حرف دل
راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

مهم ترین وظیفه
"شناخت و انجام وظیفه" است.
فصلهای دلاوارنامه
پستوی دلنوشته ها
ختم صلوات
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر "ارواحنا فداه"






کاتب
قدمهای بر چشم دلاوار
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
قدمهای امروز :
قدمهای دیروز :
قدمهای این ماه :
قدمهای ماه قبل :
کل قدمها :
آخرین قدمها :
  
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
جستجو در دلاوارنامه

دوستان دلاوار
حلقه معرفت
سید جلال الدین حسینی (واعظ)
محیط مذهبی
کلبه فقه و حقوق
داهول
هشتمین ستاره
صمصام علوی
تنهایی...عشق
منتظران آفتاب
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
افلاکیان
لشگریان عشق
دست نوشته های یک نسل سومی
عصر ظهور
نوبهار دلها
مهندس مسلمان
مکائد ابلیس
پلاک هشت
پا به پایِ ماه
افسران امام خامنه ای
جا مانده از...
نسل حضور
عروس خورشید
قصه انتظار
کوثر بی کرانه
می نویسم برای مظلومیت آقام سید علی
راه نزدیک
غروب طلائیه
طلبه پاسخگو
بار امانت
سهم من
کجایی سبزترین بابای دنیا؟
میثم تمار
جای خالی...
وارثان انتظار
دلنوشته های یک بچه +
اسطوره های آسمانی
پیام شهبند
طرحی نو
محراب یار
پشت خاکریز
بالاتر از بالاترین(طنزهای سیاسی)
سراج
والعاقبة للمتقین
همسفرشهدا
المرأة ریحانه
بهشت دور نیست
این روزها که میگذرد
الهم عجل لولیک الفرج
تسنیم-تبریز
به سردی فرات
میقات
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست
اشعار عاشورایی
خاکریز انتظار
شهر لاله ها
یک قدم تا خدا
خورشید
بصیرت
ضجه های زنی خسته

پیوندهای روزانه
دلاوارنامه
كد لوگوی دلاوارنامه برای وبلاگ شما
آخرین دلنوشته ها
که روی توبه ندارم...
الله اکبر از این مردم...
نامه یک دوست عزیز به علی عزیز...(فرزند شهید احمدی روشن)
لاحول ولا قوة الا بالله...(از دلاوارنامه)
صــــــــــــــــــــــــبر استــــــــــــــ...(از دلاوارنامه)
عشق و چمران...
اینو دوباره گذاشتم..برای تویی که به عشق غیر خدا گفتی نه...
نفسی در هوای خامنه ای..
پیکان + پهپاد
معامله به این میگن...
حســـــــین...2(از دلاوار)
حســـــــین...(از دلاوار)
یا حسینامون بوی حسن میده
بدون عنوان!!!
کوتاه اما...
یه روز بارونی
پرندگان را بنگر...(از دلاوارنامه)
تا تو را فهمیده ام...(از دلاوارنامه)
حب دنیا و ذکر و دامن! درویش!!!(مخصوص آقایان؛ برای گرفتن رمز پیام بگذارید و آدرس وبلاگ یا ایمیلتان را قرار دهید)
عشقم تویی...(از دلاوارنامه)
از عید فطر تا عرفه...عید قربان بر همه شما عزیزان مبارکباد
شکارچی شنبه و یک حبه قند...جاهدوا باموالکم
آیت الله شاه آبادی: امام موسی صدر زنده است و به زودی به ایران باز میگردد.
حرم هستی...(از دلاوارنامه)
گرما تویی...(از دلاوارنامه)
هوس دل...(از دلاوارنامه)
دل دارم...(از دلاوارنامه)
استاد عزیز و گرامی جناب آقای دکتر مسعود درخشان و قیام وال استریت
دلم گم کرده راهش را...(از دلاوارنامه)
دور هم خوش میگذره...نه؟

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌


الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد
و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المكرّمین
سیّما بقیّةالله فى الأرضین‌

 خداوند متعال را از اعماق جان سپاسگزارم كه یك بار دیگر و یك سال دیگر این توفیق را عنایت فرمود كه روز اول سال در كنار شما برادران و خواهران زائر و مجاورِ این سرزمین پاك و مقدس، در كنار مرقد مطهر حضرت ابى‌الحسن على‌بن‌موسى‌الرضا (صلوات الله و سلامه علیه) باشم و از فیوضات این روز و از فرصت بزرگ دیدار شما برادران و خواهران عزیز بهره‌مند شوم. اولاً تبریك عرض میكنم حلول سال نو و عید نوروز را به همه‌ى ملت ایران، به شما برادران و خواهران عزیز، و مطالبى را در این مناسبت عرض میكنم.

 مطلب اوّلى كه مورد نظر است كه عرض بشود، به مناسبت گذشتن سى و یك سال از استقرار نظام جمهورى اسلامى، یك تعریف قرآنى از نظام مقدس اسلامى و از حكومت اسلامى است. اساس حكومت اسلامى و شاخص عمده‌ى این حكومت عبارت است از استقرار ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به تعالیم انبیاء و سلوك در صراط مستقیمى كه انبیاء الهى در مقابل پاى مردم قرار دادند. اساس، ایمان است. فرستادن پیامبران الهى براى هدایت انسانها و ایجاد جوامع دینى و الهى در طول تاریخ تا امروز، در درجه‌ى اول براى این مقصود است. لذا میفرماید: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا. لتؤمنوا باللَّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و اصیلا».(1) یعنى هدف از فرستادن پیغمبران الهى، ایمان به خدا، دل بستن به ذات الهى و راه الهى، و دل بستن به آن تعالیمى است كه انبیاء الهى به انسان تعلیم داده‌اند. این در سوره‌ى مباركه‌ى «انّا فتحنا» است. در سوره‌ى مباركه‌ى احزاب میفرماید: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا. و داعیا الى اللَّه».(2) رسالت پیغمبر، دعوت به خداست؛ این، اساس كار است. آن چیزى كه به عنوان شاخص، میان نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى و همه‌ى جوامع بشرى وجود دارد، در درجه‌ى اول این نكته است؛ مسئله‌ى ایمان به خدا، ایمان به غیب، ایمان به راهى كه خداوند متعال براى سعادت دنیوى و اخروى انسان در مقابل بشر قرار داده است. اگر امروز نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظامهاى گوناگون عالم سخنى براى گفتن دارد، مطلبى براى تحدى در قبال نظامهاى مادى در نظام جمهورى اسلامى وجود دارد، به خاطر همین است كه شاخص عمده، ایمان است. امروز بشر به خاطر بى‌ایمانى، دچار منجلابهاى گوناگون زندگى است. بنابراین شاخص عمده، ایمان است. ایمان به خدا و راه خدا و راه انبیاء - كه دنبال آن، عمل به این تعالیم است - فقط براى تعالى معنوى نیست؛ اگرچه عمده‌ترین ثمره‌ى آن، تعالى معنوى و تكامل انسانى و اخلاقى است؛ چون دنیا مزرعه‌ى آخرت است. از حركت در زندگى دنیاست كه انسان میتواند مدارج و معارج را طى كند و پیش برود. لذا زندگى مادى هم در گروى ایمان به خداست. پس ایمان به خداى متعال نه فقط سعادت معنوى را تأمین میكند، بلكه سعادت مادى را هم تأمین میكند. ایمان به خداى متعال موجب میشود كه بشر در زندگى مادىِ خود بتواند همه‌ى آن چیزهائى را كه انسان به آن نیازمند است، به دست بیاورد. «و لو انّهم اقاموا التّوریة و الانجیل و ما انزل الیهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛(3) اگر اقامه‌ى دین بشود، اگر تعالیم اسلامى در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ رفاه به آن حدى میرسند كه هیچ نیازى براى آنها باقى نماند كه تأمین نشده باشد. از لحاظ آسایش معنوى و روانى انسان، احساس امنیت و آرامش، باز نقش ایمان برجسته است. به گفته‌ى قرآن: «قد جائكم من اللَّه نور و كتاب مبین. یهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام»؛(4) راه‌هاى سلامت را، راه‌هاى آرامش را، راه‌هاى امنیت روانى را قرآن به انسان تعلیم میدهد؛ این راهى است كه بشر را به آرامش روانى میرساند؛ یعنى همان چیزى كه امروز دنیا در فقدان آن، در حال التهاب است. پیشرفت مادى هست، پیشرفت فناورى و علمى هست، ثروتهاى كلان در دست جوامع هست؛ اما آسایش نیست، آرامش نیست. این به خاطر كمبود این عنصر اساسى در زندگى انسان است، كه عبارت است از ایمان. این یك مطلب اساسى با استفاده‌ى از قرآن كریم است كه در جمهورى اسلامى، من و شما، همه‌ى آحادمان، همه‌ى جوانهایمان، همه‌ى نسلهاى رو به جلو كه میخواهند فرداى سعادتمندى را براى كشورشان و براى خودشان و براى فرزندانشان تأمین كنند، باید به این توجه داشته باشند. اساس كار در نظام اسلامى ایمان است، كه باید این ایمان را تأمین كرد؛ نه فقط در دل، بلكه در عمل، در برنامه‌ریزى‌ها و در همه‌ى اقدامها.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

چگونگی الهام گیری از قیام امام حسین برای وضعیت امروز

حالا برگردیم به بحث اول. گفتیم فتنه شرایطی است که شناخت حق و باطل را دشوار می‌کند. آیا واقعا تشخیص اینکه امام حسین حق است دشوار است؟ در مقابل امام حسین (ع) یزید است كه شرابخوار و بوزینه باز و... است؛ آیا اصلا شكی پیش می‌آید كه حق كیست و باطل كیست؟ پس چگونه ما میتوانیم برای خروج از فتنه، از فرهنگ عاشورایی امام حسین استفاده کنیم؟ چگونه در شرایط فعلی ما می‌توانیم از این چراغ هدایت و کشتی نجات استفاده کنیم؛ کدام طرف یزید است و کدام طرف امام حسین(ع)؛ الان نمی‌توانیم بگوییم که یکی از طرفین، یزید است چرا که یزید بین الفسق بود. این است که ما همیشه در تحلیل های سطحی مانده ایم چرا که در حوزه شناخت جامعه ضعیف هستیم. فکر نمی‌کنیم که چگونه می‌شود که مردم امام حسین(ع) را می‌کشند؛ مگر کسی شک داشت که امام حسین حق است ویزید باطل، در اینجا ما باید یک مرتبه دیگر عاشورا را واکاوی کنیم. کدهای جنگ جمل که واضح است تا حدودی می‌دانیم. دراینجا باید کدهای عاشورا را شناسایی کرد.

امام حسین اصلی ترین کاری که در عاشورا انجام داد این بود که نگذاشت که جامعه از نفاق به سمت کفر حرکت کند (از نفاق معاویه‌ای به سمت کفر یزیدی که صریحا می‌گفت: «لعب الهاشم بالملک فلاخبرٌ جاء و لا وحی نزل »)؛ اما کار ایشان به همین مقدار محدود نشد، بلکه راه شناسایی جریان نفاق را هم برای اهل بصیرت آشکار ساخت. در مرحله معرفی جریان یزید، مساله ساده است. اگر حکومت یزیدی همچون شاه باشد با حکومت شاه می‌جنگی. در زمان شاه و امام شما می‌توانستید طرف حق را براحتی شناسایی کنید. اما وقتی داخل این فضای کنونی می‌شوی شرایط برای شناخت خیلی سخت می‌شود، چون دیگر در جامعه با تیپ شخصیتی امثال یزید مواجه نیستی. اما به نظر من در همین جا امام حسین (ع) جواب ما را می‌دهد؛امام حسین(ع) یک کارش این بود که یزید را به زمین بزند اما کار مهمترش که منجر به ظهور امام زمان(عج) می‌شود این بود که همه انواع ظالم‌ها را رسوا کند، یعنی چه ؟ یعنی این که ابتدا به شما نشان می‌دهد که یزید و عبیدالله بن زیاد انسانهای بدی هستند، اما شاید فهم این که اینها شرند آسان باشد اما فهم اینکه عمرسعد انسان شری است شمر انسان بدی است شاید کار ساده‌ای نباشد. اما امام حسین(ع) به گونه‌ای رفتار کردند که الان اگر کسی می‌خواهد بگوید فلان شخص انسان شروری است اورا عمر سعد خطاب میکند.

عمر سعد پسر سعد بن ابی الوقاص است. سعد بن ابی الوقاص مجاهد، بسیجی، جانبازو.... فرمانده در زمان پیامبر، با سوابق در خشان، فرمانده فتوحات اسلامی؛ ولی در زمان عثمان خانه نشین شد؛ در زمان امام علی (ع) طرف هیچ کس را نگرفت به خاطر اینکه می‌گفت، جنگ بین مسلمین است. خیلی انسان زاهدی است! به خاطر اینکه دستش را به خون هیچ مسلمانی آلوده نکند، حتی از علی هم حمایت نمی‌کند! پسرش هم مانند پدرش، فردی مقدس و اهل احتیاط! حتی وقتی که داشت به کربلا می‌رفت، نرفت که با امام بجنگد، بلکه رفت تا بین امام و یزید صلح برقرار کند و راه درست را به امام نشان دهد! رفت که امام حسین(ع) را مجاب کند«....کلما جاءهم رسول بما لا تهوی انفسهم ففریقا کذبوا وفریقا یقتلون» (مائده 71؛ وقتی رسولی برای آنها فرستاده می‌شود و آنگونه که آنها می‌خواهند رفتار نمیکند یا تکذیبش میکنند و یا اورا می‌کشند). بعد که عمر سعد دریافت امام حسین(ع) مجاب نمی‌شود؛ امام حسین(ع) را به شهادت می‌رساند و به این کار خود افتخار می‌کند! و همه این تحولات درطول 5-6 روز در درون عمر سعد رخ می‌دهد.

شمر بن ذی الجوشن از او هم برتر است: فرماندهان لشگر امام علی در زمان جنگ صفین است؛ اما با این همه سابقه در خشان در کربلا مهمترین آتش بیار معرکه می‌شود و امام حسین(ع) را به قتل می‌رساند.

باز هم هستند افرادی که امام حسین رسوا می‌کند. در مورد شمر برخی بر این باورند که او به خوارج ملحق شد، اما شبث بن ربعی نه فقط فرمانده حضرت علی در جنگ صفین است، بلکه از فرماندهان امام در جنگ نهروان است. همچنین طرفدار ائمه باقی می‌ماند. او یکی از هفت نفر از سران کوفه است که به امام حسین(ع) نامه می‌فرستد و حتی با مسلم بیعت می‌کند، اما بعد جزء فرمانده هان سپاه عمر سعد می‌شود که امام حسین(ع) را می‌کشد. کسی که تا یک ماه قبل برای امام حسین (ع) نیرو بسیج می‌کند، اکنون برای یزید نیرو بسیج می‌کند! درباره این شخص حضرت علی اکبر در یکی از رجز هایش می‌گوید

«انا علی بن حسین بن علی نحن وبیت الله اولی بالنبی من شبث ذاک و شمر الذی اضربکم بالسیف حتی یلتوی»

حضر ت علی اکبر در وسط میدان جنگ می‌گوید قسم به خانه خدا که ما از شبث و شمر به پیامبر نزدیکتریم! جامعه به کجا رفته که درذهن‌ها جا افتاده که شمر و شبث به پیامبر نزدیکترند! مانند این است که ما بگوییم ما از بنی صدر به امام خمینی نزدیکتریم.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
 
برخی خواص بجای سپر ولی شدن، با سخنان دو پهلو ولی را سپر خود قرار داده‌اند

حجت الاسلام دكتر حسین سوزنچی از فضلای جوان حوزه علمیه قم، به تازگی در تحلیل دینی فتنه ماه های اخیر، به ارائه سخنانی در دانشگاه امام صادق علیه السلام پرداخته است:(لازم به ذکر است شبیه این سخنان را در دانشگاه صنعتی شریف نیز بیان داشته اند):

بسم الله الرحمن الرحیم

در شرایط فعلی فتنه‌ای رخ داده و جریا نی به راه افتاده که ما می‌خواهیم این جریان را با واقعه عاشورا تحلیل کنیم. امام حسین(ع) هم کشتی نجات است و هم چراغ هدایت، پس برای ورود به فتنه باید با کشتی نجات وارد شد. پس، باید از قیام امام حسین(ع) بتوان برای تحلیل شرایط فعلی استفاده کرد، و من از زاویه امام حسین(ع) وارد بحث می‌شوم.

پیامبر اکرم در مورد امام حسین فرمود: «حسین مصباح الهدی وسفینـة النجاة» وحضرت امیر درنهج البلاغه می‌فرماید«شقوا امواج الفتن بالسفن النجاة» (خطبه 5 نهج البلاغه) امواج فتنه وقتی است که دریا طوفانی است. در دریای طوفانی نمی‌شود با شنا کردن نجات پیدا کرد، بلکه باید سوار کشتی شد.

آنچه از جان امام حسین علیه‌السلام هم مهمتر است!

بگذارید ابتدا نكته‌ای را عرض كنم. دكتر شریعتی در یكی از سخنرانیهایش می‌گوید: «عظمت شخص امام حسین آنقدر زیاد است که ما آن چیزی را که از امام حسین مهم‌تر است فراموش کرده ایم.» اما مگر از امام حسین چیزی بالاتر قابل فرض است؟ بله، هدف امام حسین(ع) كه به خاطرش شهید می‌شود، از جان امام حسین(ع) مهم‌تر است! اما آن هدف مهم چیست كه می‌ارزد حسین و بهترین انسانهایی كه همان خاندان و اصحاب اویند برایش شهید شوند؟ آیا اسلام است؟ اسلامی که امام حسین(ع) می‌خواهد برایش شهید شود چیست؟آیا منظور الفاظ و نوشته‌های آیات و روایات است؟ قطعا خیر، زیرا خود امام حسین (ع) قرآن ناطق است. این سوال خیلی مهمی است چرا که ما معتقدیم ائمه صاحب مقام خلیفةاللهی اند، انسان کامل اند، واسطه فیض‌اند و... و بعد می‌گوییم یک چیزی وجود دارد که چنین امامی به خاطرش شهید می‌شود! و آیا اسلامی بالاتر از امام حسین می‌شود؟ این است كه به نظر می‌رسد ریشه همه‌ی این فتنه های دشوار آن باشد که:

ما درک کنیم که یک چیزی بالاتر از جان امام حسین (ع) وجود دارد و آن این است که نه فقط انسان با وجود فردی خود، بلکه انسان با وجود جمعی و اجتماعی خود هم باید به نهایت سعادت ممكن دست یابد. یکبار ما رسیدن به نهایت مقام خلیفة‌اللهی و تحقق فلسفه آفرینش را به لحاظ فردی در نظر می‌گیریم، که با آمدن پیامبر خاتم این هدف محقق شد (الخاتم من ختم المراتب بأسرها)پیامبر خاتم کسی بود که تمام مراتب راطی کرد. خوب اگر با آمدن او هدف خلقت محقق شده دیگر چرا خلقت تداوم دارد؟ رکن این ادامه داشتن این است که جامعه دینی سعادتمند هم باید محقق شود؛ یعنی توحید نه به لحاظ فردی بلکه به لحاظ اجتماعی نیز باید در حیات انسانی پدیدار شود؛ و این حاصل نمی‌شود مگر در جامعه مهدوی، یعنی جامعه‌ای كه هم امام معصوم دارد و هم امت تحمل وجود امام را دارد و با او همراه می‌شود. بدین ترتیب است كه قیام امام حسین مقدمه‌ای برای آماده كردن مردم برای جامعه مهدوی است و این هدف است که از جان امام حسین(ع) هم بالاتر است و می‌ارزد که امام حسین (ع) به خاطرش شهید شود. یعنی همه تلاشهای پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم‌السلام این است که نه فقط خودشان به سعادت برسند و تمام مراتب را طی کنند بلکه این امت هم بتواند تمام مراتب رابه لحاظ هویت جمعی طی کند. واین کار هزاران مصیبت دارد؛ مصیبت اصلیش این است كه این جامعه باید به حدی از بصیرت برسد كه امام را آن گونه كه هست- نه آن گونه كه با آرزواندیشی‌های خود تخیل می‌كند- بشناسد و از او تبعیت كند.

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

فصل : انقلاب ، امام و رهبری,

ملت عزیز ایران

ایرانیان مسلمان و غیر مسلمان که در راهپیمایی روز چهارشنبه در برابر توهین به مقدسات الهی برخواستید ، خدا خیرتان دهد. تشکر از شما فقط کار صاحب قرآن جل و علا و حضرت ابی عبدالله الحسین است و زبان ما کوتاه و وصف ما حقیر است از آنچه شما آفریدید.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
مترفین
به قلم:دلاوار 08:02 ب.ظ

اجازه بدید بدون مقدمه و حاشیه دو کلوم حرف حساب بزنیم

همیشه

انقلاب ها مال پابرهنه ها بوده و

همیشه انقلاب مال پا برهنه ها هست

انقلاب را پابرهنه ها نگه داشتند

انقلاب رو پابرهنه ها نگه می دارند

انقلاب کردن کار پابرهنه هاست

اصلا انقلاب یعنی پابرهنه بشی و فریاد بزنی

از جان و مال و همه چیزت بگذری و برای هدفت قیام کنی

اما نمی دونم چرا برخی خیال کردن با قر دادن و سوت و کف زدن و پشت تویتا کمری نشستن و بوق زدن می تونن انقلاب کنن

انقلابی که از بالاشهر تهرون بخواد شروع بشه تکلیفش معلومه

وقتی توی انتخابات پابرهنه ها اومدند تو صحنه باید حساب کار دستشون می اومد که

از آن نترس که های و هو دارد             از آن بترس که سر به تو دارد

 


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,دل نوشته های اقتصادی,

بِسمِ اللّهِ الرَّحمَنِ الرَّحیِمِ

حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا:

اگر یقین نداشتم نمی‌گفتم، هرکس با رهبر انقلاب مخالفت کند،خدا از او نمی‌گذرد ، این مرد بزرگ عزّ اسلام است.

حجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا از علما و خطبای سرشناس تهران، در پایان یکی از جلسات سخنرانی خود، با توجه به شرایط موجود در جامعه، مطالب مهمی را پیرامون شخصیت رهبر معظم انقلاب و تبعیت از ایشان مطرح نموده اند که نظر به اهمیت این اظهارات، متن کامل سخنان ایشان به همراه فایل صوتی آنرا در اختیار کاربران محترم قرار می‌دهیم :

برای دریافت فایل پی دی اف اینجا کلیک کنید.

برای دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید.


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,
امام عزیزم
به قلم:دلاوار 10:55 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام سلام بر امامم عزیزم امام دلبرم امام زیبایم امام مهربانم ...

سلام بر عشقم سلام بر محبوبم سلام بر همه خوبیها...

سلام بر امامم

گر چه دل از غم هجرت شده بیمار اماما                 ز غمت دل شده بیدار و چه هشیار اماما

گر بسوزد همه کاغذ به جهان خصم تو جانا               می شـوم بهـر تـو و نــام تــو دیــوار اماما

 

 

 


فصل : شعر دلاوار,انقلاب ، امام و رهبری,

سلام

برای دریافت فایل وردی اینجا کلیک کنید


فصل : انقلاب ، امام و رهبری,گوناگون,

صفحات دلاوارنامه: 1 | 2 | « 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات