونق ببخشد، باید حداكثر استفاده بشود؛ یعنى همان چیزى كه یكى از اركانش اصلاح الگوى مصرف است. از آب در كشور استفاده‌ى بهینه بشود. ما امروز از آب در كشور استفاده‌ى بهینه نمیكنیم. سال گذشته كه بنده مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف را مطرح كردم، پژوهشگران كشورمان تحقیق كردند، به ما اطلاع دادند كه اگر آبى كه در كشور مصرف میشود، ده درصد آن صرفه‌جوئى شود، این ده درصد به قدر تمام استفاده‌اى است كه امروز براى شرب خانگى و براى صنعت مورد استفاده قرار میگیرد. امروز نود درصد آب كشور در بخشهاى كشاورزى مصرف میشود - مصرف غلط، مصرف اسراف‌آمیز - ده درصد دیگر براى آب شرب و براى صنعت و براى مصارف گوناگون به كار میرود. یعنى اگر در كار كشاورزى ما ده درصد صرفه‌جوئى كنیم، مقدار مصرف شرب و صنعت و امثال اینها به دو برابر خواهد رسید؛ اینقدر مسئله مهم است. مسئله‌ى مصرف برق و مصرف حاملهاى انرژى - بنزین، گازوئیل - هم مهم است. این لایحه‌ى هدفمند كردن یارانه‌ها كه مطرح شده است، ناظر به این مسائل است؛ لایحه‌ى بسیار مهمى است.

 من همین جا در حضور شما مردم عزیزمان توصیه میكنم؛ هم به قوه‌ى مجریه، هم به قوه‌ى مقننه، كه در این مسئله‌ى مهم باید با هم همكارى كنند، باید به هم كمك كنند. از یك طرفِ قضیه، نگاه به قوه‌ى مجریه است - كه بار بر دوش قوه‌ى مجریه است؛ دولت بایستى اقدام كند، عمل كند؛ پس همه‌ى دستگاه‌هاى دیگر، از جمله دستگاه قانونگذارى باید به دولت كمك كنند - از طرف دیگر هم دولت بایستى آن چیزى كه قانونى است و مراحل قانونى را گذرانده است، معتبر بداند و بر طبق آن عمل كند. بنابراین دولت، مجلس - قوه‌ى مجریه، قوه‌ى مقننه - در این كار دوشادوش هم حركت كنند، به هم كمك كنند و با هم باشند؛ «ید اللَّه مع الجماعة». وقتى با هم بودند، خدا هم كمك خواهد كرد. بنابراین استفاده‌ى بهینه از امكانات و منابع موجود كشور و بهره‌ورى مهم است؛ بهره‌ورى بیشتر از آنچه كه داریم و آنچه كه بسیارى از آنها متأسفانه مورد اسراف و استفاده‌ى غلط قرار میگیرد.

 همت مضاعف و كار بیشتر در كیفیت بخشیدن به تولیدات داخلى؛ یكى از كارهاى اساسى این است. ما امروز تولیدات داخلى زیادى داریم؛ هم در زمینه‌ى صنعت، هم در زمینه‌ى كشاورزى؛ باید به كیفیت اینها اهمیت بدهیم، كیفیت اینها را بالا ببریم. باید جورى باشد كه مصرف‌كننده احساس كند آنچه كه در كشورش تولید میشود، به دست كارگر ایرانى تولید میشود، از لحاظ كیفیت، یا بهتر از نوع خارجى است یا لااقل همسطح آن است.

 همت مضاعف و كار مضاعف در تأمین سلامت. مسئله‌ى سلامت، هم در برنامه‌ى پنجم باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد، هم در برنامه‌ریزى‌هاى گوناگون اجرائى در دستگاه‌هاى مختلف. یك بخش از مسئله‌ى تأمین سلامت، مسئله‌ى ورزش همگانى است؛ كه بنده بارها توصیه كردم، باز هم توصیه میكنم. ورزش همگانى براى همه لازم است. نشاط، سلامت، آمادگى، حوصله‌ى كار، در سایه‌ى ورزش عمومى و همگانى براى جامعه تأمین میشود.

 همت مضاعف و كار مضاعف در سرمایه‌گذارى، در كارآفرینى. بسیارى از كسانى كه سرمایه دارند، پول دارند، درآمدهاى كلانى دارند، نمیدانند این درآمدها را چگونه باید صرف كنند. اینجا هم باز همان اصلاح الگوى مصرف خود را نشان میدهد. پول را به جاى سرمایه‌گذارىِ تولیدى، صرف تجملات میكنند؛ سفرهاى خارجى بیهوده، بى‌ثمر، پرخرج و احیاناً فسادآور، بهانه براى تغییر وسائل خانه، وسائل زندگى؛ این چیزها یك حركت مسرفانه است نسبت به ثروت. میشود پول را، درآمد را سرمایه‌گذارى كرد. امروز وسائل این كار فراهم است. با فعال شدن بورسهائى كه در كشور هست، میتوان سرمایه‌گذارى كرد. همه میتوانند آنچه را كه دارند، در سرمایه‌گذارى‌ها دخالت بدهند.

 یكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف میطلبد، مسئله‌ى تولید فكر است؛ كتابخوانى، افزایش معلومات عمومى در زمینه‌هاى گوناگون. این كرسى‌هاى آزاداندیشى كه ما عرض كردیم، پیشنهاد كردیم در دانشگاه‌ها و در حوزه‌ها به راه بیفتد، میتواند یك جریان سیال فكرىِ بسیار باارزشى را در جامعه به راه بیندازد.

 و از همه مهمتر، همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در مبارزه‌ى با بى‌عدالتى. اینها چیزهائى است كه ما در پیش روى خودمان داریم. ملت، دولت و مسئولان باید تلاش كنند.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

صفحات دلاوارنامه: 1 | 2 | « 2